شناسه خبر: ۸۱۵۶۲
لینک کوتاه کپی شد

4 تکنیک جلب اعتماد والدین

دختری ۱۶ ساله هستم. سال گذشته بر اثر یک اشتباه مرتکب دوستی های خیابانی شدم، ولی قول دادم دیگر تکرارش نکنم اما پدر و مادرم مرا در هر کاری محدود کردند. دیگر به من اعتماد ندارند. چطور اعتماد آنان را به دست بیاورم؟

4 تکنیک جلب اعتماد والدین

به گزارش مشهدفوری، اعتماد زمینه ساز پیوند میان انسان هاست و وجود آن در دوستی، عشق، خانواده، سازمان ها و جامعه ضروری است و نقشی مهم در روابط انسانی ایفا می کند. اعتماد می تواند رشد کند و در عین حال ممکن است آسیب ببیند. وقتی که اعتماد آسیب می بیند، آشنایی با راه های ترمیم، شرط بسیار مهمی برای حل مشکلات بعد از آن است. با توجه به مشکل شما، باید بدانید بازگرداندن اعتماد مراحلی دارد که در ادامه مطرح می شود.

مراحل اعتماد
گام اول- وقتی شما رفتاری داشته اید که اعتماد والدین تان را سلب کرده است، باید خطایتان را بپذیرید یعنی باید بگویید اشتباه کرده اید، اما اگر بگویید نه، این کاری که من کرده ام درست بوده و روی آن پافشاری کنید، دیگر طرف مقابل به شما اعتماد نمی کند چون فکر می کند رفتار شما باز هم تکرار می شود. البته شما این مرحله را به درستی پیموده اید چون در پیامک تان گفته اید" قول داده ام این اشتباه را تکرار نکنم."

گام دوم- عذرخواهی کنید. گاهی ما می فهمیم اشتباه کرده ایم، اما فکر می کنیم اگر به آن اعتراف کنیم ارج و بزرگی خود را از دست می دهیم در حالی که این سبب خواهد شد اعتماد از دست رفته بازگردد.

گام سوم- در راستای جبران خطایی که کرده اید، گامی بردارید یعنی بعد از این که عذرخواهی کردید باید برای جبران، کاری انجام دهید تا به این ترتیب نشان دهید از کرده خودتان پشیمان هستید.

تکنیک هایی مهم برای برگرداندن اعتماد
1- اگر صادقانه با والدین تان گفت وگو کنید، خواسته هایتان را بگویید و نگرانی هایتان را مطرح کنید، می توانید اعتماد والدین تان را تا حدود زیادی جلب کنید.

2- همان اندازه که می خواهید گوینده باشید، گوش هم بدهید یعنی باید سعی کنید دنیای والدین تان را هم بفهمید و از زاویه دید آن ها به دنیا نگاه کنید. در این شرایط است که روابط بین شما و والدین تان بهبود پیدا خواهد کرد.

3- عامل دیگر برای برگرداندن اعتماد، احترام متقابل است یعنی در فضایی که احترام وجود دارد ،اعتماد هم می تواند رشد کند.

4- عامل بعدی اظهار محبت است. بعضی بچه ها فکر می کنند والدین وظیفه دارند به آن ها اظهار محبت کنند، اما فکر نمی کنند خودشان هم چنین وظیفه ای دارند. وقتی بچه ها نسبت به والدین شان اظهار محبت نمی کنند، فضای احترام آسیب خواهد دید و طبیعتا تلاش برای برگرداندن اعتماد بی نتیجه خواهد ماند.
مشاور:نسیم احمدی، کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

160

  • مرتضی رحمتی مقدم ارسالی در

    من با کسی دوست بودم مامانم فهمید نمیدانم چه جوری باز اعتمادش را بدست آورم حتی بار ها خودکشی کرده ام اما اعتماد بدست نیاوردم اگر بهم مشاور بدید ممنون میشم

    • فائزه ارسالی در

      خوب خودکشی راهکار درستی نیس چون اینجوری همه چیزو بدتر میکنی

    • :) ارسالی در

      خودکشی کردن راهکار خوبی نیست خودکشی کردن بیشتر نشون دهنده جلب توجه کردن و مهم کردنه و بیشتر اوقات نمیتونه اعتماد رو جلب کنه با زمان دادن ان شاالله همه چی درست میشه خودکشی ادم رو ضعیف نشون میده :)

  • زهرا ارسالی در

    مطلب خوبی بود ولی کل ماجرا از یه جای دیگه است من خودم نوجوونم باور کنید خیلی چیزارو والدین درک نمیکنن ولی بیشتر اوقات مقصر خودتی که سلب اعتماد کردی کاش فقط دوباره تکرارش نکنی.....

  • رویا ارسالی در

    من چندین بار اشتباه کردم و همه این کارو که گفتید انجام دادم اما باز خطا ازم سر زده و بیشتر اعتماد پدرو مادرم رو از دست دادم حالا هم همش اشتباهم رو میارن تو چشم لطفا کمکم کنید

    • Zahra ارسالی در

      عزیزم آخه جونیم دیگه بعدشم خوب کاری بکن که نفهمن گلم

  • ه ارسالی در

    چگونه مادرانمان را راضی به کار کنیم

  • نیلوفر کاظمی ارسالی در

    عالی خیلی روش های خوبی پیشنهاد کرده

  • یاشار ارسالی در

    عالییی

  • زهرا ارسالی در

    سلام من دختری 15ساله هستم که یک ماه پیش دوست پسرم که بهش اعتماد کامل داشتم ازم سوءاستفاده کرد پدرومادرم فهمیدن و دیگه به من اعتماد ندارن و منو از بیرون رفتن محروم کردن چون توی روستا زندگی میکنیم و این کار باعث شده که آبروی ما بره. من خودم از کارم پشیمونم ودیگه دوس ندارم تکرار بشه ولی پدر مادرم میترسن بهم اعتماد کنن و گوشی دستم بدن. حالا من چیکارکنم تا به من اعتماد کنن اونم اعتماد کامل؟؟؟ لطفا کمکم کنید

    • ف ارسالی در

      دقیقا من هم مثل تو

    • فاطمه ارسالی در

      والا ماهم همین مشکل رو داریم ولی خداروشکر ابروم هنوز نرفته
      راستش من و دخترعموم با ی پسره نزدیک یساله ک ارتباط داریم و مثل داداش مونه تا پریروز ک عموم هیچی رو میفهمه و به بابام میگه ولی بابام باور نکرده ولی من همچی رو ب مامانم گفتم و مامانم نمیزاره گوشی دستم باشه و هرچی هم میگم خودش نامزد داره فرمانده بسیجه باباش جانبازه باور نمیکنه و عموم میخاد ازش شکایت کنه من چیکار کنم الان ؟؟
      اگ میتونین لطفا کمکم کنین

    • GHAZAL ارسالی در

      زهرا جون
      اگه مامانت و بابات بهت گوشی نمیدن پس چجوری الان راجب این مقاله نظر دادی

  • تتت ارسالی در

    سلام
    من دچار دوست های مجازی شدم و مادرم مرا تنبیه کرد و تبلتم رو از من گرفت من از اونها عذرخواهی کردم و قول دادم ولی هنوز تبلتم رو بهم نمیدن به خدا دیگه نمیخواهم با هیچ پسری در ارتباط باشم

    • ال ارسالی در

      منم تو یک گروه مجازی بودم و همین آش☹️

  • ماهک ارسالی در

    من میخوام بیرون برم با دوستام ولی مادر و پدرم اجازه نمیدن چه کار کنم

    • Maryam ارسالی در

      منم تنها مشکلم تو این جریانع

    • M ارسالی در

      منم همینو دارم و خیلی ناراحتم یه راه حلی بدین

    • آرشام ارسالی در

      منم همین طور چه کار کنیم من واقعا خسته شدم دیگه از بی اعتمادی

  • صابر ارسالی در

    خیلی چرت اولا من همه این کارارو میکنم خواسته هامو به هیچ رسوندم ولی بابام غازم نمیده من بچرونم این مغاله کاملا چرت وبیخود بود چون یه بزرگسال اونو نوشته وتوش فقط این بود که بچه ها مقصرن و اینکه میخواد بگه شما باید برده شید و اطاعت کنید حتی اگه حرف حق رو میزنید باید قبول کنید که اشتباه و در ازای گفتن حق باید یه ببخشیدم بگیم تهشم هیچی نمیشه و اوظاعشون همون میمونه

    • سارا ارسالی در

      دقیقا

  • اسما ارسالی در

    مادرم بر اثر اتفاقاتی دیگه بهم اعتماد نداره و نمیزاره جایی برم و اعتمادش نصبت به من کمتر شده و نمیدونم چیکار کنم که دوباره اعتمادشو نصبت به خودم جلب کنم

  • ... ارسالی در

    من همیشه دوست دارم که پدر و مادرم بهم اعتماد کنند ولی خیلی کم پیش میاد. همیشه وقتی بهشون میگم چرا به من اعتماد ندارید میگن ما به تو اعتماد داریم ولی به انسان های بیرون اعتماد نداریم. آخه من چی کار کنم؟؟

    • Maryam ارسالی در

      دقیقا⁦(╥﹏╥)⁩

  • هانی ارسالی در

    اصلا ب این چیزا نیس بستگی ب طرز تفکر مامان باباهامونم داره مثلا ی سری خونواده ها هستن واس بیرون رفتن اصلا اجازه لازم نیس ی سریام هستن ک باید التماس کنی بهشون ولی باز میگن نه و جامعه خرابه ی دسته دیگم هس ک با صادق بودن باهاشون اعتماد میکنن بهت اینم همه میدونیم دیگه مامان بابای های ما ی نسل قبل تر از مان پس نباید بخوایم درحد تفکرات ما باشه تفکراشون

  • اسرا ارسالی در

    اسرا۲۳ساله اززاهدان توزندگیم اشتباهات زیادکردم انقدک قابل جبران نیس انقداشتباه کردم عذرخواهی کردم ولی بدش دوباره اشتباهات جدیدی مرتکب شدم اماالان واقعاازته قلبم توبه کردم امادیگه دیره کسی دیگ بهم توجه نمیکنه امادلیل تکرارکردن دوباره اشتباهاتم فقط بخاطربی محبتی مادروبرادرم هست انقدباهام بدرفتارمیکنندک دلم میخادفرارکنم ازپیششون موندم چیکارکنم

    • یسنا ارسالی در

      یسنا هستم 12 ساله از کرمان
      منم خیلی خیلی اشتباه کردم گفتم دیگه نمیکنم اما کردم

  • مارال ارسالی در

    سلام من 16سالمه همه اینکارو کردم حتی بدون اینکه بدونم باید بکنم همچین شخصیتی دارم احترام میزارم و گوش میدم و عذر خواهی میکنمو اشتباهمو میپذیرم اما میخوام با شخص مورد نظرم ازدواج کنم اما مادرم دیگه اعتماد نداره و نمیزاره که من با اون شخص ازدواج کنم مادرم از اون مادرای سختگیر هس که دچار افسردگی شدید در اثر دو ازدواج ناموفق دیگه به هیچکس اعتماد نداره و چندین بار هم اقدام به خودکشی کرده .
    توی وضعیت خیلی بدی قرار دارم ممنون میشم اگه راهنماییم کنید خودمم هم از فشار زیاد شب گذشته سه بار خودکشی کردم که هر سه بار زنده موندم نمیخوام از کسی که عاشقشم جداشم

  • بماند ارسالی در

    من توی یه خانواده زندگی میکنم که با فیلم ترکی مخالفه ولی نه اینکه خیلی گیر بِدن ن . مثلاً من الان با اینکه ۱۶ سالمه اجازه دارم موهامو رنگ کنم یا هر چی بخوام بپوشم یا تا ساعت ۱۱، ۱۲ خونه دوستام باشم. خلاصه یه بار که داشتم یه فیلم ترکی می دیدم بعد چند سال فهمیدن و اعتماد شون رو نسبت بهم از دست دادن و گوشیمو گاهی مثلاً بدون اینکه من بفهمم چک میکنن. این مطالب تون که اصلا به درد من نخورد. بقیه به نظرتون چیکار کنم؟! آخه من اصلا دلیل این مخالفت رو نمی فهمم.

  • دختر غمگین ارسالی در

    سلام من یه دختر 16 ساله هستم ازتون میخوام کمکم کنین من چندباری هست که اشتباه کردم با پسر دوست شدم ولی هیچ تماس دستی باهم نداشتیم پدرم چندباری فهمید و ب من فرصت دوباره داد اما من باز هم.اون اشتباهات رو تکرار کردم پریشب فهیمد که من باز تو گپ هستم و بدجور عصبانی شد و دیگه اجازه درس خوندن به من نمیده نمیدونم چطور راضیش کنم لطفا کمکم کنید خواهش میکنم من خیلی پشیمونم از اشتباهاتم

  • فائزه ارسالی در

    خوب من لو رفتم دوبار الان گوشیو بهم دادن ولی سیمکارتمو ن نمیدونم چیکارکنم که دوباره بهم اعتماد کنن وخطمو بهم بدن، میتونین راهکاری بهم بدین

    • :) ارسالی در

      با زمان دادن ان شاالله درست میشه

  • سلنا ارسالی در

    من ی دختر ۱۴ ساله هستم و توی دنیای مجازی دچار اشتباه شدم و دوباره و دوباره اشتباهم و تکرار کردم چطور اعتماد مادرم رو بدست بیارم؟کمک کنید ممنون میشم

    • کلویی غنایی ارسالی در

      سلام شما نمی دونستید که چی می شه برو به مامانت بگو که عذر می خوای و دیگه این کارو نکنی نذار فک کنه پشیمون نیستی

    • Rozita ارسالی در

      وای تورو خدا راس میگه اره کمک کنید لطفا منم همین طور شدم

  • امیر ارسالی در

    سلام من 15سالمه
    یه دوست دارم 16سالشع باباش اعتماد می‌کنه کلید ماشینو میده تو جیبش پول میزاره میگه هر کجا میخوای برو
    ولی بابای من بهم اعتماد نمیکنه حتی نمیزاره با دوستم بگردم
    میگه باید با خانوادت بگردی هر کاری میکنم نمیشه
    چطور اعتماد کنه بهم ماشینو بده ولی بحس اعتماد هم نیست
    نمیدونم چیکار کنم
    راهنمایی کنیم منو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • فاطمہ ارسالی در

    اثلا" ھیچکدوم از اینھا جواب نداد

  • سارا ارسالی در

    با احترام کامل به نویسنده....
    ولی این مقاله به نظر شخص من ، خیلی مسخره بود ؛
    از اونجایی که فاصله ی بین دهه ها مشکل قابل توجهی برای ما به وجود آورده و درک کردن اصل ماجراست ، دچار اختلال شده دیگه با این راه های پیشنهادی فوق چیزی درست نمیشه.

  • Zahra ارسالی در

    درسته بخوابیم اعتمادشونو جلب کنیم اما نمی‌خوایم کار مونو تموم کنیم آخه جونیه دیگه کدوم جونیی الان سیگار نمی‌کشه کدوم دهه هشتادیی تا الان یکیو نداشته که ازش جدا نشده باشه آخه روزگار طوریه که خودتو باید باهاش راه ببری.

  • علی ارسالی در

    من می خوام پدرم بهم اعتماد کنه تنهایی رانندگی کنم

  • Kosar ارسالی در

    سلام من ۱۶ سال سن دارم تا حالا دو دفعه اشتباه کردم و به صورت مجازی با پسر دوست شدم حالا هم خیلی پشیمونم .
    از وقتی که مامانم و بابام فهمیدن دیگه بهم اعتماد ندارن میگن دارن ولی خوب از کار ها و حرف هاشون مشخصه ‌که ندارن .
    من الان نه اجازه دارم با دوستام برم بیرون یاتنهابرم بیرون نه اجازه دارم به جز واتساپ برنامه دیگه ای نصب کنم .
    میشه یک راهی بدید که اعتماد مامانم و بابام را دوباره به دست بیارم که حداقل بتونم اختیار برنامه های تو گوشیم را داشته باشم :(

    • Melika ارسالی در

      منممم دقیقا همین مشکل رو دارم

    • Mina ارسالی در

      حالا خوب تو میتونی وات رو داشتی باشی منک هیچ برنامه ای نمتونم نصب کنم
      در روز هم ۱۰ دیقه نت دارم
      سیمکارتم ک ازم گرفتن

    • Eli ارسالی در

      آخخخخ منم همین مشکلو داشتم دقیقا هم دوبار ولی خب الان راست راستکی دلم نمیخواد دیگه تکرار کنم اما مامان و بابام قبول ندارن سیمکارتمو ازم گرفتن حالا خوبه باز تو وات داری من همونم ندارم خسته شدم بخدا تا چیزی میشه سرکوفت میزنن اصن خسته شدم دوبار خاستم خودمو خلاص کنم آبجیم نزاشت خیلی بده واقعا نه میتونم حرفی بزنم و نه میتونم اعتراض کنم من واقعا خیلی اذیت شدم و خیلی حرفا از مامان بابام شنیدم ولی خداییش سنم کم بود برا این که بخوام اون همه حرف بشنوم ولی من همه شو تحمل کردم الانم خداروشکر بعد یه سال بهتر شده
      کوثر تو هم مجبوری تحمل کنی ولی بنظر من مشکل از ماها نیست مشکل از خانواده هامونه که زیادی یه چیزی کشش میدن و الان برا من ی سال گذشته بازم گیرن و سیمکارتمم هنوز ندادن تنها راهش صبره با گذشت زمان بتونی پشیمونیتو ثابت کنی وگرنه راه دیگه ای نداره من هنوز اون دوستمو که بخاطرش انقدر محدودم دوسش دارم اما به خدم قول دادم‌گفتم بزار بشکنم خورد بشم نابود بشم ولی جزو محالاته که دیگه حتی سراغشو بگیرم انقدر گریه کردم که دیگه خسته شدم بخدا
      دختر بودن خیلی سخته

    • :) ارسالی در

      با زمان دادن ب والدینت درست میشه :) که میدونم سخت ترین کاره ولی خب برای جذب زود تر اعتماد ان ها میتونی برای نصب برنامه های مورد علاقه ات مثل اینستاگرام و تلگرام و..... میتونی با والدینت اکانت مشترکی داشته باشی تا ببینن تو توی اون اکانت چی کار میکنی موفق باشی :)میگذرع

  • Olga ارسالی در

    سلامـ من 15 سالمه و یه دخترم/توی خونمون تحت فشار زیادی هستمـ از ی طرف مدرسه و هدفام طرف دیگه خواسته هایی از خانوادم دارم ولی اصن براشون مهم نیست!
    شاید شما بفهمین چی میگم…چقد بده ک کسی درکت نکنه؟!

    • Rozita ارسالی در

      منم همین طورم واقعا نمیدونم چیکار کنم

    • مهلا♡☆☆ ارسالی در

      سلام من 19سالمه از نظر روحی یکم پریشونم با خانوادم درگیر میشم لطفا کمکم کنید ک راحل اینکار پیدا کنم؟؟؟؟
      گاهی فکرای خطر ناک میزنع بسرم

  • معصومه ارسالی در

    من می خوام مامانم گوشی مو چک نکنه
    وبهم اعتماد کنه که شلوغ بازی در نمیارم،اما مامانم به من اعتماد نمیکنه

  • کلویی غنایی ارسالی در

    من از المان او مدم و دارم رو زبان شما کار می کنم و مامانم واقعا کمکم کرد و من اونو دوست دارم چون بهم اعتماد داره

  • رریتا ارسالی در

    من ۱۶ سالمه .متاسفانه ۶ ماه درگیر رابطه ای شدم که واقعا هنوز هم دوسش داشتم ولی به خاطر مادرم باهاش کنار اومدم و قید همه چیز رو زدم اما هنوز هم مادرم بهم اعتماد نداره و مدام منو چک میکنه و اجازه نمیده گوشیم همراهم باشه من باید چیکار کنم؟ چطور بفهمونم بهشون ک دیگه سمت جیزی نمیرم و بهم اعتماد کنن

    • عسل ارسالی در

      مثل من
      من ۱۴ سالمه و با پسری در رابطه بودم
      بهم اعتماد ندارن و برای درس بهم گوشی میدن تحت نظارت خودشون

  • الی هوشیار ارسالی در

    سلام من ۱۳ سالم است من بخاتر حرف زدن با کسانی که در روبیکا پیام می دادن اعتماد مادرم را از دست دادم لطفاً کمک کنید

  • M ارسالی در

    سلام من تو ۳ ماه سه بار لو رفتم ولی واقعا دیگه الان سراغ هیچکدومشون نمیرم اون سه باری هم ک لو رفتم چیزای مهمی نبودن فقط چون خانواده من خیلی سخت گیرن اینجوری میکنن بابام نفهمید فقط مادر‌و خواهرم فهمیدن ولی واقعا من دیگه سراغ هیچ کدومشون نمیرم نمیدونم چجوری ثابت کنم براشون اونا حتی گوشیمم چک میکنن همه مخاطبینمو میشناسن حتی رو گوشیمم دیگه رمز نذاشتم ولی هنوز اونا ب من بی اعتمادن خیلی زجر میکشم پیششون دوبار دست به خودکشی زدم ولی موفق نشدم یکی کمکم کنه ولی واقعا اون سه باری ک لو رفتم اصلا چیزای مهمی نبودن مهمه رو کسی نمیدونه ولی من باش کات کردم و دیگه سراغش نرفتم چطور ثابت کنم ادم شدم دیگه؟بخدا مح دیگه سراغ هیچکدومشون نمیرم یکی کمک کنه

  • Z ارسالی در

    تنها راه بیخیال همه چیز بودن و درس خوندن برای رسیدن ب ارزومون و خوشبختیمونه ک ما طاقت تحمل نداریم

ارسال نظر