شناسه خبر: ۸۲۱۲۵
لینک کوتاه کپی شد

سنتی 50 ساله در روستای حصار تربت‌حیدریه

بیش از پنجاه سال است که مردمان حصار یازدهم محرم در کنار هیأت‌های سینه‌زنی و زنجیرزنی، کاروان اسرای خاندان رسول الله(ص) و هیأت تدفین شهدای کربلا را به تصویر می‌کشند.

سنتی 50 ساله در روستای حصار تربت‌حیدریه

به گزارش مشهد فوری ، بیش از پنجاه سال است که مردمان حصار یازدهم محرم در کنار هیأت‌های سینه‌زنی و زنجیرزنی، کاروان اسرای خاندان رسول الله(ص) و هیأت تدفین شهدای کربلا را به تصویر می‌کشند.

در روستای حصار عزاداران سیدالشهدا(ع) که از ابتدای محرم در مساجد به عزاداری شبانه می‌پردازند، از هفتمین روز محرم در کوچه‌ها و خیابان‌های روستا به صورت هیأت‌های سینه‌زنی و زنجیرزنی عزای امام حسین(ع) را برپا می‌کنند.

عاشقان اباعبدالله هر روز صبح مسجد جامع روستا جمع می‌شوند، از آنجا شروع و دور تا دور روستا در کوچه‌ها و خیابان‌ها عزاداری می‌کنند و مسیرشان را تا مسجد المهدی و سپس به سمت آرامگاه اهل قبور ادامه می‌دهند.

به تأسی از امام شهیدشان که در صحرای کربلا هم نماز را اول وقت ادا کرد، بزرگترهای هیأت، نسل به نسل به جوانان و کودکان می‌آموزند که ختم هیأت‌ها و سلام دادن به سیدالشهدا(ع) همزمان با شروع اذان است، تا نماز بندگی را به جماعت بخوانند و بزم عاشقی‌شان را کامل کنند.

هر روز ظهر همه مردم روستا به صرف ناهار به یکی از مساجد روستا دعوتند، دیگ‌های نذری که شب قبل تا صبح، مردان همان محله برای پخت ناهار روز بعد پای آن بیدار ماندند، اگر ظرف هم برای گرفتن نذری ببری، ظرفت خالی برنمی‌گردد و خوان کرم امام حسین(ع) برای همه پهن است، برخی از اهالی هم نذر صبحانه و شام دارند.

نه تنها در صف نذری دست رد به سینه کسی نمی‌زنند، در هیأت هم کسی بخواهد کاری انجام دهد به سابقه مذهبی بودن یا نبودنش توجهی ندارند، عزای حسین(ع) است و صاحب عزا از خاندان کرم، بزرگترهای هیأت هر کسی را با هر شرایطی با آغوش باز می‌پذیرند و اجازه می‌دهند هر چه از او برمی‌آید، انجام دهد.

هیأت بنی‌اسد سنتی 50 ساله در روستای حصار است

آنچه ما را به روستای حصار و عزاداری‌های محرم مردم این روستا که نسل‌های مختلف‌شان را از شهرهای دور و نزدیک سراسر ایران، در این ایام دور هم جمع می‌کند؛ کشانده، سنت دیگری است، هر چند محرم و صفر ماه حزن و اندوه شیعیان است ولی معمولا عصر عاشورا مراسم عزاداری به اتمام می‌رسد، اما مردم حصار علاوه بر تعزیه‌خوانی عصر عاشورا، روز یازدهم محرم هم برای مصیبت کربلا اقامه عزا می‌کنند.

بیش از پنجاه سال است که مردمان حصار یازدهم محرم در کنار هیأت‌های سینه‌زنی و زنجیرزنی، کاروان اسرای خاندان رسول الله(ص) و هیأت تدفین شهدای کربلا را به تصویر می‌کشند.

بانیان هیأت بنی‌اسد مقدمات عزاداری روز یازدهم را فراهم می‌کنند، کودکان و جوانانی که می‌خواهند در قامت کاروان اسرا یا هیأت بنی‌اسد در کوچه‌های روستا عزای امامشان را برپا کنند، صبح زود به حسینیه روستا می‌روند و لباس‌های مخصوص هیأت را به تن می‌کنند و با مداحان و بانیان هیأت که هر سال روی محتوا و نحوه برگزاری هیأت دقت دارند تا واقعیت تاریخی را بهتر نشان دهند، هماهنگ می‌شوند.

ینجا هم دست رد به سینه کسی نمی‌زنند، از حضور پررنگ کودکان و جوانان در کنار میان‌سالان و پیرمردانی که سالیان سال در این روز به اصطلاح عرب می‌شدند؛ می‌توان این نکته را فهمید، هر چند حضور تعداد زیاد کودکان و نوجوانان مدیریت را سخت می‌کند اما این مراسم باید نسل به نسل منتقل شود و حضور همگان بلامانع است.

در میانه راه عزاداری، همان مسجد المهدی که محل تجمع هیأت‌ها، در روزهای عزاداری همان‌جا است و سینه‌زن و زنجیرزن با اتحاد کنار یکدیگر عزاداری می‌کنند، روز یازدهم اما بانیان بنی‌اسد صحرای کربلا و قتلگاه حسین(ع) و یاران باوفایش را به تصویر می‌کشند.

تصویرسازی صحرای کربلا، روضه مصور است

ی می‌آورند و خار مغیلان و بدن‌های قطعه قطعه شده، و سرهای روی نیزه، برخی از مردم با هیأت‌ها از مسجد جامع به راه می‌افتند و در کوچه‌ها عزاداری می‌کنند و برخی زودتر به این محل می‌آیند تا با خیمه‌هایی که بناست به آتش کشیده شوند و صحرای کربلا، برای دل خود روضه بخوانند.

نگاه می‌کنم و با خود به فکر فرو می‌روم کدام پدر راضی می‌شود دختر سه ساله‌اش لحظه‌ای انگشت به خارها بزند، این صحنه نوحه نمی‌خواهد که خود روضه مصور است.

کاروان اسرا در نزدیکی قتلگاه درون چادر‌ها و خیمه‌هایی که تا دقایقی دیگر قرار است به آتش کشیده شوند، و دل عزاداران حسینی را از داغ اسارت زنان و کودکان کربلا آتش بزنند.

هیأت سینه‌زنی و سپس زنجیرزنی می‌رسد، مداح یکی می‌شود و مثل روزهای قبل همه در کنار هم عزاداری می‌کنند، نوحه‌ها امروز رنگ و بوی واقعی‌تری دارند، صحرای کربلا جلو چشم عاشقان حسین(ع) به تصویر کشیده شده است.

پناه بی‌پناه‌شدگان خاندان سیدالشهدا(ع)، خانم زینب(س) است

حالا نوبت کاروان اسرای کربلاست تا داغ مصیبت‌های خاندان پیامبر(ص) را تازه کنند، کسی که در قامت خانم زینب(س) یزیدیان را از زنان و کودکان دور می‌کند و پناه بی‌پناه‌شدگان خاندان سیدالشهدا(ع) است.

این مصیبت هضم‌شدنی نیست

چند دقیقه‌ای رقیه سه ساله مورد هجوم یزیدیان است، کتکش می‌زنند، گوشواره از گوشش می‌کشند، دشنام می‌دهند، و رقیه(س) با پدر درد دل می‌کند و به عمه پناه می‌برد.

مادرانی که دختر بچه دارند بلندتر گریه می‌کنند، انگار عمیق‌تر حس می‌کنند ظلم رفته بر این خاندان را، کسی چه می‌داند شاید لحظه‌ای کودک خود را تصور می‌کنند و می‌فهمند این مصیبت هضم شدنی نیست.

خیمه‌ها به آتش کشیده می‌شود و داغ دل محبان حسین(ع) تازه‌تر می‌شود، شاید با خود می‌گویند از عصر دیروز تا امروز بر کودکان و زنان اسیر چه گذشته است؟ اصلا مگر کودک را به اسیری می‌برند؟ مگر پاسخ گریه‌های دختر بچه تازیانه است؟

منبع: فارس

22

ارسال نظر