راز ۲ جنایت مسلحانه و دهها پرونده سرقت در مشهد فاش شد
با اعترافات سه عضو باند مخوف تبهکاران مسلح در مشهد، راز دو قتل وحشتناک و ده ها پرونده سرقت فاش شد.
به گزارش مشهدفوری، ماجرای تبهکاریهای تکان دهنده اعضای باند مخوف هنگامی در کفه ترازوی عدالت قرار گرفت که نوزدهم شهریور سال گذشته، چند جوان سمند سوار در خیابان منوچهری مشهد با راننده یک دستگاه خودروی ام وی ام به خاطر میزان سرعت خودرو درگیر شدند.
راننده جوان ام وی ام به دلیل حضور مادرش درون خودرو، تلاش میکرد محترمانه با راننده سمند برخورد کند اما سمندسواران با فریادهای توهین آمیز قصد قدرت نمایی داشتند که ناگهان یکی از سرنشینان سمند سلاح کلاشینکف را بیرون کشید و شروع به تیراندازی کرد به گونهای که جوان ام وی ام سوار را مقابل چشمان مادرش در خون خود غوطه ور کردند.
بنابراین گزارش درحالی که مهاجمان مسلح با جمع آوری پوکه.های شلیک شده از صحنه حادثه گریختند، شهروندان با مشاهده این حادثه دلخراش، بلافاصله با نیروهای امدادی تماس گرفتند و پیکر نیمه جان «م - الف» را به مرکز درمانی انتقال دادند. این گونه بود که پرونده ضاربان مسلح فراری در شعبه 213 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد و زیر نظر قاضی دکتر جوانبخت، مورد رسیدگی ویژه قرار گرفت.
با توجه به اهمیت موضوع و صدور دستورات محرمانه قضایی، تحقیقات گستردهای برای ردیابی مهاجمان مسلح آغاز شد و همه سرنخ ها مورد پیگیری جدی قرار گرفت. هنوز بررسیهای پلیس به نتیجه خاصی نرسیده بود که راننده جوان ام وی ام، دهم آبان سال گذشته به دلیل عوارض ناشی از اصابت گلوله جان سپرد و بدین ترتیب این پرونده رنگ جنایت مسلحانه گرفت.
این گزارش حاکی است، به همین دلیل کلاف پیچیده این جنایت در اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی گشوده شد و تحقیقات به صورت تخصصی ادامه یافت ولی ردیابیهای اطلاعاتی پس از بازداشت یک جوان مظنون نشان داد که شماره پلاک سمند سفیدرنگ، جعلی است و با مهارت خاصی از شمارههای چند پلاک سرقتی، یک شماره پلاک حقیقی متعلق به یک سمند سفیدرنگ دیگر تهیه و روی خودروی سرقتی نصب شده است. این گونه بود که کارآگاهان متوجه شدند با یک باند مخوف تبهکاری روبه رو هستند. بنابراین با دستور مقام قضایی جوان مظنون آزاد شد و بررسیها با شگردهای فنی و پلیسی ادامه یافت. در حالی که تحقیقات ابعاد گسترده تری پیدا کرده بود ناگهان دهم تیر گذشته، ماجرای ربایش یک طلافروش مشهدی در خیابان عدالت منطقه احمدآباد، روند تحقیقات را دگرگون کرد. بررسیهای تخصصی کارآگاهان که پس از گزارش حادثه آدم ربایی و با دستورات ویژه سردار سرتیپ محمد کاظم تقوی (فرمانده انتظامی خراسان رضوی) وارد مرحله جدیدی شده بود، حکایت از آن داشت که سرنشینان یک دستگاه پژو 405 نقره ای، مرد طلافروش را تعقیب کرده اند و با شلیک گلوله به سمت خودروی «جیلی قرمز رنگ» او را ربوده اند. با توجه به این که احتمال دستبرد به طلافروش میرفت، خانواده مرد طلافروش با راهنماییهای پلیسی، قفلهای مغازه را تعویض کردند اما دیگر خبری از «خ» (مرد طلافروش) نشد.
از سوی دیگر حساسیت ماجرای آدم ربایی مسلحانه و خدشه دار شدن احساس امنیت در نقطهای از شهر، موجب شد تا قاضی دکتر حسن زرقانی (قاضی ویژه پرونده های جنایی) رسیدگی تخصصی به این حادثه را به عهده بگیرد. هرچه دامنه تحقیقات در این پرونده گستردهتر میشد، سرنخهای پرونده قاتلان مسلح خیابان منوچهری و ربایش طلافروش به هم نزدیک تر میشدند تا این که بالاخره خودروی سمند سفیدرنگ شناسایی شد و افراد مظنون زیر چتر اطلاعاتی پلیس قرار گرفتند. حالا دیگر احتمال قتل مرد طلافروش نیز وجود داشت به همین دلیل سرهنگ کارآگاه جواد شفیع زاده (رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی) شخصا هدایت و نظارت بر روند عملیاتهای اطلاعاتی پلیس را به عهده گرفت تا این که چند روز قبل دو خودروی پژو و سمند مذکور در منطقه شهر جدید گلبهار شناسایی شد و زیر ذره بین بررسیهای غیرمحسوس اطلاعاتی قرار گرفت اما وقتی نیروهای انتظامی گلبهار به یکی از خودروها نزدیک شدند، ناگهان صدای شلیک رگباری گلوله از سوی سرنشینان خودرو، عملیات پلیس را تغییر داد. به همین دلیل درگیری مسلحانه ای بین پلیس و سه تن از تبهکاران مخوف آغاز شد اما نیروهای انتظامی برای حفظ جان مردم از شلیکهای بیشتر درحالی خودداری کردند که سه کلت و یک کلاشینکف از بازرسی خودروی تبهکاران کشف شد.
بررسیها نشان میداد یکی از تبهکاران زخمی شده و نتوانسته با دیگر اعضای باند از معرکه درگیری مسلحانه بگریزد. به همین دلیل صبح روز بعد گروه ورزیده دیگری از کارآگاهان به فرماندهی مستقیم سرهنگ کارآگاه مهدی سلطانیان (رئیس اداره جنایی آگاهی) وارد عمل شدند و به جست وجوهای قدم به قدم در اطراف منطقه دولتآباد پرداختند تا این که بالاخره حسینعلی (متهم 30 ساله) را در حالی پیدا کردند که به خاطر اصابت گلوله خود را درون چاله ای انداخته و منتظر بود تا همدستانش او را نجات بدهند! با انتقال سلاحهای کشف شده و متهم مجروح به مشهد، تحقیقات گسترده پلیسی، همزمان با صدور دستورات ویژه قضایی از سوی قاضی دکتر زرقانی، برای دستگیری دیگر تبهکاران مخوف ادامه یافت و کارآگاهان با ردزنیهای تخصصی، یکی دیگر از اعضای این باند تبهکاری را در سرخس شناسایی کردند و او را نیز به دام انداختند.
کارآگاهان در ادامه این عملیات ضربتی، سومین عضو باند را هم در مشهد دستگیر کردند و بدین ترتیب بازجوییهای تخصصی از آنان آغاز و راز قتل هولناک طلافروش فاش شد.
اعضای این باند خطرناک مسلحانه اعتراف کردند وقتی در خیابان عدالت به سوی خودروی مرد طلافروش شلیک کردند او بر اثر اصابت گلوله به شدت مجروح شد که بعد از آن هم جان سپرد. آنها همچنین معترف شدند، جسد مرد طلافروش را به منطقه گلبهار انتقال داده و به آتش کشیده اند و سپس خاکسترهای آن را نیز در یک اقدام وحشیانه به باد داده اند.
سه عضو باند تبهکاران مخوف که جواد، حسین علی و حسن نام دارند ضمن اعتراف به قتل جوان ام وی ام سوار، راز تعداد زیادی از سرقتهای مسلحانه و عادی در مشهد را نیز فاش کردند. بنابراین کارآگاهان با صدور دستورات خاصی از سوی قاضی دکتر جوانبخت، به بازرسی مخفیگاه متهمان پرداختند و اموال سرقتی زیادی را کشف کردند.
تحقیقات بیشتر درباره جرایم دیگر آنها در حالی ادامه دارد که هر سه متهم 37، 30 و 32 ساله این پرونده به ترتیب با اسامی مستعار کیان، سعید و شهرام به ارتکاب جرایم هولناک در مشهد ادامه میدادند.
منبع: روزنامه خراسان
316
کاش این افراد روانشناسی بشن واکاوی بشه چرا این رفتارها رو دارن شاید اگر سوابق بررسی بشه خیلی از افراد قبلا دستگیر شدن ولی متاسفانه به راحتی آزاد شدن با سهلانگاری قوه قضائیه