شناسه خبر: ۷۸۱۷۳
لینک کوتاه کپی شد

روز‌شمار تاریخ

سالروز اعدام میرزا رضا کرمانی

امروز 21 مرداد 1397 خورشیدی برابر با 29 ذی القعده 1439 هجری و 12 آگوست 2018 میلادی است که رویداد‌های تاریخی از جمله اعدام میرزا رضا کرمانی به وقوع پیوست.

سالروز اعدام میرزا رضا کرمانی

مشهد فوری / امروز 21 مرداد 1397 خورشیدی برابر با 29 ذی القعده 1439 هجری و 12 آگوست 2018 میلادی است که رویداد‌های تاریخی زیر به وقوع پیوست.

** رویدادهای مهم این روز در تقویم خورشیدی ( 21 مرداد 1397 )

*اعدام "میرزا رضا کرمانی" به جرم قتل ناصرالدین شاه (1276 ش)

میرزا رضا کرمانی در کرمان به دنیا آمد. در جوانی به تهران رفت و به دست‏فروشی و سمساری مشغول شد تا اینکه رفته رفته مورد اعتماد تجار تهران قرار گرفت. وی در سال 1268 ش پس از آشنایی با سیدجمال ‏الدین اسدآبادی، سخت مجذوب اندیشه‏‌ها و افکار او شد و از همان زمان، به فعالیت‏‌های سیاسی پرداخت.

در پی استبداد و جور زمان ناصرالدین ‏شاه قاجار و اخراج سیدجمال‏ الدین اسدآبادی از ایران، میرزا رضا کرمانی بارها به گونه کتبی و شفاهی به ناصرالدین شاه و درباریانش اخطار کرد که به جهت بی ‏احترامی و ستمی که درباره سیدجمال‏ الدین روا داشته‌‏اند، کشته خواهند شد.

رژیم استبدادی قاجار، زبان تیز و حرکات اعتراض ‏آمیزِ او را تحمل نکرد و میرزا رضا را به 7/5 ماه زندان محکوم کردند. میرزا پس از آزادی، راهی اسلامبول ترکیه گردید و با سید دیدار کرد. میرزا از اوضاع ایران بسیار نالید و سید او را به کندن ریشه فساد که همان ناصرالدین شاه بود، تشویق کرد.

سرانجام شاه قاجار که در تدارک برگزاری جشن‌‏های پنجاهمین سال سلطنت خود بود، در 17 ذی‏القعده 1313ق برابر با 13 اردیبهشت 1275ش با 3 گلوله میرزا رضا در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) در ری کشته شد. میرزا با بیان سخنانی در دادگاه فرمایشی، حقایق را بازگو و شاه را رسوا کرد. سرانجام میرزا رضا کرمانی در روز دوم ربیع‏الاول 1314 ق برابر با 21 مرداد 1276ش توسط دستگاه جبار قاجار به دار آویخته شد و به شهادت رسید. آخرین جمله میرزا این بود: "این چوبه دار را به یادگار نگه دارید، من آخرین نفر نیستم".

* دستگیری سران کمیته مجازات و انحلال آن (1296ش)

کمیته مجازات، گروهی سری بود که در سال 1295 ش در تهران تشکیل شد و بنیانگذاران آن، تنی چند از طرفداران مشروطه بودند که پس از استقرار نظام جدید، مقاصد خود را دست نایافته دیدند و ناکامی مشروطیت را به سبب خیانت و بی‌‏کفایتی وزرا می‌دانستند.

از این روی، تصمیم گرفتند با تشکیل گروهی به نام "مجازات" به پندار خود به مقابله با عناصر خائن، وطن فروش و نالایق بپردازند. البته در این پندار، اتکای آنها بر قضاوت شخصی بود. عنصر اجرایی این کمیته شخصی با نام کریم دواتگر بود که سالیان قبل، مامور ترور شیخ فضل اللَّه نوری گردید که به این کار موفق نشد.

پس از مدتی بین اعضای شورا اختلافات روی داد و شورا از بیم افشای اسرار کمیته، کریم دواتگر را کشت. پس از این حادثه، افراد دیگری به گروه راه یافتند و به سبب فراهم نبودن سیاست واحد و مستقل، اختلافاتی بین اعضای آن بروز کرد. از طرفی ضعف مالی نیز سبب شد که گروه به باج ‏خواهی از ثروتمندان رو کند. هر چند این گروه، هراسی بزرگ در دلِ دولت یان افکند، دیری نپایید که در آستانه فروپاشی قرار گرفت. این شورا در اواخر کار، به دلیل تکروی در از میان برداشتن مخالفان خود، دچار چنددستگی شد و یکی از اعضای اصلی که پیش‏بینی می‏‌کرد به سرنوشت کریم دواتگر دچار شود، از بیم جانِ خود، تشکیلات گروه را برای ژاندارمری افشا کرد.

در نهایت، اعضای کمیته در 21 مرداد 1296 ش برابر با 23 شوال 1335 ق در دوران صدارت وثوق‏ الدوله دستگیر، برخی اعدام و بعضی تبعید شدند. فعالیت در چارچوبی غیراصولی و هدفدار نبودن معیارهای تشکیلاتی، نفوذ افراد سست عنصر در گروه، ضعف مالی و وابستگی به ثروتمندان، نداشتن پایگاه مردمی به سبب برخی ترورها از جمله ترور میرزا حسن از علمای طراز اول تهران، از عوامل سقوط و فروپاشی کمیته مجازات بود.

* مرگ سپهبد "تیمور بختیار" رییس دیکتاتور ساواک و مهره رژیم شاهنشاهی (1349 ش)

تیمور بختیار در سال 1292 ش در شهرکرد به دنیا آمد و پس از پشت سر گذاشتن دروس ابتدایی وارد دانشکده نظام شد. وی طی سالیان بعد مدارج نظامی را طی کرد و پس از کودتای 28 مرداد 32، به فرمانداری تهران رسید. بختیار پس از روی کار آمدن منوچهر اقبال، به عنوان معاون نخست وزیر و اولین رییس سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) منصوب شد و دارای قدرت فراوانی شد.

در مهر ماه 1339 که به درجه سپهبدی دست یافت، در تلاش برای احراز مقام بالاتری بود. از این رو با مقامات دولت آمریکا وارد مذاکره شد تا شاید با کمک آنان بتواند شخص اول ایران شود. وقتی شاه از این موضوع مطلع شد، او را در اسفند 1339 از کار بر کنار کرد و بختیار پس از مدتی مجبور به خروج از ایران شد ولی پس از مدتی، او را در سال 1341 بازنشسته کردند. بنابراین از آن پس دست به مخالفت با محمدرضا پهلوی زد و عده‌‏ای را به دور خود جمع کرد. بختیار از هیچ اقدامی علیه شاه و حکومت او خودداری نمی‌‏کرد و برای رسیدن به جاه‏‌طلبی‌‏های خود، مبارزاتش را علنی کرد.

در سال 1347، هیئتی از ایران برای بازداشت او راهی پاریس شدند ولی پاسخ شنیدند که بختیار به تابعیت دولت عراق درآمده و امکان تحویل وی میسَّر نیست. از این رو کلیه اموالش در ایران توقیف شد و میلیاردها ریال دارایی او به خزانه دولت واریز شد. از آن پس بختیار برای واژگونی محمدرضا پهلوی و استقرار جمهوری درایران، اقدامات وسیعی پی ریزی کرد و با تمام مخالفان رژیم همکاری نزدیک داشت، ولی سرانجام در شانزدهم مرداد ماه 1349 در یکی از شکارگاه‏‌های بغداد هدف گلوله یکی از ماموران مخفی ساواک قرار گرفت و در 21 مرداد مرد. بختیار مردی مال دوست و عیاش بود و برای رسیدن به مقاصد شوم خود از هیچ کاری ابا نداشت. در دوران ریاست او بر ساواک، این سازمان حتی در روابط خانوادگی اشخاص هم دخالت می‌‏کرد و بیم و هراس فراوانی در جامعه ایجاد کرد که این رویه در سال‏های حیات ساواک ادامه داشت.

* شکنجه و شهادت سه پاسدار کمیته انقلاب اسلامی به دست منافقان (1361 ش)

منافقین پس از آن که راه خود را از مسیر انقلاب و نظام اسلامی جدا کردند، همیشه سعی می‌کردند تا به روش‏‌های گوناگون، خللی در این راه ایجاد کرده و نظام را با مشکل روبرو سازند. آنان برای این منظور دست به ترور زدند.

منافقین برای گرفتن اطلاعات، سه تن از پاسداران کمیته‌‏های انقلاب به نام‏‌های میرحبیبی، طاهری و طهماسبی را ربودند و پس از اعمال شکنجه‌‏های وحشتناک و وارد آوردن انواع صدمات جسمی، از اخذ اخبار و اطلاعات از آنها ناامید شدند. بدن نیمه جان آنان را، دست و پا بسته در تاریکی شب در اطراف تهران زنده به گور کردند.

* عساکر عثمانی پس از تصرف همدان به سوی قزوین روانه شدند (1295ش)

* سپهسالار تنکابنی از ریاست وزراء برکنار شد (1295ش)

* نام شهر ترشیز به کاشمر تبدیل شد. (1313ش)

*رویدادهای مهم این روز در تقویم هجری ( 29 ذی القعده 1439 )

*قتل عام فلسطینیان اردوگاه "تلّ زَعْتَر" در لبنان توسط فالانژهای لبنان (1976م)

تَلِّ زَعْتَر یکی از اردوگاه‏های فلسطینی بود که در کنار بیروت قرار داشت و در میان جمعیت 30 هزار نفری آن نیروهای رزمی فراوانی بودند. در جریان جنگ داخلی لبنان، این منطقه در میانه تهاجمات و درگیری‌‏ها قرار داشت، اما پس از خروج نیروهای سوریه در 23 ژوئن 1976م از لبنان، نیروهای فالانْژْ به این اردوگاه حمله کردند.

در این حمله، توپخانه سنگین فالانْژْها، هر دقیقه به طور متوسط سه گلوله توپ به سوی تل زعتر شلیک می‏‌کرد. تانک‏‌ها و زره‌‏پوش‏های آن‏ها نیز به این محاصره شدت بخشیدند. نیروهای فالانژ در تهاجم خود از موشک‌‏های زمین به زمین ساخت اسرائیل بهره می‏ گرفتند. این تهاجمْ اردوگاه‏های دیگر فلسطینی را نیز در بر می‏‌گرفت اما محور عملیات نیروهای فالانژ، اردوگاه تل زعتر بود. در جریان این محاصره، آب شهر قطع شد، مواد غذایی کم‏یاب شد و هر جنبنده‌‏ای در سطح شهر توسط تیراندازان فالانژ که از بیرون به شهر مسلط بودند مورد هدف قرار می‏‌گرفت. در روزهای پایانی، تنها 500 فلسطینی دیگر در این اردوگاه باقی مانده بودند. سرانجام پس از آن‏که این شهر حدود 70 بارمورد تهاجم قرار گرفت، در 12 اوت 1976 بعد از بیش از 50 روز مقاومت، سقوط کرد. شب این حادثه نیروهای فلسطینی با یک هجومْ حلقه محاصره را شکافته و موفق به خروج از اردوگاه شده و پس از 4 روز پیاده روی و برجای گذاشتن 300 کشته به بیروت رسیدند. در روز 13 اوت همان سال، نیروهای فالانژ به شهر بی‌‏دفاع تلّ‏ زعتر حمله کرده و به قتل ‏عام فلسطینیان دست زدند. این فجایع و دامنه آن، به قدری گسترده بود که به اعتراض مجامع بین ‏المللی انجامید و فالانژها را مجبور کرد که به کشتار فلسطینیان خاتمه دهند.

* مرگ «توماس مان» نویسنده برجسته آلمانی (1955م)

توماس مان نویسنده بزرگ آلمانی درششم ژوئن 1875م در شهر لوبِک آلمان به دنیا آمد. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه وارد دانشگاه مونیخ شد و در حین تحصیل، با مطالعه آثار فلاسفه و نویسندگان بزرگ آلمان از آن‏ها الهام گرفت و وارد عرصه نویسندگی شد.

توماس مان هم‏چنین با آثار ادبی و فکری فرانسه آشنایى یافت و از آن‏ها الهام گرفت به طوری که جنبه حقیقت ‏بینی و منطق و دقت فکری نوشته‏‌های خود را مدیون تعمق در آثار فرانسه دانسته است. وی پس از انتشار اثر "افتاده‌‏ها" و نیز داستان‏های سه دهه، به شهرت رسید. این آثار نشان‏دهنده اشتغال فکری او درباره ارتباط میان هنر و مسائل روان‏شناختی و اشتیاق هنرمند به مرگ و پیراستگی و نبوغ و بیماری است.

توماس مان از لحاظ سبک و طرز نگارش نوشته‏‌هایش، به سبک ظریف فرانسوی متمایل و از لحاظ روح و اساس، مظهر نبوغ فکری آلمان است و همین خصوصیت است که نوشته‌‏های او را در ردیف بهترین آثار معاصر آلمان قرار داده است. او در نوشته‌‏های خود به دقت به تجزیه و تحلیل خواص و آثار روحی و تشریح احساسات و هیجانات باطنی قهرمان داستان‏‌هایش می‏‌پردازد.

توماس مان در این امر و نشان دادن عواطف و تمایلات مرموز روح و دل انسانی مانند یک نقاش زبردست که کوچک‏ترین سایه روشن و حرکت اثر را فراموش نمی‏‌کند، به قدری مهارت به خرج می‏دهد و به اندازه‏ای به شرح و بسط می‏‌پردازد که غالباً آثار وی از نشاط رمانتیکی و داستانی خالی است.

داستان‏های مان به قدری عمیق است که به اثر علمی و فلسفی بیشتر شباهت دارند تا سبک داستان. بیشتر علوم زمان از قبیل پزشکی، ستاره‏‌شناسی، علوم الهی، زیست‌‏شناسی، گیاه‏شناسی، ماوراءالطبیعه و... در آثار توماس مان جایگاهی برجسته دارند. کتاب‏‌های وی اگرچه نمایشگر جامعه آلمان در نیمه اول قرن بیستم است اما از لحاظ کیفیت و کمال و روشنی سبک و غنای عمیق، در تاریخ معاصر آلمان درخشیده است. توماس مان در سال 1913 کتاب کوهستان جادو را نوشت و این کتاب چنان اهمیتی به نویسنده‌‏اش داد که جایزه ادبیات نوبل را در سال 1929م نصیب وی ساخت.

یوسف جوان، یوسف در مصر و خلاصه زندگی از دیگر آثار اوست. توماس مان با آغاز جنگ جهانی دوم رهسپار فرانسه، انگلستان و امریکا شد تا این‏که در دوازدهم اوت 1955م در هشتاد سالگی در نزدیکی شهر زوریخ سوئیس درگذشت.

22

ارسال نظر