فرزین مرا تنها گذاشت و بابک آبرویم را برد / دردسر زن رسمی و موقت بودن یک زن
اگرچه بعد از ماجرای طلاق روزهای سخت زندگی ام را فراموش کرده بودم و از نظر مالی نیز اوضاع مناسبی داشتم اما گاهی احساس…
اگرچه بعد از ماجرای طلاق روزهای سخت زندگی ام را فراموش کرده بودم و از نظر مالی نیز اوضاع مناسبی داشتم اما گاهی احساس…
30 سال با سختی و بدبختی همدم بودم، تکه تکه پارچه ها را زیر سوزن چرخ خیاطی گذاشتم تا حداقل همسرم را در تامین هزینه های…
وقتی برای سرقت کفش های نمازگزاران وارد مسجد شدم تا با فروش آن ها بتوانم هزینه موادم را فراهم کنم حرف های مادربزرگ…
ای کاش خودش را پیدا می کرد و این چنین سرگشته و حیران نمی شد. روزی که به مادرش گفت یک دل نه صد دل عاشق پسری شده…
خیلی روشن آینده و سرنوشت دخترم را در زندگی امروز خودم می بینم به همین خاطر دوست ندارم جگر گوشه ام سختی ها و بدبختی های…
از شنیدن رفتارهای وحشتناک پسرم وجودم به لرزه درمی آید هر بار تماس ناشناسی را پاسخ می دهم اضطراب و نگرانی بر وجودم…
ماجرای دختری که در سنین پایین در ازای مواد از سوی پدر، شوهر داده می شود. درست همین سرنوشت این بار از سوی دختر داغ دیده…
یک سانحه سرآغاز سقوط زندگی اش شد. مرگ برادر او را بی طاقت و اعتیاد، او را شکار کرد. پلان به پلان پیش رفت تا این که بر…
مرد جوان برای رسیدن به رویای بچه دار شدن با پرداخت و جعل دفترچه بیمه همسرش قصد خرید یک نوزاد را داشت که در بیمارستان…
مواد مخدر روح و روان همسرم را تسخیر کرده، به طوری که حاضر است خانواده اش را فدای این هیولای سفید کند. او که گردنبند…