ما همه قاتل ندا هستیم
گفتگو با مرضیه محبی وکیل دادگستری درباره عوامل اجتماعی رخ دادن قتل هولناک ندا و راهکارهای جلوگیری از بروز چنین اتفاقاتی
به گزارش مشهدفوری، ایام نوروز خبری هولناک کام مردم مشهد و مخصوصا اهالی رجایی شهررا تلخ کرد؛ دختری 7 ساله برای خرید نان از خانه خارج شد اما چند ساعت بعد پیکر بیجان او داخل کیسه پلاستیکی چند خیابان پایینتر پیدا شد؛ شوک این خبر وقتی بیشتر شد که دو روز بعد معلوم شد قاتل او میوه فروش همسایهشان بوده است که آنطور که خودش اعتراف کرده پس از آزار و اذیت ندای کوچک تنها از ترس خانواده دختر او را خفه کرده است. قبول چنین جنایتی برای افکار عمومی آسان نیست و مردم پیگیر ادامه روند دادرسی هستند اما سوال اینجا مطرح است که از دل این وقایع تلخ چه پیامی از همه مهمتر است؟ و چور میتوان از وقوع حوادث مشابه جلوگیری کرد؟
مشهد فوری برای پاسخ به این سوالات به دیدن مرضیه محبی وکیل پایه یک دادگستری رفت تا او با توجه به تجربیاتش درخصوص پروندههای مشابه کودک آزاری تحلیلش را از خاموشی ندا بگوید:
برای دیدن فیلم کامل گفت و گو اینجا کلیک کنید
مرگ ندا تنها یک مقصر ندارد
محبی درباره عوامل بروزجرایمی مانند قتل، کودک آزاری، تجاوز، خشونت علیه کودکان و زنان میگوید: مجموعهای از عوامل اجتماعی در رخ دادن چنین جنایاتی موثر هستند و نمیتوان تنها، مجرم وشخصیت بیماری او را عامل جنایت تلقی کرد. فقر، عدم وجود امنیت در فضاهای شهری، مهاجرت، پدیده حاشیهنشینی و ... در بروز چنین حوادثی نقش دارند.
شهرهای مردانه بستر جنایت علیه زنان
فضاهای شهری ما و به خصوص حاشیه شهر برای کودکان و زنان امن نیستند اساساً ساختار شهری ما مردسالار است گویا این محیط تنها برای کار تفریح مردان در نظر گرفته شده است .یعنی پیشبینی نشده که دختر بچهای به سن و سال ندا به تنهایی به مدرسه برود بی انکه مورد ازار وخشونت قرار نگیرد. همین عامل است که بسیاری از دختران را در سنین پایین و زیر سن قانونی پای سفره عقد مینشاند و از ادامه تحصیل بازمیدارد وبه تبع آن در کل کشور ایجاد معضل میکند.
مسئولان انتظامی و شهری باید برای امنیت فضای شهری برنامهریزی اساسی داشته باشند و «حق زنان بر شهر» را به رسمیت بشناسند زیرا روز به روز شاهد شدت گرفتن موارد خشونت علیه زنان و به خصوص کودکان هم سن ندا هستیم.
قانون حمایت از کودکان و نوجوانان پیر شده است
ما اساساً قانون قویای برای حمایت از کودکان نداریم .در بسیاری از کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه صرف کودک بودن ایجاب میکند که از آن شهروند حمایت شود .اما قانون حمایت از کودکان و نوجوانان که مجازات کودک آزاری نیز در آن تعیین شده است ،بسیار ناکارآمد است؛ در این قانون مجازات کودک آزاری ۶ ماه حبس و یا پرداخت یک میلیون تومان جزای نقدی است؛ برای نمونه در پروندهای مربوط به پسری ۶ ساله بود که از سوی ناپدری مورد شکنجه های شدید قرار گرفته بود ،پدر تنها به پرداخت یک میلیون جزای نقدی محکوم شد. این محکومیت را نمیتوان مجازات نامید چون به هیچ عنوان بازدارنده نیست، رنجی هم بر مجرم وارد نمیکنند و به تبع آن اضطراب قربانی را کاهش نمیدهد .
سالهاست لایحه حمایت از کودکان در مجلس بلاتکلیف مانده البته اخیراً خبرهایی مبنی بر رسیدن آن به صحن علنی منتشر شده است. هر چند قانون به تنهایی پیشگیری کننده نیست اما وقتی در قانون به این موضوع اهمیت داده شود و مجازات های علمی و بازدارنده برای کودک آزاری در آن وجود داشته باشد میتوان امیدوار بود در فرهنگ هم تاثیر بگذارد.
کودکان از حمایتهای اجتماعی نظیر تغذیه لازم، بهداشت، تحصیل و یا امنیت به میزان کافی بهرهمند نیستند و این یک ضعف قانونی است این در حالی است که ایران به «کنوانسیون جهانی حقوق کودک» پیوسته و این امر در مجلس شورای اسلامی تصویب شده است بنابراین مفاد آن در کشور ما قانون به حساب می آید، اما عملاً اجرا نمیشود.
فرهنگی که به کودک آزاری بی توجه است
فرهنگ ما هم در حمایت از کودکان دچار ضعف های جدی است، جامعه باید بپذیرد که مسئله کودک آزاری به همه مربوط است فضای خصوصی خانواده نباید برای مجرمان کودک آزار امن باشد، محیط خانواده در این امور نباید فارغ از دخالت حاکمیت باشد .وقتی شکنجه نسبت به کودکان یا زنان صورت می گیرد، مسئله شخصی خانواده نیست و یک معضل اجتماعی است. برای نمونه میتوانم به کودکی اشاره کنم که زیر شکنجه های ناپدری، فریاد می زده است ،اما همسایه ها به اعتبار اینکه چهاردیواری اختیاری است، نسبت به این جنایت سکوت کرده و سبب مرگ کودک شده اند.
باید به نحوی در جامعه فرهنگ سازی شود که همه نسبت به کودکان احساس مسئولیت کنند. از نقاط مثبت در پیش نویس لایحه حمایت از کودکان نیز همین است که عدم حساسیت نشان دادن نسبت به آزار کودکان از سوی همه افراد جرم انگاری شده است.
این قاتل فقط ندا را نکشته است
جنبه بازدارندگی این نیست که تنها مجرم را مجازات کنند، زیرا ثابت شده است که این امور بازدارنده نیست، در علوم قضایی جدید تدابیری اندیشیده شده مانند «بزه دیده شناسی» و «عدالت ترمیمی» یعنی جهت سیاست های نوین قضایی متمرکز است بر بررسی اثر عمل مجرمانه بر بزه دیده و جبران خسارتهای او نه صرفاً کیفر مجرم، به جای راههای تنبیه مجرم باید به فکر این بود که چه طور به لحاظ روانی، جسمانی، مالی و اجتماعی به بزهدیده کمک شود تا بهبود حاصل کند. درواقع عدالت ترمیمی مبتنی بر این است که شخص بزهکار، بزه دیده، جامعه محلی، دستگاه قضایی و نمایندگان جامعه مدنی با همراهی هم به جبران خسارتهای بزهدیده و اجتماع بپردازند. همین حادثهای که برای ندا رخ داد از سوی مردی بود که در همسایگی آنها زندگی می کرد و صاحب سه فرزند بود و از اعضای جامعه محلی و حتی کاسب سر محل بود یعنی مردم به او اعتماد داشتند، وقتی چنین فردی مرتکب چنین قتل وحشیانه ای می شود، اعتماد مردم محل از بین میرود و احساس ترس و وحشت در آن محله حکمفرما میشود. اگر این اقدام را یک رهگذر انجام داده بود به مراتب این احساسات کمتر
بود. اثر از بین رفتن اعتماد و ایجاد حس ترس،زیستن در آن محل را دشوار می کند؛ حالا همسایهها اعتمادشان نسبت به هم کم شده است. باید به این اندیشید که چطور میتوان این ضایعه اجتناعی را جبران و روان صدمه دیده اجتماع را درمان کرد. در واقع این قتل به یک جامعه صدمه زده است و درمان این وضعیت ، صرفا سرکوب شخص مجرم نیست. در واقع اعدام مجرم تاثیری در ترمیم این اعتماد نخواهد داشت باید برای جامعه آسیبدیده فکری کرد.
مجرمین بالقوه جنسی نباید آزاد بچرخندودرمیان خانواده زندگی کنند
باید در کشور ما هم شناسایی و جدا کردن مجرمین جنسی از اجتماعات و محل عبور و مرور کودکان صورت بگیرد. در بسیاری از کشورهای جهان کسانی که سابقه بیماری روانی منجر به آزار جنسی دارند، یا به طور بالقوه چنین خطری را دارند، شناسایی میشوند و جدا از محیط های اجتماعی اسکان داده میشود یا حداقل هشدار خطر به جامعه داده میشود که چنین فردی در محله شما ساکن است.
به جامعه مدنی میدان داده شود
بحث دیگر در این معضلات اجتماعی جامعه مدنی و سازمان های مردم نهاد هستند. اگر آنها هم بتوانند به درستی تکلیف خود را انجام دهند و امکان فعالیت در چنین مناطقی را داشته باشند و در راستای آموزش و آگاه سازی مردم کوشش کنند در ایجاد فضای حمایتی می توانند نقش داشته باشند.
آموزش شاه کلید جلوگیری از فاجعه
کودکان باید بدانند آزار جنسی غیرقانونی و نامشروع است، بسیاری از آنها نمی دانند چنین رفتارهای آزاردهندهای را باید گزارش کنند، تعداد زیادی از مجرمین جنسی در مجاورت کودکان و حتی در خانه آنها ساکن هستند مواردی داریم که کودکی سالها مورد آزار قرار گرفته و به دلیل ترس از مجرم در اینباره سکوت کرده است چون آموزش ندیده بود و فضای اعتماد در خانه هم اجازه نمیداد که به مجرم شکی برده شود. اگر ندا میدانست در خیابان نباید با غریبه معاشرت کند ، شاید چنین اتفاقی رخ نمیداد. نباید از آموزش دیدن والدین و کودکان غافل شد.
فضای مجازی ابزاری دوگانه
فضای مجازی این توان واستعداد را دارد که وسیله اصلاح وآگاهی رسانی ودرمان آسیبها باشد. اما نکته تاسف برانگیز که فقط هم شامل حال ایران نمیشود، شرح وتفصیل جزئیات این حوادث در رسانه ها، و غفلت از عوامل اصلی رخ دادن آنها همچون حاشیهنشینی، فقرفرهنگی و اقتصاد ی است. میخواهم با این سوال گفتگویم پایان دهم که ذهن خودم را هم مشغول کرده است «آیا چنین نوع برخوردی با این اتفاقات درست است؟» «چرا جامعه تشنه شنیدن و دیدن این حوادث است و گویی داستان پردازی وشرح وبسط حوادث جز تفریحات مردم محسوب میشود ،به جای انکه بطور جدی و پیگیر به مشارکت وهمراهی برای حل انها پرداخته شود؟
26
خوب