ادعاهای عجیب دختر نوجوان در کلانتری جهاد مشهد| از حسادت کودکانه تا شکست عشقی دختران طلاق
دختر نوجوانی به همراه مادرش وارد کلانتری میدان جهاد شد و ادعاهای عجیبی را در اتاق مشاوره مطرح کرد.
چند روز پیش، دختر نوجوانی به همراه مادرش وارد کلانتری میدان جهاد شد. او هنگام ورود از مأموران پرسید: «آیا اینجا بخشی برای مشاوره دارید؟ از کجا و چطور میتوانم مشاوره بگیرم؟» با راهنمایی مأموران، مادر و دختر به دایره مددکاری و مشاوره کلانتری هدایت شدند. آنها به دایره مددکاری و مشاوره رفتند و دختر نوجوان در کنار مادرش ادعاهای عجیبی را مطرح کرد. او مدعی شد که قربانی خیانت نامزد و بهترین دوستش شده و توسط خانواده دوستش به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است و به همین دلیل برای ثبت شکایت و دریافت دیه به کمک نیاز دارد.
با این شکایت، سرهنگ حسن آخوندی، رئیس کلانتری میدان جهاد، از مددکار کلانتری خواست به این پرونده رسیدگی کند. مأموران برای اینکه دختر بتواند راحتتر صحبت کند، از مادرش خواستند که دقایقی بیرون از اتاق منتظر بماند. مادر در واکنش گفت: «خانم، من در جریان همه چیز هستم. من تنها مادر نیستم؛ با دخترم دوست هم هستم.» باوجو د این، او از اتاق خارج شد. دختر نوجوان در واکنش به رفتن مادرش گفت: ممنونم که مادرم را بیرون کردید. او پس از طلاق، میخواهد همه جا همراه من باشد. هرچه به او میگویم دوباره ازدواج کن تا راحت شویم، گوش نمیکند.
این نوجوان خود را کیمیا معرفی کرد و گفت: یکی از نزدیکترین دوستانم باعث شد عشق من نافرجام شود. او نه تنها عشقم را از من گرفت، بلکه آبرویم را در محله و میان دوستانم برد و مرا به شدت کتک زد. به خاطر او دندانم شکسته، لبم پاره شده و همه تنم کبود است.
کیمیا در پاسخ به سؤال مأمور درباره سنش اعلام کرد که متولد سال ۱۳۹۱ است و به زودی وارد پانزده سالگی میشود.
رفیقم به من نارو زد
او بدون توجه به محیطی که در آن قرار داشت، درباره ماجرای خود توضیح داد: دو سال قبل با پسری به نام امین که آن زمان پانزده سالش بود آشنا شدم. رابطه ما خیلی خوب بود، به طوری که خودم را کنار او در لباس عروس تصور میکردم و حتی نام فرزندمان را هم انتخاب کرده بودیم. پس از دو سال، اما آرزوهایم توسط دختری به نام نازنین از بین رفت. نازنین هجده ساله است و پدرومادر او هم از یکدیگر جدا شدهاند؛ به همین خاطر اجازه دادیم به گروه ما ملحق شود. دو سال از رابطه ما گذشته بود که -حدود یک ماه پیش- دیدم امین مرا بلاک کرده و رسما غیبش زده است. با اینکه دلم شکست، غرورم را حفظ کردم. تا اینکه دوستم آتوسا مرا متوجه ماجرا کرد. من تازه از دوران افسردگی ناشی از جدایی با امین خارج شده بودم که آتوسا با من تماس گرفت و گفت که امین را با نازنین دیده است. آتوسا بعد از آن ماجرا، از زیر زبان امین و نازنین کشیده بود که با هم رابطه برقرار کردهاند. وقتی این را شنیدم، کلافه شدم؛ سراسیمه از خانه بیرون و سراغ نازنین رفتم. او دختر لوسی است؛ بعد از دعوا به او گفتم همه چیز تمام شد و به پدرت چیزی نگو. با اینکه گفت نمیگوید، میدانستم جلوی دهانش را نمیگیرد.
آنها مرا زدند
دختر نوجوان ادامه داد: چند هفته بعد، پدر نازنین با من تماس گرفت. او خیلی مهربانانه از من پرسید: «عمو کجایی؟» گفتم که خانه یکی از دوستانم هستم و اگر نازنین چیزی گفته است، توجه نکند. چیزی بین ما بوده که تمام شده است. گوشی را قطع کردم، اما ۱۰ دقیقه بعد او دوباره زنگ زد و گفت: «عمو من دم در هستم؛ بیا پایین.» به دوستم گفتم که هوای من را داشته باشد و پایین رفتم. به محض رسیدن به در منزل، دیدم نازنین، پدرش و دو دختر دیگر آنجا هستند. به محض دیدن آنها متوجه ماجرا شدم. گفتم: «نازنین باز دهن لقی کردهای؟!» آنها به من اجازه حرف زدن ندادند و شروع به کتک زدنم کردند. در ابتدا من مقاومت میکردم، اما زورم به آنها نمیرسید؛ بخشی از زخمهایی که دارم مربوط به همان شب است. من میخواهم از آنها شکایت کنم. البته با نازنین همسایه هستیم و نمیدانم چطور باید این کار را بکنم.
آشتی در کلانتری
پس از شنیدن ادعاهای کیمیا، رئیس دایره مددکاری با دعوت از نازنین و پدرش، شرایط را برای رسیدگی عادلانه فراهم کردند. پس از حضور آنها در کلانتری میدان جهاد، پدر این دختر نوجوان اجازه ورود به اتاق را پیدا نکرد تا دختران بتوانند بدون فشار والدین، با هم گفتوگو کنند. نازنین بخشی از ادعاهای کیمیا را رد کرد و مدعی شد زمانی با امین رابطه برقرار کرده که رابطه اش با کیمیا تمام شده بوده است. هرچند نام امین دوباره سبب بحث شدیدی میان این دو دختر شد، اما سرانجام پس از مشاورهای جداگانه با آن ها، در پایان با هم دست دادند و آشتی کردند. در پایان رسیدگی به این نزاع کودکانه، پدر نازنین و مادر کیمیا وارد اتاق شدند؛ همچنین قرار شد مادر کیمیا به همراه دخترش در جلسات مشاوره حضور پیدا کند و با شگردهای برخورد با دختران نوجوان آشنا شود.
ارسال نظر