دستگیری سارق عشق به سرقت طلا
تیزهوشی یک زرگر سبب دستگیری زن جوان شیکپوشی شد که با بدلاندازی سرقت میکرد
به گزارش مشهدفوری؛ زن جوان با ظاهری شیک و آراسته، درحالی که دست دختر خردسالش را گرفته بود، وارد یک طلافروشی در خیابان امامت شد. طلافروش مشغول گفتوگو با مشتری دیگری بود و بههمیندلیل زن جوان از شاگرد جوان زرگری خواست جعبه انگشترهای پشت ویترین را برایش بیاورد. فروشنده جعبه انگشترها را روی ویترین گذاشت و زن جوان یکی از انگشترها را برداشت و آن را در انگشت خود کرد. درست در همان لحظه تلفن همراه زن زنگ خورد و او مشغول مکالمه شد. زن درحالیکه سرگرم صحبت با گوشی بود، بهسمت آینه چرخید. لحظاتی بعد، انگشتر را داخل قاب گذاشت و همراه دخترش از مغازه خارج شد. همزمان با رفتن این زن، فروشنده جوان قصد داشت جعبه انگشترها را پشت ویترین بگذارد که مالک مغازه مانع شد. او نگاهی دقیق به انگشترها انداخت، با وجود اینکه ظاهرا همه انگشترها سر جای خود بودند، مالک مغازه به شاگردش گفت: «انگشتر را دزدید، با پلیس تماس بگیر» و خودش از مغازه بیرون رفت. شاگرد که هنوز متوجه ماجرا نشده بود، همانطور که صاحب مغازه خواسته بود با پلیس تماس گرفت و سرقت انگشتر را گزارش داد. پس از این تماس، سرهنگ ابراهیم خواجهپور، رئیس کلانتری سجاد که در جریان سرقت انگشتر طلا قرار گرفته بود، با صدور دستورات تخصصی تیمی از مأموران را به محل اعزام کرد.
کارآگاه جعفرزاده، رئیس دایره تجسس کلانتری سجاد، به همراه گروهی از مأموران راهی بولوار امامت شدند. در این میان مالک طلافروشی، زن جوان و دخترش را در خیابان دیده بود و محترمانه به زن گفته بود: خانم، وسیلهای در مغازه جا گذاشتید، لطفا بیایید. زن جوان در واکنش، دختر خردسالش را بغل گرفته و گفته بود: آقا، لطفا مزاحم نشوید. من اصلا شما را نمیشناسم.
زن قصد داشت برای فرار از دست طلافروش از خیابان عبور کند که با کمک چند زن فروشنده که همسایه طلافروشی بودند، راه زن را بستند. زن تلفن همراهش را بیرون آورد و تهدید کرد که اگر مزاحمش شوند با پلیس تماس میگیرد، اما مالک پاسخ داد که قبلا تماس گرفته و مأموران در راه هستند.
این خبر، زن را به وحشت انداخت. او شروع به تهدید کرد و گفت: «اگر راهم را باز نکنید، شوهرم خون به پا میکند.» تهدیدهایی که بینتیجه ماند و زن ناچار شد به داخل طلافروشی برگردد.
حضور دوباره زن و انکارهای او
طلافروش در را بست و منتظر حضور پلیس شد. زن جوان از او پرسید: چرا مرا برگرداندید؟ که پاسخش را با حضور مأموران دریافت کرد. مالک در را به روی مأموران گشود و شرح داد که زن چگونه انگشتر را سرقت کرده است. اما زن جوان بهطور کامل منکر شد و گفت: شاید دخترش اشتباهی انگشتر را برداشته باشد. سپس دست در لباسهای دخترش کرد و انگشتر طلا را از جیب او بیرون آورد. زن انگشتر را به مالک بازگرداند و با عذرخواهی تلاش کرد رضایتش را جلب کند، اما موفق نشد و مأموران او را به کلانتری منتقل کردند.
با ورود زن به کلانتری، مالک طلافروشی هم به کلانتری رفت و تصاویر دوربینمداربستهاش را به رئیس دایره تجسس کلانتری ارائه کرد. او به مأموران گفت: همانطور که میبینید، این زن با ظاهری آراسته وارد مغازه شد. از شاگردم خواست باکس انگشتر را بیاورد. انگشتر طلا را به انگشت کرد و در ظاهر مشغول صحبت با گوشی همراهش شد. این زن هنگام صحبت با گوشی، انگشتر طلا را با یک انگشتر بدل عوض کرد و آن را در باکس گذاشت و از مغازه بیرون رفت. من هم زمانی متوجه این موضوع شدم که او یا همدستانش با همین شگرد از همکارانم دزدی کردهاند.
در بررسی سوابق زن مشخص شد که او پیش از این هم سهبار به اتهام سرقت طلا از طلافروشیها دستگیر شده است. موضوعی که میتوانست سرنخ گزارشهای سرقت تعدادی از طلافروشیهای دیگر باشد. با این حال، زن همچنان منکر اتهامات بود تا اینکه در بازرسی از کیفش تعدادی انگشتر بدل کشف شد. زن پس از مشاهده تصاویر دوربینهای مداربسته و انگشترها سرانجام به سرقت از این مغازه اعتراف کرد و با عذرخواهی از مغازهدار خواستار آزادیاش شد.
زنم بیماری میل به سرقت دارد
پس از انتقال زن جوان به کلانتری سجاد، تعدادی از مالکان طلافروشیهای منطقه امامت و سجاد با حضور در کلانتری سجاد از زن جوان به اتهام سرقت سرویس طلا، جواهر و انگشتر شکایت کردند. زن جوان که دیگر راهی برای انکار نداشت، پس از تماس با شوهرش در بازجویی اولیه هفت فقره سرقت انگشتر طلا از طلافروشیهای را گردن گرفت و گفت که با شگرد جایگزینی انگشتر بدل با اصلی، این انگشترها را از طلافروشیها سرقت کرده است. پس از این اعتراف، زن جوان با شوهرش تماس گرفت و او را در جریان دستگیریاش گذاشت. شوهری که با ظاهری آراسته با یک خودروی لوکس و دو سرویس طلا و جواهر به کلانتری سجاد مراجعه کرد.
او با ارائه فاکتور خرید طلاها به مأموران گفت که هر دو این سرویس طلا را امسال به همسرم هدیه دادهام. یکی را عید نوروز و دومی را به مناسبت تولدش خریدم. ما مشکل مالی نداریم و همسرم این طلاها را فقط به این دلیل سرقت کرده که او بیمار به دزدی طلاست. او با اینکه کلی طلا و جواهر در خانه دارد اینکارها را انجام میدهد.
در ادامه رسیدگی به این پرونده، زن جوان به زندان منتقل شد و تحقیقات پلیس درباره راستیآزمایی ادعاهای مطرحشده توسط شوهر زن جوان ادامه دارد.
ارسال نظر