الف

زن 25 ساله مشهدی طلسم فالگیر شده‌بود/ سکه‌های طلا در خانه سعیده!


13 شهریور 1400 - 09:27
2fc8c46f96
زن 25 ساله‌ای که با شکایت تعدادی از شهروندان به اتهام کلاهبرداری توسط نیروهای تجسس کلانتری سپاد مشهد دستگیر شد.

به گزارش مشهد فوری، این‌ها بخشی از اظهارات زن 25 ساله‌ای است که با شکایت تعدادی از شهروندان و به اتهام کلاهبرداری توسط نیروهای تجسس کلانتری سپاد مشهد دستگیر شده‌است. 

او در حالی که بیان می‌کرد من خودم قربانی ماجرای کلاهبرداری شده‌ام درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: دهمین فرزند یک خانواده 12 نفره بودم که پدرم با کارگری هزینه‌های زندگی ما را تامین می‌کرد. مادرم نیز با کارگری در خانه‌های مردم کمک خرج خانواده بود.

با این حال زندگی سختی را می‌گذراندیم تا اینکه در 14 سالگی با یکی از بستگانمان ازدواج کردم. از سوی دیگر خانواده و اطرافیان همسرم درگیر اعتیاد بودند و به همین دلیل «حسن» نیز خیلی زود به مصرف مواد مخدر آلوده شد و من چاره‌ای نداشتم جز آن که مانند مادرم به عنوان پرستار سالمند یا کودک در خانه‌های مردم کار کنم تا بتوانم مخارج زندگی را تامین کنم چرا که همسرم بیکار بود و من باید از دختر خردسالم نیز مراقبت می‌کردم.

از طرف دیگر برادرانم معتاد بودند و دو خواهرم نیز بعد از طلاق نزد پدرم زندگی می‌کردند به همین دلیل من روی بازگشت به منزل پدرم را نداشتم و مجبور بودم همه سختی‌ها و تلخ‌کامی‌های زندگی مشترک با حسن را تحمل کنم.

 مدتی با جمع‌آوری ضایعات روزگار می گذراندیم اما با شیوع کرونا اوضاع سخت‌تر شد و دیگر کسی به دنبال کارگر برای نظافت منزل یا پرستاری نبود. در این شرایط از طریق یکی از آشنایان برای کار در منزل زنی در بالای شهر معرفی شدم و قرار بود هفته‌ای سه روز امور مربوط به منزلش را انجام بدهم. آن زن میانسال خیلی کم حرف می‌زد و مدام با گوشی تلفنش سرگرم بود.

من هم فقط کارم را انجام می‌دادم تا اینکه روزی «سعیده» از من خواست به بولوار امامت بروم و از کارتی که در اختیارم گذاشته بود سکه طلا بخرم. او سپس با وعده افزایش دستمزد ارتباطش را با من نزدیکتر کرد و از من خواست از کارت عابر بانکم برای خریدهای او استفاده کنم و او هم مبالغی اضافه بر دستمزدم به من پرداخت کند.

«سعیده» وقتی اعتماد کامل مرا جلب کرد مدعی شد در فضاهای مجازی فالگیری می‌کند و مشتریان زیادی دارد اما هیچ کدام از مشتریان به منزل او نمی‌آمدند و سعیده فقط از طریق پیامک پاسخ آن‌ها را می‌داد.

او حتی کانالی به عنوان شفا داشت که ادعا می‌کرد بیماری‌های صعب العلاج و معلولیت‌های جسمی را درمان می‌کند به همین دلیل نیز مبالغ میلیونی به حسابش واریز می‌شد و او از کارت‌های بانکی متفاوتی استفاده می‌کرد که مدعی بود متعلق به مادر و برادرانش است.

من هم هر از چند گاهی به دستور او سکه‌های طلا خرید و فروش می‌کردم و بیشتر مبالغ را به حساب مردی واریز می‌کردم که سعیده ادعا داشت پدر شوهرش است و برای درمان بیماری سرطان به او کمک می‌کند. خلاصه چند ماه بدین ترتیب گذشت تا اینکه روزی از من خواست همه سکه‌ها را بفروشم و پول‌ها را به حساب یک صرافی واریز کنم چرا که قصد داشت به ترکیه برود ولی هنوز مدت زیادی از این ماجرا نگذشته‌ بود که پلیس به سراغ‌مان آمد و من دستگیر شدم.

 اینجا بود که فهمیدم سعیده شاکیان زیادی دارد و او با شیوه‌های مختلفی از مردم کلاهبرداری کرده و پول‌ها به حساب من واریز شده‌است. من هم با همان پو‌ها سکه می‌خریدم و در اختیار سعیده قرار می‌دادم و ...

من برای آنکه درآمد بیشتری داشته‌باشم فریب حقه بازی‌های آن زن میانسال را خوردم و مورد سوءاستفاده قرار گرفتم در حالیکه نمی‌دانستم حیله‌گری‌ها و فال بینی‌های آن زن شیوه‌ای برای کلاهبرداری است. 

 شایان ذکر است با صدور دستوری ویژه از سوی سرگرد جعفر عامری (رئیس کلانتری سپاد) سعیده (زن 52 ساله) که با اسامی مستعار و با عنوان داروهای شفابخش از مردم صدها میلیون تومان کلاهبرداری کرده‌است تحت تعقیب قرار گرفت و این زن 25 ساله نیز برای طی مراحل قانونی به مراجع قضایی معرفی شد.

زن 25 ساله‌ای که با شکایت تعدادی از شهروندان به اتهام کلاهبرداری توسط نیروهای تجسس کلانتری سپاد مشهد دستگیر شد.

پایگاه خبری مشهد فوری (mashhadfori.com)

2fc8c46f96
13 شهریور 1400 - 09:27

به گزارش مشهد فوری، این‌ها بخشی از اظهارات زن 25 ساله‌ای است که با شکایت تعدادی از شهروندان و به اتهام کلاهبرداری توسط نیروهای تجسس کلانتری سپاد مشهد دستگیر شده‌است. 

او در حالی که بیان می‌کرد من خودم قربانی ماجرای کلاهبرداری شده‌ام درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: دهمین فرزند یک خانواده 12 نفره بودم که پدرم با کارگری هزینه‌های زندگی ما را تامین می‌کرد. مادرم نیز با کارگری در خانه‌های مردم کمک خرج خانواده بود.

با این حال زندگی سختی را می‌گذراندیم تا اینکه در 14 سالگی با یکی از بستگانمان ازدواج کردم. از سوی دیگر خانواده و اطرافیان همسرم درگیر اعتیاد بودند و به همین دلیل «حسن» نیز خیلی زود به مصرف مواد مخدر آلوده شد و من چاره‌ای نداشتم جز آن که مانند مادرم به عنوان پرستار سالمند یا کودک در خانه‌های مردم کار کنم تا بتوانم مخارج زندگی را تامین کنم چرا که همسرم بیکار بود و من باید از دختر خردسالم نیز مراقبت می‌کردم.

از طرف دیگر برادرانم معتاد بودند و دو خواهرم نیز بعد از طلاق نزد پدرم زندگی می‌کردند به همین دلیل من روی بازگشت به منزل پدرم را نداشتم و مجبور بودم همه سختی‌ها و تلخ‌کامی‌های زندگی مشترک با حسن را تحمل کنم.

 مدتی با جمع‌آوری ضایعات روزگار می گذراندیم اما با شیوع کرونا اوضاع سخت‌تر شد و دیگر کسی به دنبال کارگر برای نظافت منزل یا پرستاری نبود. در این شرایط از طریق یکی از آشنایان برای کار در منزل زنی در بالای شهر معرفی شدم و قرار بود هفته‌ای سه روز امور مربوط به منزلش را انجام بدهم. آن زن میانسال خیلی کم حرف می‌زد و مدام با گوشی تلفنش سرگرم بود.

من هم فقط کارم را انجام می‌دادم تا اینکه روزی «سعیده» از من خواست به بولوار امامت بروم و از کارتی که در اختیارم گذاشته بود سکه طلا بخرم. او سپس با وعده افزایش دستمزد ارتباطش را با من نزدیکتر کرد و از من خواست از کارت عابر بانکم برای خریدهای او استفاده کنم و او هم مبالغی اضافه بر دستمزدم به من پرداخت کند.

«سعیده» وقتی اعتماد کامل مرا جلب کرد مدعی شد در فضاهای مجازی فالگیری می‌کند و مشتریان زیادی دارد اما هیچ کدام از مشتریان به منزل او نمی‌آمدند و سعیده فقط از طریق پیامک پاسخ آن‌ها را می‌داد.

او حتی کانالی به عنوان شفا داشت که ادعا می‌کرد بیماری‌های صعب العلاج و معلولیت‌های جسمی را درمان می‌کند به همین دلیل نیز مبالغ میلیونی به حسابش واریز می‌شد و او از کارت‌های بانکی متفاوتی استفاده می‌کرد که مدعی بود متعلق به مادر و برادرانش است.

من هم هر از چند گاهی به دستور او سکه‌های طلا خرید و فروش می‌کردم و بیشتر مبالغ را به حساب مردی واریز می‌کردم که سعیده ادعا داشت پدر شوهرش است و برای درمان بیماری سرطان به او کمک می‌کند. خلاصه چند ماه بدین ترتیب گذشت تا اینکه روزی از من خواست همه سکه‌ها را بفروشم و پول‌ها را به حساب یک صرافی واریز کنم چرا که قصد داشت به ترکیه برود ولی هنوز مدت زیادی از این ماجرا نگذشته‌ بود که پلیس به سراغ‌مان آمد و من دستگیر شدم.

 اینجا بود که فهمیدم سعیده شاکیان زیادی دارد و او با شیوه‌های مختلفی از مردم کلاهبرداری کرده و پول‌ها به حساب من واریز شده‌است. من هم با همان پو‌ها سکه می‌خریدم و در اختیار سعیده قرار می‌دادم و ...

من برای آنکه درآمد بیشتری داشته‌باشم فریب حقه بازی‌های آن زن میانسال را خوردم و مورد سوءاستفاده قرار گرفتم در حالیکه نمی‌دانستم حیله‌گری‌ها و فال بینی‌های آن زن شیوه‌ای برای کلاهبرداری است. 

 شایان ذکر است با صدور دستوری ویژه از سوی سرگرد جعفر عامری (رئیس کلانتری سپاد) سعیده (زن 52 ساله) که با اسامی مستعار و با عنوان داروهای شفابخش از مردم صدها میلیون تومان کلاهبرداری کرده‌است تحت تعقیب قرار گرفت و این زن 25 ساله نیز برای طی مراحل قانونی به مراجع قضایی معرفی شد.

منبع: روزنامه خراسان

345

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.

اخبار ایران و جهان