شناسه خبر: ۸۳۴۳۷
لینک کوتاه کپی شد

روایتی از روزهای بیماری قاری بین‌المللی مشهدی

وحید مجتهدزاده، از قاریان و داوران به نامی است که چندسالی است با بیماری دست و پنجه نرم می‌کند.

روایتی از روزهای بیماری قاری بین‌المللی مشهدی

به گزارش مشهد فوری ، وحید مجتهد زاده، از قاریان و داوران به نامی است که چندسالی است با بیماری دست و پنجه نرم می‌کند.

این قاری بین‌المللی به عنوان نماینده و سفیر قرآنی ایران در محافل قرآنی کشورهایی همچون ترکمنستان، هندوستان، تانزانیا، زنگبار، مالزی، چین، سوریه و لبنان حضور یافته است. اما این روزها حال و هوای این استاد پیشکسوت مساعد نیست، بیماری دیابت چنان بر او چیره شده که به قلب، کلیه‌ها و بینایی‌اش آسیب رسانده است.

به گفته خودش متولد ۱۳۴۷ است در حالی که شناسنامه تاریخ تولدش را ۱۳۴۹ نشان می‌دهد. وی در سنین کودکی با قرآن آشنا شد و به رسم آن زمان قرآن را در مکتب‌خانه آموخت و پس از آن همراهی برادر بزرگ‌ترش، جواد مجتهدزاده به عنوان الگو و نمونه چراغ راه زندگی او شد و اینگونه پایش را به محافل قرآنی باز کرد.

اولین موفقیت مهمش سال ۶۶ با شرکت در مسابقات سراسرى قرآن کریم دانش‌آموزان با کسب مقام نخست رقم خورد، سال ۷۹ نیز بعد از کسب مقام دومی در مسابقات سراسرى قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه، توانست به مسابقات بین‌المللی مالزی راه یابد که در آنجا نیز مقام سومی این مسابقات را از آن خود کرد.

این قاری کشورمان در سال ۸۱ نیز در مسابقات سراسرى قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه و مسابقات قرآن کریم سازمان تبلیغات اسلامى به ترتیب مقام‎های سوم و اول را به خود اختصاص داد.

مجتهدزاده که از داوران کشورمان در عرصه مسابقات قرآن نیز به شمار می‌رود، حکم داوری تجوید خود را از سازمان دارالقرآن کریم با بهترین نمره آزمون دریافت کرده است و یکی از گزینه‌های داوری تجوید در مشهد به شمار می‌رود.

۲۲ سالش بود که متوجه شد او هم مانند بقیه اعضای خانواده‌اش به بیماری دیابت مبتلا است، حاج جواد، برادرش قبل از او بینایی خود را به خاطر این بیماری از دست داده بود؛ لذا از همان زمان تصمیم گرفت تا با پیشگیری با این بیماری مبارزه کند.

برادرش به او هشدار داده بود که بیشتر مواظب دیابتش باشد، این بیماری شوخی‌بردار نیست و ممکن است انجام تلاوت‎های پرشورش همراه با این بیماری به چشم‌هایش آسیب برساند، اما حاجی خیالش راحت بود چون می‌دانست که رعایت می‌کند و به این زودی‎ها غول دیابت نمی‎تواند او را به زمین بزند، اما آرام آرام سوی چشمانش کم شد.

سال ۹۲ بود که به خاطر بیماریش به چشم پزشک مراجعه کرد، آنجا بود که فهمید چشم چپش تنها پنج درصد و چشم راستش تنها بیست درصد بینایی دارد. این موضوع برای حاج وحید سخت بود چرا که دیگر نمی‌توانست قرآن را به درستی ببیند.

تنگی نفس که به سراغش آمد دیگر نمی‌توانست مثل سابق قرآن تلاوت کند به دکتر مراجعه کرد، به او گفتند که یکی از رگ‌های قلبش بسته شده و این باعث تنگی نفس او شده به گونه‌ای که دیگر نفسی برای تلاوت کلام الهی نداشت.

این قاری توانمند که روزگاری همه کارهای روزمره خود را به تنهایی انجام می‌داد، امروز تنها در گوشه‌ای از خانه در بستر بیماریش به سر می‌برد و مجبور به استراحت دائم است چرا که به خاطر این ناراحتی‌ها نمی‎تواند به تنهایی کارهای روزمره خود را انجام دهد اما همیشه هستند زنانی که ایثار کرده و با گذشتن از خود راحتی را برای دیگران به ارمغان بیاورند.

وی این گونه در مورد گذشته‌اش می‌گوید: حدود ۲۶ سال امر داوری قرآن کریم را در مسابقات مختلف انجام داده‌ام و در این مدت تلاش کردم حب و بغض شخصی را در قضاوت وارد نکنم تا در حق کسی ظلمی صورت نگیرد و اگر خطا و اشتباهی هم صورت گرفته، بدون غرض و خصومت بوده است. من بسیار انتقادپذیر هستم و در همه مسابقات اعلام می‌کنم که اگر کسی به نحوه داوری من اعتراض دارد اعلام کند تا رسیدگی ‌شود.

ظاهر استاد مثل همیشه شیک و کلاسیک بود ولی در باطن این ظاهر قبراق و بشاش از بدنی بیمار رنج می‌برد. به قول خودش «حالم الحمدلله خوب است ولی ظاهر با باطن کاملا متفاوت است و این باعث شده تا هرکسی مرا می‌بیند، حتی دوستان نزدیکم باور نمی‌کنند که مریض هستم».

وی در سال 93 از کار افتادگی خود را به خاطر شرایط سخت جسمانی‌اش از طریق تأمین اجتماعی گرفته است. کمی از جریان کار افتادگی‌ و رفت و آمدها به سازمان تأمین اجتماعی برای اثبات بیماری‌اش گفت. اینکه هرکسی که در تأمین اجتماعی او را می‌دید، می‌گفت «حاجی تو مریضی؟» همه ظاهر او را قضاوت می‌کردند.

بارها کارمندان تأمین اجتماعی به خاطر ظاهر خوب و شیک استاد به وی متذکر شده بودند که شما از کار افتادگی نخواهی گرفت ولی هیچکس از شب‌هایی که استاد از شدت مریضی و درد خودش را می‌زد خبر نداشت. به خاطر تنگی نفس حدود یک سال شب‌ها تا صبح بیدار بود و به دلیل حالت خفگی و خسخسی که در سینه داشت، نمی‌توانست نفس بکشد و تنها در اتاقی شب را به صبح می‌رساند.

حکایت این روزهای استاد مجتهدزاده متفاوت از روزهای اوج و روزهایی که آیات طولانی قرآن را یک نفس تلاوت می‌کرد، استاد مجتهد‌زاده که روزگاری با افتخار کلمات نورانی کلام وحی را با کمک تارهای صوتی‌اش راهی قلب‌های عاشقان نور می‌کرد، اینک حتی توان تلاوت آیه‌ای بسیار کوچک را نیز ندارد و این ناتوانی را دیو بیماری بر وجودش غالب کرده است، بیماری‌ای که سابقه‌اش به سال ۱۳۷۳ برمی‌گردد، اما مبارزه این استاد قرآنی تا به امروز اجازه خودنمایی به آن را نداده بود.

امثال استاد مجتهدزاده در کشور کم نیستند، اساتیدی که در گمنامی تمام هم‌زمان چند درد را تحمل می‌کنند، اما بسیار کمتر از دغدغه‌ها قرآنی در کشور آنها را آزرده می‌کند.

24

ارسال نظر