در جنگ اقتصادی چهقدر مسلحایم؟
تحریمهای آمریکا با وجود سالها مدارا در حوزه دیپلماسی علیه ایران اجرا شده است.اما گزینه جنگ علیه ایران به سبب دستاوردهای نظامی آن، چندان عقلانی نیست ولی در جنگ اقتصادی چه میزان برج و بارو فراهم آوردهایم؟
به گزارش مشهد فوری ، تحریمهای آمریکا با وجود سالها مدارا و عقلانیت در حوزه دیپلماسی علیه ایران اجرا شده است. اندوختههای ایران به نحوی است که گزینه جنگ علیه ایران به سبب دستاوردهای نظامی آن، چندان عقلانی نیست ولی در جنگ اقتصاد ی چه میزان برج و بارو فراهم آوردهایم؟
شکی در نیاز حیاتی ایران به گسترش توان نظامی و سرمایهگذاری روی قوای دفاعی نیست، اما تهدید مداومی که در وهلههای گوناگون کشور را به بحران میکشاند، جنگ اقتصادی است، اما به راستی چرا در جنگ اقتصادی توانی مشابه جنگ نظامی نداریم؟
به نحوی بایستی پذیرفت که جنگ سرد و تمام ویژگیهای آن به تاریخ پیوسته است، دنیا اکنون نه میل به دو قطبیشدن دارد و نه آنکه معادلات جدیدی که پس از فروپاشی شوروی سابق بر جهان حاکم گشته اجازه شکلگیری چنان وضعیتی را میدهد.
از سویی ترسیم جهانی کاملا در صلح و بدون وجود هر گونه منازعهای، شانسی برای محقق شدن ندارد. منافع ملی و کسب حداکثرین سود از روابط جهانی هدف هر کشوری است. در این میان هدف منازعه ثابت است اما نحوه آن در هر دورهای دستخوش تغییر شده است، اکنون نشان دادن دندان شیر برای پیروزی کافی نیست.
برای دنیا ثابت شده است که رقابتهای تسلیحاتی در ابعاد گسترده همچون تدارک دیدن انبار باروتی است که اختیار انفجار آن از دست خود خارج است. پذیرفتنی است که راه حل اولیه هر چالشی در روابط بینالملل به خط کردن سربازان و رخنمایی تسلیحات موشکی و رژه ماشینهای زرهی نیست.
جنگ امروز بیش از اینکه وجه خشن گذشته را داشته باشد، در دل بستهبندی کالاها و خدمات ارائه شده پنهان شده است. اکنون فتح کشورها نیازی به سرباز ندارد، کالایی که بر سر کشتیها و ناوگان حمل و نقل زمینی سوار گشته و تحویل گرفته شود، به مثابه اسب تروایی است که به جای حضور پهلوان برای فتح باب شهر، نوعی وابستگی و نیاز ایجاد میکند، جایی برای تعجب و احساس نفرت نیست، این جنگی است که همه میتوانند در آن شرکت کنند.
برد اثرگذاری جریان جدید رزم از نیاز و ارتباط سطح کلان نیز فراتر میرود. جریان فرهنگی موجود در پشت خرید کالاها و خدمات به گونهای است که آداب و سنن کشور مبدا در کشورهای مقصد به خوبی قابل رصد است، اثری که جریان اقتصادی کنونی برای گنجاندن و تحکیم فرهنگ و آداب مطبوع به کار میبرد، قابل مقایسه با زور و اسلحه برای همان هدف نیست.
جریان گسیل کالاها علاوه بر ایجاد حاکمیت بر سایر کشورها، گویی مصونیتساز است و در عرصه بینالمللی موجبات نفوذ رای را فراهم میکند، بدیهی است چگونه شرکای خوب تجاری برای حفظ منافع و تداوم تجارت جهان را به نادیده گرفتن وا میدارند.
تمام بدیهیاتی که در بالا ذکر شد مقدمهای است بر اینکه اکنون، در آستانه آغاز تمام و کمال تحریمهای آمریکا علیه ایران، ما چگونه رفتار کردهایم؟ آیا نحوه رزم جدید را آموختهایم یا آنکه همچنان با مدلهای قدیمی و تنها با یک بال به دنبال فتح و ظفرهستیم؟
بایستی در نظر گرفت که علاوه بر منازعه طبیعی تمام جهان برای کسب منافع حداکثری، ایران با اتخاذ سیاست استکبارستیزی خود، در جنگ دیگری نیز حضور دارد. اما با نگاهی به ساختار و عملکرد اقتصادی کشور، چندان فهم آن سخت نیست که عملا با توجه به میزان تولیدات اقتصادی خود در منازعه طبیعی جهان نیز در فهرست مغلوبین جای خواهیم گرفت.
عملکرد اقتصادی ما به نحوی است نه تنها خبری ازحامی استراتژیکی در منطقه نیست و با بدعتگذاری دولت ی مثل کشور، خبری از دوستان گذشته باقی نمیماند، بلکه حتی از ایجاد یک رفاه نسبی اقتصادی در داخل نیز باز ماندهایم. اختلاف درآمدی و شبکه توزیع رانت ناشی از اقتصاد دولتی اکنون پاشنه آشیل کشور است.
از جایی به بعد چالشهای اقتصادی کشور وجهه طنزی تلخ به خود میگیرند. با وجود منویات رهبر معظم انقلاب مبنی بر توجه به تولید داخل و نامگذاری سال جدید به عنوان سال حمایت از کالای ایرانی، با آغاز نیمه اول تحریمها نشان داده شد که تولید داخل چنان در اقلام ابتدایی و نه حساس و مهم، به سایر کشورها وابسته است که مدتی امکان تولید کالا وجود نداشت.
در جهان امروز میتوان دو رویکرد متفاوت برای مبارزه با آمریکا یافت. یک مورد مدل کره شمالی و دیگری چین. هر چند نمیتوان نوع عمل این دو کشور را تماما به ایران تعمیم داد اما اکنون غلبه جنگ اقتصادی بر جنگ تسلیحاتی برای همگان بدیهی است. چین چگونه پنجه در پنجه آمریکا انداخته و دولت ترامپ را وادار به بر هم زدن بازی کرده تا منافع خود از تجارت جهانی را افزایش دهد.
مهمترین راهکار چین برای توسعه روابط تجاری خود، یافتن دوست و شریک تجاری مطمئن در منطقه بود. چین باب گفتوگو و روابط عقلانی را با سایر کشورها گشود تا بتواند جریانی از کالا و خدمات را به سوی آنان گسیل دهد. بدون یافتن مشتری و ایجاد تقاضا، نمیتوان صنایع را رشد و توسعه داد و در نتیجه در وضعیتی که روابط حسنه میان ایران و سایر کشورها بر قرار نشود، رویای توسعه صنایع محقق نخواهد شد.
از طرفی توسعه اقتصادی در جهان امروز به مثابه سپری مقاوم در مقابل تهدیدها است، هر چه در صنایع تولیدی سرمایهگذاری صورت بگیرد و ایران مطابق معادلات جدید جهانی به نقشآفرینی بپردازد، مسئله حمله نظامی و تهدیدهای امنیتی از سوی دشمن انی نظیر اسرائیل به محاق خواهد رفت، چرا که خدشهدار شدن جریان کالاها و خدمات همانند قطع رگ خونی است، بنابراین بایستی با ایجاد روابط دوستانه هم برای صنایع داخلی ایجاد نیاز کرد و هم اینکه با سرمایهگذاری مناسب روی صنایع آنان را برای یک رقابت بزرگ آماده کرد.
یادداشت از علیرضا میردیده
منیع: ایسنا
159
ارسال نظر