الف

آفتاب نشین کوی توام یا امام رضا(ع)


31 خرداد 1400 - 20:19
0b56dded32
بر خلاف بعضی فرهنگ نامه‌ها، آفتاب نشین، تن پرور نیست. او زمینی برای کشت و کار ندارد. آفتاب نشینی او هم از سر انتظار است تا صاحب زمینی، اربابی بیاید و او را سر کار ببرد. حکایتِ من و ما و شما و ایشان هم همین است در مشهد.

غلامرضا بنی اسدی

روزنامه‌نگار

به گزارش مشهد فوری،غلامرضا بنی اسدی در یادداشتی نوشت:

من یک آفتاب نشینم مثل همه مشهدی‌ها.مثل فراوان در فراوان آدمی که اگر به مشهد هم راه نیابند، دلِ خود را "مشهدِ عشق" می‌کنند حتی اگر فاصله هزار فرسنگ باشد.

حتما می‌دانید که آفتاب نشین کیست. بر خلاف بعضی فرهنگ نامه‌ها، آفتاب نشین، تن پرور نیست.

او زمینی برای کشت و کار ندارد. آفتاب نشینی او هم از سر انتظار است تا صاحب زمینی، اربابی بیاید و او را سر کار ببرد. حکایتِ من و ما و شما و ایشان هم همین است در مشهد.

داشته‌ها را فرو گذاشته‌ایم و از هرجا افتان و خیزان خود را به مشهد رسانده‌ایم. از خود هیچ نداریم و هر چه هست از ارباب است. از حضرتِ سلطان است.

من، چون شما آفتاب نشینِ کوی اویم که خورشید هم در همسایگی‌مان، کوچه باز می‌کند و ماه و ستاره‌ها هم خود را می‌رسانند.

حتی دیده‌ام و شما هم دیده‌اید که چشمه‌ها هم این گوشه و کنار، در حسرت سقاخانه آقا، نبضِ شان می‌زند.

کبوترها که حکایت‌شان نه گفتنی که دیدنی است؛ پرواز و پرواز و طواف. آهو‌ها هم از دور سلام می‌تراود از آن نگاه زیبای‌شان.

آری، همه مان نشسته‌ایم تا ارباب، صدای‌مان کند. صدایش را دوست داریم. خیلی وقت‌ها هم خود را به نشنیدن می‌زنیم تا حظِ دوباره شنیدن روزی مان شود. می‌دانیم که "نشنیدنِ مان" را به تازیانه عقاب نمی‌کند. خودش هم بهتر از ما می‌داند که چقدر صدایش را دوست داریم.

می‌داند که نشنیدن بهانه است برای باز شنیدن صدایش. اصلا برای همین اینجاییم. صدای نقاره حرمش که می‌وزد، احساس خنک نسیمی در ما جان می‌گیرد که یادآور خاطرات بهشتی است که در حافظه ناخودآگاه انسان ذخیره شده است.

این جا مشهد است و ما آفتاب نشین‌هایی هستیم که زیارتنامه خوانی در این حریم را دوست داریم.

صدای‌مان مثل اعمال‌مان است. زیبا نیست. مثل دستان‌مان است که تهی است. خیلی وقت‌ها هم " فالش" می‌خوانیم.

هارمونی خواندن دیگران را هم برهم می‌زنیم اما می‌دانیم که ارباب همین را هم از ما می‌پذیرد. ما آفتاب نشینِ کرامت بزرگواری هستیم که نمی‌گوید چه آورده‌اید، می‌پرسد چه می‌خواهید و ما را نه به کوچکی دست و کوتاهی همت که به کرامت خویش پاداش می‌دهد...

بر خلاف بعضی فرهنگ نامه‌ها، آفتاب نشین، تن پرور نیست. او زمینی برای کشت و کار ندارد. آفتاب نشینی او هم از سر انتظار است تا صاحب زمینی، اربابی بیاید و او را سر کار ببرد. حکایتِ من و ما و شما و ایشان هم همین است در مشهد.

پایگاه خبری مشهد فوری (mashhadfori.com)

0b56dded32
31 خرداد 1400 - 20:19

به گزارش مشهد فوری،غلامرضا بنی اسدی در یادداشتی نوشت:

من یک آفتاب نشینم مثل همه مشهدی‌ها.مثل فراوان در فراوان آدمی که اگر به مشهد هم راه نیابند، دلِ خود را "مشهدِ عشق" می‌کنند حتی اگر فاصله هزار فرسنگ باشد.

حتما می‌دانید که آفتاب نشین کیست. بر خلاف بعضی فرهنگ نامه‌ها، آفتاب نشین، تن پرور نیست.

او زمینی برای کشت و کار ندارد. آفتاب نشینی او هم از سر انتظار است تا صاحب زمینی، اربابی بیاید و او را سر کار ببرد. حکایتِ من و ما و شما و ایشان هم همین است در مشهد.

داشته‌ها را فرو گذاشته‌ایم و از هرجا افتان و خیزان خود را به مشهد رسانده‌ایم. از خود هیچ نداریم و هر چه هست از ارباب است. از حضرتِ سلطان است.

من، چون شما آفتاب نشینِ کوی اویم که خورشید هم در همسایگی‌مان، کوچه باز می‌کند و ماه و ستاره‌ها هم خود را می‌رسانند.

حتی دیده‌ام و شما هم دیده‌اید که چشمه‌ها هم این گوشه و کنار، در حسرت سقاخانه آقا، نبضِ شان می‌زند.

کبوترها که حکایت‌شان نه گفتنی که دیدنی است؛ پرواز و پرواز و طواف. آهو‌ها هم از دور سلام می‌تراود از آن نگاه زیبای‌شان.

آری، همه مان نشسته‌ایم تا ارباب، صدای‌مان کند. صدایش را دوست داریم. خیلی وقت‌ها هم خود را به نشنیدن می‌زنیم تا حظِ دوباره شنیدن روزی مان شود. می‌دانیم که "نشنیدنِ مان" را به تازیانه عقاب نمی‌کند. خودش هم بهتر از ما می‌داند که چقدر صدایش را دوست داریم.

می‌داند که نشنیدن بهانه است برای باز شنیدن صدایش. اصلا برای همین اینجاییم. صدای نقاره حرمش که می‌وزد، احساس خنک نسیمی در ما جان می‌گیرد که یادآور خاطرات بهشتی است که در حافظه ناخودآگاه انسان ذخیره شده است.

این جا مشهد است و ما آفتاب نشین‌هایی هستیم که زیارتنامه خوانی در این حریم را دوست داریم.

صدای‌مان مثل اعمال‌مان است. زیبا نیست. مثل دستان‌مان است که تهی است. خیلی وقت‌ها هم " فالش" می‌خوانیم.

هارمونی خواندن دیگران را هم برهم می‌زنیم اما می‌دانیم که ارباب همین را هم از ما می‌پذیرد. ما آفتاب نشینِ کرامت بزرگواری هستیم که نمی‌گوید چه آورده‌اید، می‌پرسد چه می‌خواهید و ما را نه به کوچکی دست و کوتاهی همت که به کرامت خویش پاداش می‌دهد...

منبع: مشهد فوری

325

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.

اخبار ایران و جهان