شناسه خبر: ۱۶۶۸۰۲
لینک کوتاه کپی شد

دزدی آقا داماد برای هدیه شب چله!

پلیس متهمی را  که  با همدستی برادر و  دوستانش با  دزدی برای نامزدش طلا خرید، دستگیر کرد.

دزدی آقا داماد برای هدیه شب چله!

به گزارش مشهدفوری؛ مرد جوان پس از سال ها کار در زمینه تجهیزات ساختمانی، تصمیم گرفت خودش دست به کار شود و با پولی که از چند سرمایه گذار گرفته بود، یک مجتمع مسکونی بسازد. او  یک قطعه زمین خرید و از ابتدای سال، کار ساخت را شروع کرد. چند هفته نگذشته بود که  این مرد درحالی که شاهد نوسانات بازار و  افزایش قیمت لوازم ساختمانی بود، تصمیم گرفت صفر تا صد لوازم موردنیاز پروژه ساختمانی اش را خریداری و در انبار پروژه نگهداری کند. این مرد چهل و یک ساله عده ای کارگر جوان و نوجوان را برای کار استخدام کرده بود. او معتقد بود هرچه به نیروی کارش بیشتر محبت کند، آن ها نیز در کار جبران می کنند و  بهتر کار می کنند. روشی که جواب داد و  پروژه ساختمانی خیلی زود پیش رفت و اسکلت ساختمان تکمیل شد. ساخت و ساز به خوبی پیش می رفت به شکلی که خیلی زود نوبت به نصب تجهیزات داخلی رسید. در این مرحله او و کارگرانش متوجه سرقت صدها میلیون تومان از تجهیزات ساختمانی شدند. مالک پروژه که به تمام کارگرانش بدبین شده بود، بلافاصله با پلیس تماس گرفت و موضوع را گزارش کرد. گزارشی که سرهنگ رجبعلی صفایی، رئیس کلانتری سناباد، با صدور دستوراتی تخصصی تیمی از مأموران دایره تجسس این مرکز پلیس را مسئول رسیدگی به آن کرد.  

با آغاز رسیدگی به پرونده، مأموران دایره تجسس کلانتری سناباد به سرپرستی کارآگاه جمال رحیمی، رئیس دایره تجسس کلانتری، به این پروژه ساختمانی رفتند. جایی که کارفرما، کارگران و حتی سرمایه گذاران به یکدیگر بدبین شده بودند. کارفرما به مأموران گفت که در اواخر بهار تمامی لوازم موردنیاز ساختمان را خریداری کرده بود. لوازمی که امروز حتی برخی کارگران و سرمایه گذارانش در وجود آن ها ابراز تردید می کنند.  
کارفرمای جوان که نگران سرمایه گذارانش بود، توضیح داد که در محل کارگاه و انبار، نگهبان مورد اعتمادی حضور داشته و این مکان مجهز به دوربین مداربسته است. هرچند نگهبانش که تازه داماد است، از سرقت وسایل ابراز بی اطلاعی می کند و مدعی است که احتمالا در نبود او این وسایل به سرقت رفته است. باوجوداین، کارفرما تمام فاکتورها را بررسی کرده و ارزش تقریبی اموالی که وارد انبار شده بود، بیش از 3میلیارد ریال بوده و اکنون ارزش ریالی آن ها دوبرابر شده است.


ظن پلیس به نگهبان مورداعتماد کارفرما
پس از ثبت اظهارات مالک پروژه، مأموران ضمن بازبینی چند ماه تصاویر دوربین های مداربسته با نگهبان و کارگران گفت وگو کردند. در میان همه افراد، مأموران بیش از همه به نگهبان نوزده ساله کارگاه مظنون شدند. فردی که کارفرما بیش از همه به او اعتماد داشت اما این فرد در گفت وگو با پلیس اظهارات متناقضی مطرح می کرد. این نگهبان که یک سال قبل همراه برادر نوجوانش از روستا برای کار به مشهد مهاجرت کرده بود، در ابتدا مدعی شد که چنین اموالی را ندیده و بعد هم گفت که افراد زیادی به انبار تردد داشتند و احتمالا کار یکی از آن ها بوده است.


تیره شدن فیلم با ورود نگهبان
پس از ثبت اظهارات کارگران، تیم تحقیق به بازبینی دقیق تصاویر پرداخت. در حالی که بررسی این تصاویر ادامه داشت، مأموران سرانجام در بازبینی تصاویر به شبی رسیدند که لحظاتی پس از ورود نگهبان به انبار، تصاویر دوربین برای چند ساعت تیره می شد. چند ساعت بعد اما تصویر وصل می شود و جای خالی بخشی از اموال در انبار مشخص است. با این سرنخ مهم، مأموران بلافاصله با هماهنگی مقام قضایی نگهبان جوان را دستگیر و به کلانتری سناباد منتقل کردند. متهم پس از انتقال، همچنان خود را بی گناه معرفی می کرد تا اینکه مستندات پلیس را دید. او که دیگر راهی برای انکار نداشت، در بازجویی فنی به سرقت وسایل ساختمانی اعتراف کرد، هرچند مدعی بود این سرقت ها را به تنهایی انجام داده و اموال را به یک تبعه خارجی جوان فروخته است.  
متهم که در اولین اعترافش مدعی بود همدستی نداشته، در ادامه بازجویی فنی پلیس و مواجهه با پدرش حتی برادر نوجوانش را هم لو داد و گفت: من تا اواخر سال قبل مانند بقیه جوانان روستا به پرورش دام و چوپانی مشغول بودم تا اینکه با یکی از دختران روستا نامزد کردم. نامزدم گفت باید برای زندگی به شهر برویم. برای ساختن زندگی به شهر آمدم و با کمک یکی از هم ولایتی هایم که در منطقه سجاد نگهبان یک ساختمان بود، برای نگهبانی از این پروژه مشغول به کار شدم. کارم را دوست داشتم اما نمی توانستم پس انداز کنم، برای همین تصمیم به سرقت گرفتم. تا به حال دزدی نکرده بودم اما وقتی نامزدم گفت برای شب یلدا باید به خانه شان بروم و برای او طلا ببرم، تصمیم گرفتم با همدستی برادر و دو نفر از اهالی روستا که در مشهد هستند دزدی کنیم.  
متهم ضمن معرفی همدستانش اضافه کرد: اموال را که سرقت کردیم، آن ها را با وانت یکی از هم ولایتی هایم به یک مال خر که از اتباع خارجی بود تحویل دادیم. سهم من 3میلیارد ریال شد که همه آن را طلا خریدم و در شب یلدا به نامزدم هدیه دادم. طلاهایی که اگر نامزدم یا خانواده اش بفهمند دزدی بوده نه تنها آن ها را به من برنمی گردانند، بلکه مهریه اش را اجرا می گذارد.  
در ادامه روند رسیدگی، مأموران برادر چهارده ساله متهم را به همراه همدست نوزده ساله و مال خر بیست ساله اش دستگیر و به کلانتری سناباد منتقل کردند. با انتقال این چهار متهم نوجوان و جوان، والدین آن ها نیز خود را به مشهد و کلانتری رساندند. والدینی که ضمن تنبیه فرزندانشان گفتند پس از این دیگر اجازه نخواهند داد به مشهد بیایند و همه باید به روستا بازگردند.


احتمال فرصت دوباره به متهم
با حضور خانواده متهمان در کلانتری، مال باخته نیز خودش را به این مقر پلیس رساند. در حالی که پرونده به دادسرا رفت شاکی پرونده وقتی شنید ممکن است زندگی نگهبانش به خاطر سرقت طلاها از بین برود تصمیم گرفت بررسی کند که آیا می تواند به نگهبانش فرصت دوباره بدهد تا او به جای پولی که دزدیده برایش کار کند یا نه

 

منبع: شهرآرا

ارسال نظر