شناسه خبر: ۶۷۱۴۱
لینک کوتاه کپی شد

از دوره مغول و تیموری هم گزارش هایی مبنی بر زیارت پیاده حضرت رضا(ع) داریم

خداوند به حضرت موسی(ع) می گوید وقتی به وادی مقدس وارد می شوی با پای برهنه وارد شو. یعنی پیاده که سهل است بلکه پابرهنه بیاید و این یعنی از خود و از نفس گذشتن

از دوره مغول و تیموری هم گزارش هایی مبنی بر زیارت پیاده حضرت رضا(ع) داریم

حسن دیانی؛ سرویس فرهنگ و جامعه/ استاد غلامرضا جلالی پژوهشگر تاریخ و عضو هیئت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی است. ایشان مقالات و آثار متعددی در حوزه های گوناگون تاریخ و به ویژه تاریخ شهر مشهد و حرم مطهر رضوی دارد.

در ابتدا بفرمایید سابقه زیارت پیاده حضرت رضا(ع) را در متون تاریخی از چه زمانی می توان جستجو کرد و چه میزان گزارشات تاریخی در این زمینه داریم؟
پیش از آن که به زیارت پیاده در ارتباط با امام رضا(ع) بپردازیم باید گفت قضیه پیاده روی برای زیارت در بیشتر ادیان آسیایی و ادیان توحیدی وجود داشته است. دلیل شکل گیری آن را هم می توان این دانست که پیاده روی فرصتی برای تصفیه روحی فرد و گذر از داشته های مادی و ایجاد فرصت برای تأملات معنوی بوده است. ما نظیر این پیاده روی را در شبه قاره هند، چین و در مناطق کاتولیک نشین و حتی پروتستان نشین داریم. مسیحی های ارتدوکس روسیه هم چنین آیین هایی را داشته و لذا این موضوع امر نوپدیدی نبوده و اختصاص به شیعه هم ندارد.
اما در ارتباط با حرم حضرت رضا(ع)، به اعتبار اینکه حضرت تنها امام شیعه است که در ایران دفن شده، مردم همیشه حضور ایشان را حضور غریبانه تلقی کرده اند از سویی دیگر ایشان تنها امامی بوده اند که ایرانیان آموزه های ایشان را به صورت حسی لمس کرده و از نزدیک درک نمودند. چرا که در مسیر حرکت امام از مدینه تا به مرو بسیاری از عشایر و قبایل ایرانی ایشان را از نزدیک زیارت کرده و با شخصیت ایشان آشنا گردیدند که تأثیر زیادی هم این دیدار در محیط و زندگی ایرانیان داشته است. از این رو هم در زمان حیات حضرت و هم بعد از شهادت، حتی برای تبرک جستن از خاک ایشان به سوی ایشان آمده و حضرت رضا(ع) را تنها پناهگاه خودشان می دانستند. در این مسیر یا به دلیل نذر و احترام، و یا به دلیل هزینه بر بودن سواره سفر کردن و عدم تمکن مالی به صورت کاملا پیاده مسیر را طی می کردند. به همین دلیل هم همیشه در مسیرهای منتهی به مشهد مقدس افرادی را می شد مشاهده نمود که به صورت پیاده طی مسیر می کردند و این در گزارشات تاریخی هم آمده است. آخرین بقایای این قضیه را هم می توان تقریباً در دوره احمدشاه و رضاخان مشاهده نمود. قبل از آن هم به وفور این قضایا مشاهده می شده است.
در حرم مطهر حضرت رضا(ع) اسناد این افراد و سفرها به نوعی بازتاب پیدا کرده است. حداقل بیش از ۲ میلیون سند از دوره صفوی تا پایان دوره قاجار وجود دارد که بیشتر این اسناد اتفاقاً به این زائرین مربوط می شود . بنده این فرصت را داشته ام که از طرف مرکز اسناد اسلامی طی شش ماه در کتابخانه حضرت مستقر شده و از تک تک این اسناد تصویر برداری کنم. شاید هم تنها کسی باشم که همه این اسناد را دیده ام. طی شش ماه کار روزانه نزدیک ۱۰ ساعت این کار صورت گرفته است. بخش قابل توجهی از اسناد حکایت از آمد و شد شخصیت های بسیار برجسته از طوایف مختلف اهل سنت و اهل تشیع دارند. فرامینی که از طریق شخصیت های مهم مملکتی برای حفاظت و پذیرایی از آنها نوشته می شده در این اسناد موجود است. همچنین افراد مهمی می آمدند و خودشان را منتسب به خاندان های بزرگ معرفی می کردند. از جمله در این گزارش ها از فرزندان شیخ بهایی نام برده شده است. برخی دیگر از اسناد مساعدت هایی است که آستان قدس به این زائران ارائه می کرد. از جمله آنها تهیه پالتو برای کسانی بود که در سرمای زمستان به زیارت می آمدند. چون این حرکت تابستان و زمستان ادامه پیدا می کرد. در زمستان برخی می آمدند به خاطر بسته شدن جاده ها قدرت برگشت یا امکان چندانی برای اطراق نداشتند سرما سبب می شد که اینها عریضه هایی نوشته و از آستان قدس طلب کمک کنند و تولیت یا مقامات آستانه دستور دادند که به اینها مساعدت صورت گرفته و لباس گرم یا محل اسکان و اطراق در اختیار آنها قرار بگیرد.
حتی آستان قدس کارخانه ای داشت که در طول سال پالتوهایی با پوست گوسفند تولید کرده و این پالتوها را به این افراد می دادند. هزاران نمونه از توزیع چنین اقلامی را در این اسناد داریم. به همین دلیل مطالعات مهم مردم شناختی در ارتباط با زائرین در دوره صفویه و قاجار که پیاده به زیارت می آمدند می توان انجام داد. خصلت ها، روحیات و درخواست ها یا مطالبات، مشکلات در این اسناد بازتاب پیدا کرده و قابل مطالعه است. همچنین خدماتی که آستان قدس در خلال تاریخ چند صدساله ای که اسناد از آن موجود است می تواند جایگاه آستانه را در تحبیب قلوب و چگونگی پذیرایی و حمایت از زائرین نشان دهد.
جاده هایی هم که از تهران به مشهد می آمده و برخی از نیشابور و برخی از بجنورد عبور کرده و الان هم فعال هستند و یا جاده شریف آباد که چون حضرت از آنجا عبور کرده بودند بسیاری از این مسیر و با عبور از بینالود و گردنه ها وارد مشهد می شدند خاطرات زیادی را در خود داشته و نشانه هایی از این کاروان ها و قافله ها را هنوز هم در کنار آن جاده ها از قبیل کاروانسراها یا کندکاری ها می توان مشاهده نمود.

قدیمی ترین گزارش ها مربوط به پیاده روی از چه زمانی است. آنچه که معروف است پیاده روی شاه عباس است. آیا در اسناد نمونه هایی مربوط به پیش از آن هم داریم؟
بله بوده است. در تاریخ های تیموری و مغول تک نگاری یا گزارش های تاریخی زیادی وجود دارد که در ان بیان می شود که افراد چگونه به سمت مشهد طی مسیر می کرده اند. برخی به خاطر نذورات و برخی به دلیل نداشتن امکانات پیاده آمده اند. اما برای عنوان کلی زیارت آمده اند.

ما در مورد شاه عباس داریم که ایشان تمام مسیر را پیاده آمد در حالی که همراهان او سواره بوده اند. یعنی با قصد و نیت و نه به اجبار شرایط پیاده آمده بود. گزارشات این چنینی آیا در تاریخ موجود است؟
بله وجود داشته است شاه عباس هم بدعت نگذاشته است. ما گزارشات اینگونه را در تاریخ مغول و سلجوقیان هم می بینیم. اما مسئله اینجاست که این فقط در شیعه نبوده و تاریخ دراز دامنی را در ادیان دارد آن کسانی که در این موضوع تردید می کنند که این بدعت است این اشکال را چگونه به ادیان می گیرند. که مورد تأیید قرآن کریم هستند و قرآن آنها را اهل کتاب تلقی می کند.

البته منتقدین می گویند که در شیعه نبوده و از مسیحیت یا ادیان دیگر گرفته شده است.
اگر ما تئوری وحدت متعالی ادیان را که در لسان قرآن هم وجود دارد و قرآن هم بر آن صحه گذاشته است را قبول داشته باشیم می بینیم که این ما انسان ها بوده ایم که بر اساس تعصبات خودمان این بخش ها را از هم جدا کرده و بعد درگیر می شویم. اینها با مطالبات قرآن سازگاری ندارد و مشی تربیتی قرآن با مشی تربیتی تورات و انجیل هیچ توفیری ندارد. ما صرف نظر از تحریفاتی که در این متون اتفاق افتاده نمی توانیم آن ها را تخطئه کنیم. به همین دلیل هم علمای ما این کتاب ها را مقدس می دانستند. چون بخش قابل توجهی از اینها کلام الله و سخن الهی هستند. بله در آن سنت های دینی گذشتگان این قضایا وجود داشته و از یک آیین به آیین دیگر انتقال یافته و اسلام هم با آنها مخالفت نکرده است. یعنی هیچ گاه آن را تحریم نکرده است.
علاوه بر اینها این قضیه پیاده روی اصلاحی برای فرد بوده است حتی بعضاً داریم که فرد خواب دیده که پای پیاده دارد به مشهد می آید و این را عملی کرده است. یا وقتی که وصیت می شد تا اجساد را در مشهد دفن کنند این اتفاق آنجا هم می افتاد و خوب کسی هم که وصیت می کرد علاوه بر آنکه خودش در سرزمین پاک و مطهر دفن می شد، با این سفر زمینه اصلاح اطرافیان خود را فراهم می کرد. حتی سلاطین و قدرتمندان هم نذر کرده و نذر خود را اینگونه ادا می کردند. حتی امرای مغول هم این نذرها را کرده و اجرا می کردند حالا اینجا مجال نیست و الا موارد را به صورت جزئی تر از متون استخراج و بیان می کردم.
چرا که وقتی افراد با پای پیاده به زیارت آمده و در شب از بیابان ها عبور می کردند تغییرات و تأثیرات معنوی زیادی می پذیرفتند. البته این چیزی است که ما امروزه به دلیل وجود برق و عبور ماشین نمی توانیم چندان تصویری از آن داشته باشیم. اما گذشته تاریخ شرایط را مهیاتر کرده بود و ما بسیاری از آنها را از دست داده ایم. بسیاری از ما تنهایی شب در دشت ها را لمس نکرده ایم. و درک نمی کنیم که چقدر این سفرها می توانست احساس غربت و خودآگاهی ایجاد کرده و یاد خدا را در ذهن انسان برجسته می سازد. چرا که آن زمان تمام آسمان و زمین ذکر حق می گویند. بنابراین این فرصت زیارت پیاده تمرینی برای خودآگاهی و آموزش است که این عقلانیت قلابی امروز فرصت زیادی برای تمشیت و تربیت ما فراهم نمی سازد.

آیا این پیاده روی زمان خاصی نداشته است؟ مانند امروزه که در آخر صفر اتفاق می افتد.
اصلاً در گذشته اصل بر این بوده که افراد پیاده بیایند. حداقل وقتی که برج و بارو مشهد دیده می شد پیاده می آمدند. چون توهین تلقی می شد که سواره وارد حریم حضرت شوند. این قضایا در همان تکریم سلاطین و قدرت های دنیوی هم صورت می گرفت. وقتی که قصر پادشاهی از دور دیده می شد همه از اسب ها پیاده می شدند. چرا که این کار توهین، خودپرستی و خود بینی تلقی می شد که شما سواره تا دم درگاه بیایید. وقتی هم که گفته می شود درگاه سلطان دین علی بن موسی الرضا(ع). این تعابیر دارای معنا بوده است. چرا تپه سلام را تپه سلام می گویند. درست است که زمانی با اتوبوس از این مسیر آمده و چون از آنجا حرم دیده می شده ایستاده و سلام می دادند. اما در اصل تپه سلام جایی بود که همه زائرین، چه سواره و چه پیاده از آنجا به حرمت امام پیاده تا مشهد می آمدند. بنابراین مانند آنکه ما امروزه در اطراف شهرها مسافت شرعی و حد ترخص را مشخص می کنیم تپه سلام هم یک نوع مرزی برای ورود به حریم امام رضا(ع) بوده است.
بنابراین این سنت حرمت گذاشتن و آدابی برای آن داشتن در سنت ما ایرانی ها وجود داشته است. نه فقط در ایرانی ها بلکه در نگاه اسلامی هم می توان موارد متعددی را یافت. خود خداوند به حضرت موسی (ع) می فرماید: فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى. یعنی خداوند هم به موسی می گوید وقتی به وادی مقدس وارد می شود با پای برهنه وارد شود یعنی پیاده که سهل است بلکه پابرهنه بیاید و این یعنی از خود و از نفس گذشتن و با ادب و احترام وارد شدن.

22

ارسال نظر