امام هشتم، نماد فضائل اخلاقی و الگوی رأفت و کمال
تاریخ شهادت امام رضا(ع) به روایتهای مختلف در تاریخ آمده است؛ ولی مشهورترین قول آن شهادت ایشان در روز 30 صفر سال 203 هجری قمری بوده است.
به گزارش مشهد فوری ، گفتار مورخان و سیرهنگاران درباره تاریخ شهادت امام رضا(ع) به دست مأمون عباسی در سرزمین طوس مختلف است. شیخ مفید، آن را در روز 23 ذیالقعده سال 203 میداند، برخی روز 23 ماه رمضان را روز شهادت آن حضرت دانستند، عدهای هم، شهادت ایشان را در ماه صفر ذكر كردهاند و آخرین روز صفر را تاریخ شهادت امام رضا(ع) میدانند.
در میان علما و مورخان شیعه مشهور است که آن حضرت، در آخرین روز ماه صفر سال 203 قمری در طوس به شهادت رسیدند.
امام رضا(ع) مانند دیگر امامان معصوم(ع) دارنده تمام کمالات و فضائل اخلاق انسانی در مرتبه اعلی بودند،؛ آنچنان در قلّه شکوهمند کمال و فضیلت قرار داشتد که نه تنها دوستان و پیروانشان ایشان را میستودند، بلکه دشمن ان کینهتوز و سرسخت به مدح و ستایش ایشان میپرداختند. ایشان مانند ديگر پيشوايان معصوم (ع) به زيور فضايل اخلاقی و کمالات نفسانی آراسته و از هر گونه زشتی و پليدی و رذايل اخلاقی منزه بودند و در اين راه گفتار و رفتارشان، الگو و سرمشق ديگران بود.
شیوه زندگی امام رضا(ع)، سرشار از مهربانی و تواضع بوده است، چه در برخورد با کینهتوزان و چه جاهلان. همچنین آن امام برای خود جایگاهی فراتر از کارگران و غلامان تصور نمیکردند و همواره با همه ایشان به گرمی و مهربانی و احترام سخن میگفتند. این رفتارهای امام رئوف نمونه خوبی برای تمام کسانی است که خود را پیرو آن حضرت میشمارند.
امام هشتم در زهد و پارسايی و پرستش پروردگار، يگانهی عصر خود بودند و زر و سيم دنيا و مناصب اجتماعی و حکومتی در برابر مقام عبوديت و پارسايی ایشان هيچگونه ارزشی نداشت. ایشان با آنکه مقام بالای امامت را داشتند و برگزيدهی خدا بودند، در عين حال نهتنها براي خود هيچگونه حريمي قائل نبودند، بلکه در زندگی خود با طبقات مختلف مردم حتی خدمتکاران و زيردستان با نهايت صميميت و فروتنی رفتار میکردند.
امام رضا (ع) خوی نيکو، حلم و بردباری را از پدر بزرگوار خود، امام کاظم (ع) به ارث برده بودند و در برابر افراد جاهل و گستاخ با بردباری مواجه میشدند. ایشان رفتار اطرافيان، زيردستان و ياران خود را زير نظر داشتند و در مواقع لازم، آنان را امر به معروف و نهي از منکر میکردند؛ حتی مأمون نيز بارها از نصايح و رهنمودهای آن حضرت بهرهمند شده بود.
مأمون عباسی که خلافت خود را از چند طریق مورد تهدید میدید، تصمیم به آوردن امام رضا(ع) از مدینه به مَرو گرفت تا با پیشنهاد خلافت یا ولایت عهدی به امام رضا (ع)، مقداری از فشارها و تهدیدهای احتمالی از سوی علویان و ایرانیان را فرونشاند و مردم با دیدن حضور امام رضا(ع) در دستگاه خلافت مأمون، از شورش و مخالفت منصرف شوند.
مأمون در اجرای این تصمیم، چندین نامه و پیام دعوت به امام رضا (ع) فرستاد و امام رضا(ع) این دعوت ها را رد میکردند؛ ولی مأمون با اصرار و پافشاری بسیار، امام (ع) را ناگزیر کرد که به سوی خراسان حرکت کنند. مأمون گروهی را مأمور آوردن امام رضا(ع) و همراهانشان از راه بصره و اهواز و فارس کرد.
مأمون که برای حفظ حکومت خود امام رضا(ع) را از مدینه به مرو آورده بود و با ترفندهای خود و اطرافیان به اهداف خود نرسیده بود، وقتی که رفتار و قاطعیت آن حضرت را دید، دریافت که گفتار و رفتار آن حضرت در نهایت موجب ضعف و تزلزل حکومت او میشود و از سوی دیگر عباسیّان همواره در مورد ولایتعهدی امام رضا (ع) مأمون را تهدید میکردند و به ایشان هشدار میدادند؛ در نتیجه وی تصمیم گرفت که آن حضرت را به گونهای از میان ببرد؛ ولی کاملاً مراقب بود که این عمل به طور کاملاً محرمانه انجام گیرد تا مسئله جدیدی برای حکومتش پیش نیاید؛ لذا با مسموم کردن آن حضرت به هدف خود رسید. امام (ع) در روز آخر صفر بر اثر زهر مسموم شدند و دعوت حق را لبیک گفتند.
منابع:
اصول کافی، کلینی
بحار الانوار، مجلس ی
نهج الفصاحه، ترجمه ابوالقاسم پاینده
159
ارسال نظر