الف

زندگی تلخ زن جوان در کامیون/مردی که با سوء‌ظنش باعث فرار دخترانش شد


25 دی 1400 - 20:32
2fde24f274
زن جوان به مددکار اجتماعی کلانتری پلیس کرمان گفت: بعد از آنکه به دنبال یک آشنایی خیابانی با «سیاوش» ازدواج کردم، او با سوء‌ظن‌هایش سال‌های جوانی‌ام را به کام من تلخ کرد به گونه‌ای که مجبور بودم به همراه فرزندانم در کامیون زندگی کنم.

به گزارش مشهد فوری، بعد از آنکه به دنبال یک آشنایی خیابانی با «سیاوش» ازدواج کردم، او با سوء‌ظن‌هایش سال‌های جوانی‌ام را به کام من تلخ کرد به گونه‌ای که مجبور بودم به همراه فرزندانم در کامیون زندگی کنم.

این‌ها بخشی از اظهارات زن 41 ساله‌ای است که با کوله باری از رنج و اندوه به دنبال مهر طلاق می‌گشت تا رشته زندگی مشترک با همسرش را قطع کند. او که دوران زندگی مشترکش را سال های نکبت بار می نامید، درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پلیس کرمان گفت: بیشتر از 20 بهار از عمرم سپری نشده بود که روزی برق نگاه سیاوش را به لبخندی خیابانی گره زدم و این گونه ارتباط‌های تلفنی آغاز شد و آرام آرام به قرارها و دیدارهای پنهانی کشید.

زن جوان ادامه داد: خیلی زود دل به عشق او بستم و دیوانه‌وار عاشقش شدم. سه ماه بعد سیاوش مرا در حالی خواستگاری کرد که به چیزی جز رسیدن به او نمی‌اندیشیدم.

وی بیان کرد: مخالفت‌های اطرافیانم بی فایده بود به طوری که نصیحت‌های دلسوزانه آن‌ها را توهین به خودم می‌پنداشتم و فریاد می‌زدم «خودم عقل و شعور دارم».

زن جوان افزود: خلاصه من و سیاوش پیمان زناشویی بستیم اما در همان دوران نامزدی متوجه شدم که همسرم قبل از من ازدواج کرده ولی به خاطر سوء‌ظنی که به او دارد در کشاکش طلاق هستند.

وی بیان کرد: اگرچه با شنیدن این موضوع شوک وحشتناکی به من وارد شد اما کاری از دستم ساخته نبود. به همین دلیل سکوت کردم و منتظر طلاق آن‌ها ماندم اما سیاوش زمانی که فهمید همسرش باردار است از تصمیم خودش منصرف شد در حالی که من نیز باردار شده بودم و باید به این زندگی نکبت بار ادامه می‌دادم ولی دیگر از آن عشق و عاشقی‌ها و جملات عاشقانه خبری نبود، چرا که سیاوش به من نیز مانند هوویم سوء ظن داشت و ادعا می‌کرد همان گونه که با یک نگاه و لبخند خیابانی عاشق او شده ام، هیچ تضمینی وجود ندارد که به عشق دیگری دل نبندم.

زن جوان افزود: به همین دلیل زندگی را به کام من تلخ کرده بود تا جایی که وقتی صاحب سه فرزند بودم، من و فرزندانم را در کابین کامیون سوار می‌کرد و از این شهر به آن شهر می‌برد تا مراقبم باشد. از سوی دیگر کمبود جا در اتاقک کامیون جریمه شدن‌های پی در پی و سختی‌های زندگی درون کامیون موجب می‌شد تا او عقده‌هایش را با کتک زدن ما تخلیه کند.

وی ادامه داد: بالاخره با دخالت بزرگ‌ترها و تاکید اطرافیان دست از این رفتارش کشید و از آن پس تنها دختر بزرگم را همراه خودش می‌برد تا با پسری ارتباط برقرار نکند.

این زن در ادامه افزود: تحمل این شرایط برای من و فرزندانم بسیار زجرآور بود. «سوسن» به خاطر زندگی در کابین کامیون به دختری رنجور و لاغر تبدیل شده بود و از افسردگی رنج می‌برد ولی همسرم توجهی به روحیه از دست رفته دخترم نداشت و رفتارهای او را «تمارض» می‌نامید.

وی بیان کرد: اوضاع زندگی ما روز به روز آشفته‌تر می‌شد تا اینکه یک روز وقتی به خانه بازگشتم از هر دو دخترم خبری نبود. بعد از مدت کوتاهی جست و جو متوجه شدم آن‌ها از خانه فرار کرده‌اند.

زن جوان گفت: این تلخ‌ترین حادثه‌ای بود که مسیر زندگی‌ام را دگرگون کرد. وقتی سیاوش به خانه آمد تا سوسن را مانند همیشه با خودش ببرد با ترس و لرز ماجرا را برایش بازگو کردم، او هم از شدت عصبانیت و در حالی که فریاد می‌زد دخترانت نیز مانند خودت بی بند و بار هستند مرا زیر مشت و لگد گرفت و آن قدر کتکم زد که برای مدتی بیمار شدم.

وی اظهار کرد: چندماه بعد پلیس دخترانم را در شهر دیگری پیدا کرد اما هستی و آینده آن‌ها بر باد رفته و آسیب‌های روحی و جسمی شدیدی بر آن‌ها وارد آمده بود به طوری که مجبور شدیم با نظر پزشکان متخصص آن‌ها را به یکی از مراکز بهزیستی بسپاریم.

زن جوان بیان کرد: این زندگی سرد و بی روح همچنان ادامه داشت تا اینکه دختر بزرگم بعد از بهبودی نسبی، مسیر اشتباه مرا در زندگی تکرار کرد و در یک عشق خیابانی به مردی دل باخت که از همسرش جدا شده بود.

وی گفت: نصیحت‌ها و فریادهای من نیز هیچ تاثیری در تصمیم او نداشت و حالا بعد از گذشت یک سال از این ماجرا در حالی قصد طلاق دارد که همسرش به خاطر اعتیاد شدید به مواد مخدر، فردی عصبی و پرخاشگر است و دخترم با فرزندی که در آغوش می‌فشارد مانند من به دنبال مهر طلاق می‌گردد و پسرم نیز به شرور محله تبدیل شده است به گونه‌ای که هیچ کسی در مدرسه و کوچه و خیابان از رفتارهای وحشتناک او در امان نیست.

زن جوان به مددکار اجتماعی کلانتری پلیس کرمان گفت: بعد از آنکه به دنبال یک آشنایی خیابانی با «سیاوش» ازدواج کردم، او با سوء‌ظن‌هایش سال‌های جوانی‌ام را به کام من تلخ کرد به گونه‌ای که مجبور بودم به همراه فرزندانم در کامیون زندگی کنم.

پایگاه خبری مشهد فوری (mashhadfori.com)

2fde24f274
25 دی 1400 - 20:32

به گزارش مشهد فوری، بعد از آنکه به دنبال یک آشنایی خیابانی با «سیاوش» ازدواج کردم، او با سوء‌ظن‌هایش سال‌های جوانی‌ام را به کام من تلخ کرد به گونه‌ای که مجبور بودم به همراه فرزندانم در کامیون زندگی کنم.

این‌ها بخشی از اظهارات زن 41 ساله‌ای است که با کوله باری از رنج و اندوه به دنبال مهر طلاق می‌گشت تا رشته زندگی مشترک با همسرش را قطع کند. او که دوران زندگی مشترکش را سال های نکبت بار می نامید، درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پلیس کرمان گفت: بیشتر از 20 بهار از عمرم سپری نشده بود که روزی برق نگاه سیاوش را به لبخندی خیابانی گره زدم و این گونه ارتباط‌های تلفنی آغاز شد و آرام آرام به قرارها و دیدارهای پنهانی کشید.

زن جوان ادامه داد: خیلی زود دل به عشق او بستم و دیوانه‌وار عاشقش شدم. سه ماه بعد سیاوش مرا در حالی خواستگاری کرد که به چیزی جز رسیدن به او نمی‌اندیشیدم.

وی بیان کرد: مخالفت‌های اطرافیانم بی فایده بود به طوری که نصیحت‌های دلسوزانه آن‌ها را توهین به خودم می‌پنداشتم و فریاد می‌زدم «خودم عقل و شعور دارم».

زن جوان افزود: خلاصه من و سیاوش پیمان زناشویی بستیم اما در همان دوران نامزدی متوجه شدم که همسرم قبل از من ازدواج کرده ولی به خاطر سوء‌ظنی که به او دارد در کشاکش طلاق هستند.

وی بیان کرد: اگرچه با شنیدن این موضوع شوک وحشتناکی به من وارد شد اما کاری از دستم ساخته نبود. به همین دلیل سکوت کردم و منتظر طلاق آن‌ها ماندم اما سیاوش زمانی که فهمید همسرش باردار است از تصمیم خودش منصرف شد در حالی که من نیز باردار شده بودم و باید به این زندگی نکبت بار ادامه می‌دادم ولی دیگر از آن عشق و عاشقی‌ها و جملات عاشقانه خبری نبود، چرا که سیاوش به من نیز مانند هوویم سوء ظن داشت و ادعا می‌کرد همان گونه که با یک نگاه و لبخند خیابانی عاشق او شده ام، هیچ تضمینی وجود ندارد که به عشق دیگری دل نبندم.

زن جوان افزود: به همین دلیل زندگی را به کام من تلخ کرده بود تا جایی که وقتی صاحب سه فرزند بودم، من و فرزندانم را در کابین کامیون سوار می‌کرد و از این شهر به آن شهر می‌برد تا مراقبم باشد. از سوی دیگر کمبود جا در اتاقک کامیون جریمه شدن‌های پی در پی و سختی‌های زندگی درون کامیون موجب می‌شد تا او عقده‌هایش را با کتک زدن ما تخلیه کند.

وی ادامه داد: بالاخره با دخالت بزرگ‌ترها و تاکید اطرافیان دست از این رفتارش کشید و از آن پس تنها دختر بزرگم را همراه خودش می‌برد تا با پسری ارتباط برقرار نکند.

این زن در ادامه افزود: تحمل این شرایط برای من و فرزندانم بسیار زجرآور بود. «سوسن» به خاطر زندگی در کابین کامیون به دختری رنجور و لاغر تبدیل شده بود و از افسردگی رنج می‌برد ولی همسرم توجهی به روحیه از دست رفته دخترم نداشت و رفتارهای او را «تمارض» می‌نامید.

وی بیان کرد: اوضاع زندگی ما روز به روز آشفته‌تر می‌شد تا اینکه یک روز وقتی به خانه بازگشتم از هر دو دخترم خبری نبود. بعد از مدت کوتاهی جست و جو متوجه شدم آن‌ها از خانه فرار کرده‌اند.

زن جوان گفت: این تلخ‌ترین حادثه‌ای بود که مسیر زندگی‌ام را دگرگون کرد. وقتی سیاوش به خانه آمد تا سوسن را مانند همیشه با خودش ببرد با ترس و لرز ماجرا را برایش بازگو کردم، او هم از شدت عصبانیت و در حالی که فریاد می‌زد دخترانت نیز مانند خودت بی بند و بار هستند مرا زیر مشت و لگد گرفت و آن قدر کتکم زد که برای مدتی بیمار شدم.

وی اظهار کرد: چندماه بعد پلیس دخترانم را در شهر دیگری پیدا کرد اما هستی و آینده آن‌ها بر باد رفته و آسیب‌های روحی و جسمی شدیدی بر آن‌ها وارد آمده بود به طوری که مجبور شدیم با نظر پزشکان متخصص آن‌ها را به یکی از مراکز بهزیستی بسپاریم.

زن جوان بیان کرد: این زندگی سرد و بی روح همچنان ادامه داشت تا اینکه دختر بزرگم بعد از بهبودی نسبی، مسیر اشتباه مرا در زندگی تکرار کرد و در یک عشق خیابانی به مردی دل باخت که از همسرش جدا شده بود.

وی گفت: نصیحت‌ها و فریادهای من نیز هیچ تاثیری در تصمیم او نداشت و حالا بعد از گذشت یک سال از این ماجرا در حالی قصد طلاق دارد که همسرش به خاطر اعتیاد شدید به مواد مخدر، فردی عصبی و پرخاشگر است و دخترم با فرزندی که در آغوش می‌فشارد مانند من به دنبال مهر طلاق می‌گردد و پسرم نیز به شرور محله تبدیل شده است به گونه‌ای که هیچ کسی در مدرسه و کوچه و خیابان از رفتارهای وحشتناک او در امان نیست.

منبع: روزنامه خراسان

345

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.

اخبار ایران و جهان