زن مطلقه شوهرم را ازم گرفت حالا خانهام را میخواهد/تهدید به بخشیدن مهریه
زن 45 ساله ساکن مشهد که برای چارهجویی درباره مشکلش وارد کلانتری طبرسی شمالی شده بود، گفت: زن مطلقهای که چندین سال است با همسرم در ارتباط است زندگیام را نابود کرده حالا میخواهد خانهام را بگیرد.
به گزارش مشهد فوری ، زن 45 ساله مشهدی که برای چارهجویی درباره مشکلش وارد کلانتری طبرسی شمالی مشهد شده بود، اظهار کرد: زن مطلقهای که چندین سال است با همسرم در ارتباط است، زندگیام را نابود کرده حالا میخواهد خانهام را بگیرد.
این زن 45 ساله ساکن مشهد با بیان اینکه سالها تن به کارهای سخت و طاقت فرسا دادم تا زندگی خوبی داشته باشم، درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: در یکی از شهرکهای حاشیه کاشمر به دنیا آمدم. پدرم اگرچه در روستا زمین کشاورزی کوچکی داشت اما وضعیت مالی خوبی نداشتیم.
وی افزود: دو برادرم با آنکه از من کوچکتر بودند، همواره من و دو خواهر دیگرم را کتک میزدند و به ما زور میگفتند. با وجود این، پدر و مادرم هیچ وقت آنها را سرزنش نمیکردند چرا که به فرزند پسر علاقه زیادی داشتند و نمیخواستند آنها را ناراحت کنند.
این زن گفت: خلاصه روزگار به همین ترتیب سپری میشد تا اینکه غفور به خواستگاریم آمد. او نیز اهل کاشمر بود اما در مشهد زندگی میکرد و دریک رستوران مشغول کار بود به خاطر آشنایی دوری که با خانواده غفور داشتیم و از سوی دیگر فکر میکردم از زیر سلطه و آزار و اذیتهای برادرانم رها میشوم و همچنین میتوانم از خواهرانم حمایت کنم به خواستگاری غفور پاسخ مثبت دادم و در 18 سالگی ازدواج کردم.
وی بیان کرد: هنوز دوران نامزدی را میگذراندم که متوجه شدم نامزدم به من خیانت میکند اما به خاطر شرایطی که داشتم از خیانت غفور گذشت کردم و او نیز قول داد که دیگر فقط به زندگی و آینده ما فکر کند.
این زن 45 سال اظهار کرد: به همین دلیل زندگی مشترکمان را آغاز کردیم و من دو سال بعد در حالی پسرم «اسفندیار» را باردار شدم که فهمیدم غفور ارتباط خود را با زنان غریبه ادامه میدهد.
وی گفت: این موضوع موجب بروز اختلافات زیادی در خانواده ما شد. با وجود این پسر دومم نیز به دنیا آمد و من درگیر بیماری مادرزادی پسرم شدم تا او بهبود یابد.
این زن 45 ساله ساکن مشهد افزود: خلاصه 15 سال قبل روزی غفور به من گفت با زن مطلقهای ازدواج کرده و از او پسری 10ساله دارد.
وی افزود: غفور مدعی بود «هایده» چیزی از او نمیخواهد و تنها به دنبال آن است که سایه یک مرد بالای سرش باشد. اگرچه همسرم مدعی بود به دیدار هایده نمیرود اما من دیگر امیدی به غفور نداشتم و خودم را با بچهها سرگرم میکردم.
این زن اظهار کرد: در همین حال در یک هتل به کار مشغول بودم و با همان پول کارگری، خودرویی را به صورت اقساطی خریدم و پول نیمی از خرید یک واحد آپارتمانی را نیز دادم و سند آن را به نام خودم ثبت کردم.
وی بیان کرد: در این سالها چند بار با همسرم تا مرز طلاق رفتیم ولی به خاطر فرزندانم از او جدا نشدم تا اینکه حدود یک ماه قبل وقتی به یک مجلس عروسی در کاشمر رفته بودیم ناگهان سر و کله هایده نیز پیدا شد و اختلافات ما شدت گرفت چرا که فهمیدم غفور نیمی از سند خانه را به عنوان مهریه به نام هایده منتقل کرده است.
این زن 45 ساله افزود: از آن روز به بعد وقتی به مشهد بازگشتیم با غفور حرف نمیزدم و خیلی سنگین با او رفتار میکردم تا اینکه صبح وقتی از خواب بیدار شدم از گوشی تلفن من و فرزندانم اثری نبود.
وی بیان کرد: بسیار نگران شدیم چرا که پسرانم در زمینه ارزهای دیجیتال فعالیت داشتند و بدون گوشی نمیتوانستند کارشان را انجام دهند. در این هنگام بود که همسرم ادعا کرد گوشیها نزد اوست و من اگر گوشی را میخواهم باید مهریه و دیگر حق و حقوقاتم را به او ببخشم و نیم دیگر سند منزل را به نام او ثبت کنم و...
شایان ذکر است، رسیدگی کارشناسی به این پرونده توسط مشاوران زبده دایره مددکاری اجتماعی آغاز شد.
منبع: روزنامه خراسان
345
ارسال نظر