قتل پسرخاله در تهران/ضربات چاقو جوان 24 سالهای را از پا درآورد
پسر جوان که به دنبال شوخی با پسر خالهاش او را در ساختمان نیمه ساز کشته بود پای میز محاکمه ایستاد و اشک پشیمانی ریخت.
به گزارش مشهد فوری ، پسر جوان که به دنبال شوخی با پسر خالهاش او را در ساختمان نیمه ساز کشته بود پای میز محاکمه ایستاد و اشک پشیمانی ریخت.
در برج ۱۸ طبقهای در حوالی دریاچه خلیج فارس پسر ۲۴ سالهای به نام مهراد کشته شده است.ماموران پلیس به ساختمان موردنظر رفتند و جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد.
تحقیق از شاهدان نشان میداد مهراد در درگیری با پسر خاله ۲۵ سالهاش به نام هادی کشته شده است. مأموران پلیس به ردیابی هادی پرداختند و چند ساعت بعد وی را در ساختمانی نیمه ساز در حوالی پاسداران ردیابی و بازداشت کردند.
پسر جوان به درگیری خونین با پسر خالهاش اعتراف کرد و به بازسازی صحنه جرم پرداخت.وی در شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.
در ابتدای جلسه پدر قربانی در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: پسرم و هادی مانند 2 برادر بودند و من نمیدانم هادی با چه انگیزهای پسرم را با ضربههای چاقو کشت من برای او قصاص میخواهم.
سپس هادی در حالی که اشک میریخت، ابراز پشیمانی کرد و قتل پسر خالهاش را گردن گرفت.
وی گفت: قبول دارم پسر خالهام را کشتم اما من قصد کشتن او را نداشتم و همه چیز از یک شوخی شروع شد.
وی در تشریح جزئیات ماجرا گفت: من و پسر خالهام دوستهای صمیمی با هم بودیم .به همین خاطر یک سال قبل از آن ماجرا از چهارمحال و بختیاری برای پیدا کردن کار به تهران آمدیم و در ساختمانی نیمه ساز مشغول به کار شدیم.
متهم افزود: پسر خالهام در حین کار همیشه با من شوخی میکرد. آن روز در اتاق گچ کاری بودیم که او بار دیگر شوخی را شروع کرد. اما این بار شوخی منجر به دعوا میان ما شد.هادی شروع به فحاشی کرد و سیلی به صورتم زد.
وی افزود: دعوا با میانجگری کارگران تمام شد و من که از رفتارهای او عصبانی بودم به حمام رفتم. بعد از بازگشت از حمام میخواستم نهار بخورم که او بار دیگر به اتاق آمد و دعوا را از سر گرفت و قلیان را به سمت من پرتاب کرد. همان موقع صاحب کارمان ما را از هم جدا کرد و به هادی گفت بهتر است چند روز به شهرستان برود. اما هادی قبول نمیکرد و میگفت کار ناتمامی دارد که باید آن را تمام کند.
متهم به قتل افزود: او مرا تهدید به مرگ میکرد که برای سومین بار به سمت من حملهور شد.من هم چاقویی را از روی زمین برداشتم و چند ضربه به او زدم. اما واقعاً قصد کشتن او را نداشتم.من که ترسیده بودم پیش یکی از دوستانم رفتم و چند ساعت بعد بازداشت شدم.
وی ادامه داد: باور کنید من هیچ خصومتی با پسرخالهام نداشتم و او را مانند برادرم میدانستم.هنوز هم باور ندارم که او به دست من کشته شده است.
در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.
منبع: رکنا
345
ارسال نظر