روایتی از حیات تا شهادت شهید افچنگی؛ شهید ترور
تروریستها بدانند با کشتن فرزندم پرچم اسلام زمین نمیماند
در حالی که مدارس بازگشایی شده و آینده سازان کشور برای کسب علم و دانش به مدرسه و دانشگاه قدم میگذارند، پای صحبتهای پدر و مادری داغ دیده مینشینم که به اندازه ۲۰ سال درس مدرسه و دانشگاه رفتن برایم درس و آموزش دارد.
به گزارش مشهد فوری ، سخن گفتن از ایثار و شهادت در هفته خونین دفاع مقدس کشور که همه جا پر است از نام و یاد شهیدان، شاید در ظاهر آسان باشد ولی وقتی پای صحبتهای پدران و مادران شهدا بنشینید که فرزندشان را در راه اسلام تقدیم کردهاند و خودشان جلوتر از فرزندانشان حرکت میکنند و حاضر هستند همه فرزندانشان را برای حفظ اسلام تقدیم کنند، احساس کوچکی خواهید کرد.
در حالی که مدارس باز گشایی شده و آینده سازان کشور برای کسب علم و دانش به مدرسه و دانشگاه قدم میگذارند، پای صحبتهای پدر و مادری داغ دیده مینشینم که به اندازه ۲۰ سال درس مدرسه و دانشگاه رفتن برایم درس و آموزش دارد.
بعد از تدفین شهید حادثه تروریستی اهواز، در منزل شهید حجتالاسلام محمد افچنگی در روستای افچنگ پای گفتوگوی والدین این شهید گرانقدر در زادگاهش مینشینم.
هنوز بغض مادرش در گلو است و اشک در چشمانش حلقه زده اما به احترام شهیدش حاضر به گفتوگو است، وقتی اسم فرزندش را میبرم، اشکش سرازیر میشود.
احترام به والدین
زینب افچنگی با بیان اینکه محمد با بقیه فرزندانم تفاوت داشت، گفت: متولد ۱۳۵۶ بود. وقتی به منزلمان میآمد، خانه را جارو میکرد و اجازه نمیداد من در منزل کار کنم و بسیاری از کارهای خانه را انجام میداد.
وی با بیان اینکه گاهی اوقات از سبزوار تمام لوازم مورد نیاز ما را خرید میکرد و با خودش میآورد، افزود: من و پدرش را از طریق بیمه خودش تحت پوشش قرار داده و برایمان دفترچه بیمه گرفته بود و در بسیاری از مواقع از حقوق دریافتی خودش به خانواده و دیگران کمک میکرد.
مادرشهید حادثه تروریستی اهواز با تاکید بر اینکه بیش از ۵۰۰ جلد کتاب در منزل داشت و همیشه اهل مطالعه بود، گفت: آخرین بار قبل از رفتنش به اهواز به من گفت«مادرجان این نوهات(نوه دختری) باید راه من را ادامه داده و جانشین من شود».
فکر نکنند با کشتن فرزندم پرچم اسلام زمین خواهد ماند
وی افزود: بعد از رفتنش، نوهام را بردم سبزوار و در حوزه علمیه ثبت نام کردم تا در راه اسلام خدمت کند.
مادر شهید افچنگی با بیان اینکه تروریستها فکر نکنند خادمین به اسلام را شهید کنند، پرچم اسلام زمین خواهد ماند، گفت: حاضرم ۴ فرزند دیگرم را در راه اسلام و در راه ولایت و رهبری فدا کنم.
در همین رابطه حاج اسماعیل افچنگی پدر این شهید گرانقدر به خبرنگار ایکنا گفت: فرزندم در حالی شهید شد که در آستانه ۵۰ سالگی قرار داشت و از او دو دختر ۷ ساله و ۱۳ ساله به یادگار مانده است.
وی با بیان اینکه او را از دیپلم برای تحصیلات علوم حوزوی به حوزه علمیه سبزوار فرستادم، افزود: همیشه در اوقاتی که به افچنگ میآمد، در کشاورزی به من کمک میکرد و گاهی اوقات کلاسهای فرهنگی برگزار میکرد و به آموزش جوانان مشغول بود.
پدر این شهید روحانی با بیان اینکه فرزندم لایق شهادت بود و راضی به رضای خدا هستم، بیان کرد: ۵ پسر دارم که تروریستها یکی از آن ها را شهید کردند و من اول از همه خودم در خط مقدم اسلام جانم را فدا میکنم و ۴ فرزند دیگرم نیز آمادهاند تا جانشان را فدای اسلام کنند. در حال حاضر نیز یکی از فرزندانم در سیستان و بلوچستان در حال گذراندن خدمت سربازی است.
من فرزند بودم و او پدر
وی با اشاره به سخنان فرزندش که گفته بود، در ملک(زمین) مردم وقتی قدم میگذارید، مراقب باشید، مال مردم را نخورید، با بدان خوب باشید چرا که خوبان خودشان خوبند، افزود: گاهی اوقات وقتی با فرزندم سخن میگفتم و او برایم صحبت میکرد، گویی من فرزند او بودم و او به من سفارش میکرد.
افچنگی با اشاره به اینکه فرزند شهیدش یک بار به سفر حج عمره رفته بود و قبل از اهواز، در اصفهان مسئولیت داشت، اضافه کرد: دلم میخواست فرزندم نزدیکم باشد و قرار بود بعد از دو سال خدمت در اهواز به مشهد یا شاهرود منتقل شود.
او به وعدهاش عمل کرد و آمد اما...
به سراغ همکاران شهید میروم تا از زبان شاهدان عینی از واقعیتها بنویسم؛ واقعیتهایی که دشمن ان آن را تحریف کردند.
حجتالاسلام فواد مرتضوی صدر، رئیس عقدیتی- سایسی پدافند هوایی اهواز، در همین رابطه به خبرنگار ایکنا گفت: آخرین مطلبی که از جیب این روحانی گرانقدر در روز شهادتش بیرون آمد کاغذی خونین با متنی در رابطه با حضرت علی(ع) بود که برای سخنرانی آماده کرده بود.
وی با تاکید بر اینکه از این شهید گرانقدر دعوت کرده بودیم تا در مراسمی به مناسبت ایام عزاداری سیدالشهدا(ع) روز دوشنبه در اهواز سخنرانی کند، افزود: او به وعدهاش عمل کرد و آمد اما با تابوت شهادت آمد و بسیاری از مسئولان کشوری و لشکری در مراسمش حضور داشتند. گویی او سخنران مراسم بود، همانگونه که قول داده بود.
مرتضوی صدر با اشاره به ویژگیهای اخلاقی آن شهید گرانقدر از جمله تواضع و فروتنی، اخلاص و جدیت در کار و رسیدگی به مشکلات سربازان تصریح کرد: او اگر چه مسئول بود ولی با همه مانند یک دوست رفتار میکرد و نمازهای جماعتش همیشه پر شکوه برگزار میشد.
وی با اشاره به اینکه شهید افچنگی سربازان را امانت میدانستند و تاکید ویژهای بر آموزش صحیح آن ها از نظر عقدیتی و دینی داشتند، بیان کرد: او در عین رعایت اخلاق و متانت در کارش بسیار جدی و مدیر نمونهای بود که میتواند الگوی بسیار زیبایی برای همه مدیران باشد.
رئیس عقدیتی- سیاسی پدافند هوایی اهواز با بیان اینکه همیشه شخصا پیگیر حل مشکلات بودند و تاکید ویژهای برای برگزاری مراسم رژه روز ۳۱ شهریور داشتند، افزود: روز مراسم، خود شخصا در جایگاه قرار گرفت و اعتقاد داشت باید نیروهای پدافند به خوبی به وظیفهشان عمل کنند و در انظار عمومی درخشش داشته باشد.
مردم سنگ تمام گذاشتند
وی با اشاره به مراسم تدفین شهدا در اهواز گفت: تا کنون چنین مراسم باشکوهی از تشییع شهدا در اهواز ندیده بودم. مردم اهواز سنگ تمام گذاشتند.
مرتضوی صدر اضافه کرد: در گذشته از نزدیک در اهواز در مراسم تشییع شهدای حوادث تروریستی، شهدای مدافع حرم و... حضور داشتم ولی هیچگاه تشییع شهدا با این شکوه و عظمت نبوده است.
وی با اشاره به اصابت گلوله به قلب شهید افچنگی بیان کرد: گلوله از پشت به آن شهید گرانقدر اصابت کرده بود و با عبور از ناحیه قلب باعث شهادتش شد.
تیراندازی وحشیانه
یکی دیگر از همکاران آن شهید گرانقدر و حاضر درصحنه به خبرنگار ایکنا گفت: تروریستها بعد از اینکه نتوانستند از لایههای امنیتی عبور کنند و مسئولان حاضر در جایگاه را هدف قرار بدهند، به صورت وحشیانه و با شقاوت تمام و بدون هدف، به سمت مردم تیر اندازی کردند.
وی با اشاره به اینکه وقتی صدای تیر آمد و بسیاری از افراد روی زمین دراز کشیدند، بار اول سمت شهید افچنگی رفتم و صدایش کردم «حاجی چطوری»؛ دیدم صدایی نیامد.
این همکار شهید اضافه کرد: بعد از چند لحظه مجددا سمت او سینه خیز رفتم و وقتی دیدم صدایی نیامد، در حالی که با صورت روی زمین افتاده بود، صورتش را از روی زمین بلند کردم؛ دیدم دهانش خونین و پشتش خونی شده است؛ بلافاصله از جایگاه او را پایین آوردیم و سوار آمبولانس کردیم و به بیمارستان منتقل شد.
وی با بیان اینکه گلوله در همان دقایق اولیه تیراندازی از سمت کتف او اصابت کرده و به قلب خورده بود، افزود: آن شهید گرانقدر فردی متواضع و فروتن، مردم دار بود وارتباط عاطفی خیلی خوبی با مجموعه خودش و با بقیه مردم داشت.
و چقدر زیبا رهبر فرزانه انقلاب فرمود «جان انسان در نهایت از بین خواهد رفت اما کار شهدا، کاری بسیار باارزش و زیرکانه است که با شهادت یعنی یک مرگ تاجرانه و حسابگرانه، در یک معامله پرسود جان از بینرفتنی خود را با خداوند معامله میکنند و در ازای آن، پاداش بهشت را میگیرند».
159
ارسال نظر