2 ازدواج نافرجام برای زن 19 ساله/من باردارم همسرم با زن دیگری در ارتباط است
زن 19 ساله مشهدی به کارشناس اجتماعی کلانتری احمدآباد گفت: در حالی متوجه شدم همسر دومم نیز با زن غریبهای ارتباط دارد که باردار هستم و ازدواج ما نیز ثبت محضری نشده است.
به گزارش مشهد فوری ، زن 19 ساله مشهدی به کارشناس اجتماعی کلانتری احمدآباد اظهار کرد: در حالی متوجه شدم همسر دومم نیز با زن غریبهای ارتباط دارد که باردار هستم و ازدواج ما نیز ثبت محضری نشده است.
زن جوان با بیان اینکه میدانم برای دومین بار طلاق خواهم گرفت و این ازدواجم نیز فرجامی نخواهد داشت، افزود: 6 سال قبل پدر و مادرم از یکدیگر جدا شدند. آن زمان من 13 سال بیشتر نداشتم و در کنار مادرم ماندم چرا که پدرم مردی معتاد بود و به دنبال عیاشی و خوشگذرانیهای خودش بود.
وی گفت: مادرم نیز به خاطر همین موضوع از او طلاق گرفت. او زنی زحمتکش بود اما خواستههای بلند پروازانه داشت و براساس احساساتش تصمیم میگرفت. خلاصه در کنار مادرم روزگار میگذراندم تا اینکه پسر همسایه به خواستگاریام آمد. "شهرام" خانواده خوبی داشت و در یکی از شرکتهای فرش بافی کار میکرد اما مادرش به شدت بیمار بود و به همین خاطر مادر من نیز به خانه آنها رفت و آمد داشت و آنها را کاملا میشناخت.
این زن جوان بیان کرد: 17 سال بیشتر نداشتم که مراسم عقدکنان من و شهرام برگزار شد و دیگر هم به تحصیل ادامه ندادم. شهرام نیز بعد از مرگ پدرش به شدت وابسته مادرش بود و از کنار بستر او جدا نمیشد به محض آن که از سرکار به خانه میرسید همه امور روزمره مادر بیمارش را انجام میداد تا این که 6 ماه بعد از ازدواج ما او براثر بیماری از دنیا رفت و نامزدم نیز از نظر روحی به هم ریخت. او برای برگزاری مراسم مادرش هزینههای زیادی کرد اما این رفتارها به مذاق مادر من خوش نمیآمد. او برای آغاز زندگی مشترک ما توقعاتی داشت که برآورده کردن آن در توان شهرام نبود.
وی ادامه داد: گفتوگوی بین آنها نیز بی نتیجه ماند چرا که مادرم ادعا داشت همه سرمایهاش را برای مادر مرحومش هزینه کرده است. بالاخره این اختلافات به جایی رسید که من در سن 19 سالگی و در حالی از شهرام طلاق گرفتم که هنوز زندگی مشترکمان آغاز نشده بود.
زن 19 ساله اظهار کرد: یک هفته بعد از طلاق تصمیم گرفتم به تحصیلاتم ادامه بدهم به همین دلیل در یک مدرسه شبانه ثبت نام کردم. اما روز اول که عازم کلاس درس بودم با پسر جوانی در خیابان آشنا شدم و در طول مسیر مدرسه، اوضاع زندگی و طلاقم را برایش بازگو کردم. او هم آدرس و شماره تلفن مرا گرفت و روز بعد به خواستگاریام آمد.
وی گفت: مادرم نیز که به شدت خوشحال شده بود بدون هیچ گونه تحقیق و پرس و جویی مراسم خواستگاری را برپا کرد و دست نوشتهای بین ما رد و بدل شد تا بعد از گذشت مدت شرعی از طلاقم به طور قانونی با هم ازدواج کنیم بعد از این مدت، صیغه محرمیت بین ما جاری شد تا در فرصتی مناسب برای ثبت محضری اقدام کنیم.
در ادامه این زن افزود: "احد" نیز مانند من در 17 سالگی ازدواج کرده بود اما 4سال بعد به این دلیل که همسرش باردار نمیشود از یکدیگر جدا شده بودند به جز این ماجرا من هیچ گونه اطلاعات دیگری درباره همسرم نداشتم. او مدعی بود در صنایع چوب و نجاری فعالیت میکند اما همیشه تا ظهر میخوابید و شبها نیز پیامک بازی میکرد.
وی بیان کرد: یک شب زمانی که همسرم به خواب عمیقی فرو رفته بود صدای پیامک کنجکاویام را برانگیخت. ناخودآگاه گوشی همراهش را برداشتم و متوجه شدم که پیامک از سوی زنی غریبه ارسال شده است، به جای همسرم پاسخ پیامکهایش را دادم و دریافتم که آنها با یکدیگر ارتباط دارند.
زن جوان مشهدی گفت: از شدت خشم فقط درون اتاق راه میرفتم و کاری از دستم ساخته نبود چراکه دیگر نمیتوانستم تجربه تلخ یک طلاق دیگر را تکرار کنم و از سوی دیگر نیز نه تنها ازدواجم به صورت رسمی ثبت نشده بود بلکه از 2ماه قبل هم باردار بودم. با آن که از سر ناچاری سکوت کردم و چیزی به همسرم نگفتم اما خوب میدانم که برای این ازدواج نیز فرجامی نخواهد بود و فرزند بی گناهم نیز سرنوشتی بهتر از من نخواهد داشت و...
شایان ذکر است با صدور دستوری ویژه و راهنماییهای سرگرد علی عسکری (رئیس کلانتری احمدآباد) تلاش مشاوران زبده دایره مددکاری اجتماعی برای بررسیهای کارشناسی و روان شناختی در این پرونده آغاز شد.
منبع: روزنامه خراسان
345
ارسال نظر