شناسه خبر: ۶۸۲۹۹
لینک کوتاه کپی شد

باید و نبایدهای سوالات شب خواستگاری؛

از رنگ لباس تا اعتقاد به ولایت فقیه

هر دختری در طول عمر چند بار مراسم خواستگاری را تجربه می‌کند؛تجربه‌ای خاص و متفاوت با دلشوره های فراوان!

از رنگ لباس تا اعتقاد به ولایت فقیه

مشهد فوری /خواستگاری مانند مهمانی‌های دیگر نیست که یک شبه برگزار و پذیرایی انجام شود و بعد هم مهمان‌ها به خانه خودشان بروند و تمام! بلکه هر تصمیمی که در آن گرفته شود و هر حرفی در جای خود مهم و سرنوشت‌ساز است.

یکی از بخش‌های مهم خواستگاری،سوالاتی است که دختر و پسر برای شناخت بیشتر از یکدیگر می‌پرسند.معمولا در صداوسیما و فیلم‌های سینمایی سوالات پیش پا افتاده‌ای مثل رنگ و غذای موردعلاقه پرسیده می‌شد اما آیا واقعا دانستن این موضوعات می‌تواند تضمین کننده یک زندگی مشترک باشد؟

با خودمان فکر کردیم شاید بد نباشد از دختر و پسرهای شهرمان بپرسیم روز خواستگاری چه حرف‌هایی زده و چه سوالاتی داشته اند؟

اولین گزینه پیشنهادی خانم و آقای جوانی هستند که روی نیمکت ایستگاه اتوبوس کنارم نشسته‌اند و مشخص است زن و شوهر هستند.
خودم را معرفی میکنم و از آنها می‌خواهم بگویند روز خواستگاری چه سوال‌هایی از هم پرسیده اند که آقا با خنده می‌گوید: این خانم که ما رو بیچاره کرد آنقدر سوال پرسید. احساس می‌کردم سر جلسه کنکور نشستم.

چرا ؟
خیلی حساس بود. انواع سوال‌ها رو می‌پرسید. از جنس لباسی که دوست دارم بپوشم تا محل زندگی و حتی اسم بچه‌هامون!

رو به خانم می‌کنم و می‌پرسم واقعا این سوال‌ها برات مهم بودند ؟
اون زمان برای من خیلی اهمیت داشتند. اما الان که با همسرم زیر یک سقف زندگی می‌کنم با خودم می‌گم چه اهمیتی داره که من رنگ زرد رو دوست داشته باشم و همسرم زرشکی، یا چرا برام مهم بود که همسرم حتما اسم‌هایی رو دوست داشته باشه که من دوست دارم روی بچه‌هامون بگذارم؟
واقعا به تمام این جزئیات اهمیت می‌دادی ؟
بله. شاید فکر می‌کردم آدم‌ها برای خوشبخت بودن باید عینا شکل هم باشند. راستش من یک ترس درونی هم داشتم قبل ازدواج و اون ترس از نادیده گرفته شدن بود. من می‌خواستم با این سوال‌ها از همسرم قول بگیرم که من رو نادیده نگیرند.

حالا چطور ؟
نه الان قضیه فرق کرده. دیدگاهم درباره به ازدواج نسبت به سه سال پیش عوض شده و معتقدم وقتی دو نفر با هم تفاوت هایی داشته باشند و اما همدیگر را کامل کنند زندگی قشنگ‌تره.

راضیه دختر مجردی است که چندبار تجربه خواستگاری را داشته است و در پاسخ به این پرسش که روز خواستگاری چه سوال‌هایی پرسیده جواب می‌دهد: معمولا سعی می‌کنم واقع‌بین باشم. همه آدم‌ها تفاوت‌هایی باهم دارند و نمیشه توقع داشته باشیم مثل ما فکر کنند اما یکی از چیزهایی که برام خیلی مهمه نحوه برخورد آقا با خانمش در صورت بروز خطا از طرف خانم هست.
اتفاقا یک خاطره هم خودم دارم. آقایی از خانواده‌ای به خواستگاری‌ام اومده بود و من ازش پرسیدم اگر موهای همسرتون دیده بشه چه واکنشی نشون میدید؟ که گفت اولا از چنین خانواده‌هایی دختر نمی‌گیرم دوما اول بهش تذکر میدم اگر درست نشد با سیلی درست میشه!

چه واکنشی به این حرف نشون دادی ؟
خب خیلی بهم برخورد. من یک خانم محجبه بودم اما هرچیزی اصول خودش رو داره. اسیر که نمیخواست ببره!بهش گفتم من نمی‌تونم با این طرز فکر با شما زندگی کنم و مراسم بهم خورد.

شاید تا به حال به اهمیت برخی گرایش‌های سیاسی برای خواستگاری و ازدواج فکر نکرده باشید اما بعضی از جوانان به این موضوع بسیار اهمیت می‌دهند و یکی از آنها نازنین ۳۴ساله است که بخاطر گرایش‌های سیاسی‌اش تا کنون مرد زندگی خود را پیدا نکرده.

مگر چه نوع گرایش سیاسی داری که انقدر سخت‌گیر شدی ؟
خب من از همون اول از پسرها سوال می‌کنم که اعتقادشان به ولایت فقیه چقدر است و اگر کسی آن را نادیده بگیرد چه واکنشی به او نشان می‌دهند؟

همه ولایت فقیه را قبول دارند مگر اینطور نیست ؟
نه صرف قبول داشتن برایم کافی نیست و باید اعتقاد قلبی داشته باشد.

بهرحال جوانان معتقد زیادند
بله اما من هنوز نتوانستم گزینه مورد نظر خودم را پیدا کنم.

دستور ولایت فقیه و رهبر انقلاب ازدواج و تشکیل خانواده و تربیت فرزند صالح است به نظرت‌ این حد از سختگیری مخالفت با این دستور نیست؟
نمی‌دونم تا حالا از این زاویه بهش فکر نکرده بودم.

ترجیح دادم سراغ آقایان هم بروم و تجربیات آنها را هم بشنوم. مرتضی پسر ۲۹ساله‌ای است که تا الان چند تجربه خواستگاری داشته اما نتوانسته ازدواج کند. از او علتش را می‌پرسم که پاسخ می‌دهد: اگر بخوام منصفانه به قضیه نگاه کنم باید بگم شاید خودخواهم اما دست خودم نیست.

یک کم درباره اش بیشتر توضیح میدی ؟
آره مثلا یک بار تو جلسه خواستگاری دخترخانم از من پرسید اگر عید یا مناسبتی باشه اول خونه خانواده ایشون میریم یا خانواده خودم؟ من هم با جدیت و قاطعیت گفتم خانواده من و از حرفم هم کوتاه نیومدم و جواب منفی گرفتم.

چرا بخاطر موضوعی به این کوچکی همه چی رو خراب کردی ؟
دلم می‌خواد حرف فقط حرف من باشه.

فکر می‌کنی اینطوری میشه زندگی کرد ؟
نه برای همین هم فعلا تصمیم گرفتم ازدواج نکنم.

اما این یعنی پاک کردن صورت مساله بجای اصلاح خودت !
دارم رو خودم کار می‌کنم که بهتر شم.

دوستش دانیال هم کنار مرتضی نشسته و به این گفتگو ملحق می‌شود و از تجربه‌های خودش می‌گوید:
یک بار به خواستگاری دختر خانمی رفتم که مادر‌ش می‌گفت آشپزی بلد نیست.
اول خیلی جدی نگرفتم بعد که با خودش صحبت کردم پرسید آیا حاضر هستم زودتر مغازه را تعطیل کنم که بیایم خانه و غذا بپزم؟برایم جالب بود که چرا تا این سن و سال آشپزی نکرده بود اما او می‌گفت علاقه‌ای به آشپزی ندارد.

فقط بخاطر همین خواستگاری را بهم زدی؟
بله آخه من خیلی شکموام ( و می‌خندد)


گفتگویم را به پایان می‌رسانم و راهی خانه می‌شوم و در طول راه با خودم فکر می‌کنم شاید بعضی‌هایمان هنوز نمی‌دانیم از زندگی چه ‌می‌خواهیم و به همین علت از همدیگر هم نمی‌دانیم چه بخواهیم و چه نخواهیم!
اگر کمی از سخت گیری‌هایمان کم کنیم و بجای سوالات عجیب و غریب و بی اهمیت، سوال های اساسی زندگی را بپرسیم قطعا ازدواج موفقی خواهیم داشت.

22

  • آرمان ارسالی در

    سلام، البته با یک جلسه خواستگاری نمیشه همه مسائل را فهمید و تا زوجین زیر یک سقف نروند خیلی مسایل بصورت پنهان باقی می ماند، با این وجود در جلسات خواستگاری تا حدودی شخصیت طرف مقابل شناخته می شود، بنظر بنده قبل از خواستگاری طرفین باید چند لحظه ای تامل کرده و سوالات، معیار ها و ابهامات خود را بصورت مکتوب درآورند و در جلسه خواستگاری با طرح سوالات از قبل آماده کرده، طرف مقابل را بسنجند.
    با تشکر از شما

ارسال نظر