هدیههای نامبارک
به مناسبت 27 اردیبهشت روز روابط عمومی نقدی بر روابط روابط عمومیها و رسانهها
روابط عمومی ها مثابه پلی هستند میان سازمان مربوطه خود و مخاطبان آن. آنها برای برآورده کردن هدف اصلی خود یعنی آگاهی رسانی و تنویر افکار عمومی درباره اقدامات صورت گرفته در سازمان و نهادی که در آن خدمت میکنند به ارتباط با رسانهها نیازمندند اما نباید از این موضوع غافل شد که این ارتباط باید دو سویه باشد یعنی خبرنگاران که به معنی غایی کلمه چشم بیدار و زبان پرسشگر جامعه و افکار عمومی هستند باید بخواهند و بتوانند که با بیان کاستیها و خطاهای یک ارگان در بهبود اوضاع آن و درنتیجه مردم مرتبط با آن قدمی بردارند.
حال اگر از همکاری نکردن با خبرنگاران در حوزه اختصاص ابزار مورد نیاز روز در تهیه خبر مانند اینترنت و شرایط شارژ تجهیزات برقی و... در جلسات بگذریم دغدغه های مهمی در نحوه ارتباط خبرنگاران و مسئولان روابط عمومی سازمان ها وجود دارد که در ادامه یادداشت چند مورد برمیشمرده شده است.
روابط عمومی، مدیر بحران یا عامل بحران؟
سرعت عمل پایین نهادها برای تأیید یا ارائه اطلاعات در زمان های حساس که ثانیهها برای خبر و خبرنگار اهمیت دارند، سبب سوختن محتوا می شود؛ در زمان وقوع اتفاقات بحرانی که حتی مدیر روابط عمومی خاص خود را دارد هنوز شاهد اظهارنظرهای گاه متناقض مسئولان هستیم و همین چند صدایی بیاعتمادی افکار عمومی را به دنبال خود داشته است، این حوزه نیازمند تدبیر جدی است زیرا در دنیای امروز که دوربینها چه از سوی خبرگزاریها و چه مردم عادی در لحظات وقوع حوادث لحظهای از کار نمیمانند گاه حتی اظهارات متناقض و تکذیبها چنان عجیب مینماید که افکار عمومی قانع نشده، بساط شایعه باز میشود و خبرنگاران در استیصال قرار میگیرند.
در بخش ارائه گزارشها نیز کلّیگوییهایی در ارائه آمارها و ارقام سبب تولید گزارشهایی ناقص و غیر قابل استناد خصوصاً در بخش مالی و اقتصاد ی میشود که در اکثر موارد افکار عمومی قانع نمیشوند و این حوزه تاریک میماند.
کارت هدیه، پاشنه آشیل رسانهها
اما تاریکترین نقطه در روابط میان مسئولان روابط عمومی و خبرنگاران را باید رسم نامیمون اهدای «کارت هدیه» دانست.
این نکته اصلی گویا فراموش شده است که مدیران روابط عمومی مسئولان تبلیغات برای سازمان خود نیستند بلکه رسالت آنها آگاهی بخشی دو سویه است. آماری از تعداد نشستهای خبری و مصاحبههای هماهنگ شده توسط روابط عمومی ها که در آن مبلغی به عنوان "کارت هدیه" پرداخت میشود در دست نیست اما این پدیده آنقدر همهگیر و عادی شده است که جای نقد جدی داشته باشد. چه لزومی در فرآیند اطلاع رسانی از عملکرد سازمانها و... وجود دارد که برای پرداختن به آن در رسانه نیاز باشد به شخص خبرنگار مبلغی پرداخت شود؟ در پی همین پرداختها ست به بعد توقعاتی نظیر الزام ارسال خبر یا مصاحبه برای بازبینی، اعمال نظر در نحوه پوشش یا حتی در حیطه طرح سوال محدود کردن خبرنگاران در زمان مصاحبه ایجاد میگردد. امری که آنقدر در میان رسانههای ایرانی رواج یافته است که سفارت چین در نشست خبری خود با موضوع حادثه کشتی سانچی در میان خبرنگاران اقدام به توزیع کارت هدیه نمود که متاسفانه با پذیرش آن از سوی برخی اهالی رسانه، همیت و جدیت طرف ایرانی برای پیگیری مساله زیر سوال رفت.
در ارائه راهکار برای از میان رفتن این رسم نامیمون شاید بتوان پیشنهاد کرد نرخنامه و قواعد تجاری مشخصی در حوزه رسانه برای همکاری با ارگانها تهیه شود و مرز میان رپرتاژ آگهیها از مصاحبه و نشست خبری جدا شود.
26
ارسال نظر