رمز موفقیت در کسب و کار، نوآوری و تلاش برای تحول است
علی شریعتی مقدم در دومین جلسه از سلسله نشست های «ارزش آفرینان»، از تجارب موفق خود در برندسازی و تجارت گفت: رمز موفقیت در کسب و کار، نوآوری و تلاش برای تحول است
به گزارش مشهد فوری ،دومین جلسه از سلسله نشست های «ارزش آفرینان»( گفتگو با فعالان اقتصاد ی حوزه کسب و کار با رویکرد انتقال تجربیات موفق این افراد)، با حضور علی محمد شریعتی مقدم، عضو هیات نمایندگان اتاق خراسان رضوی و مدیرعامل شرکت بین المللی نوین زعفران، در مرکز آموزش اتاق مشهد برگزار شد و این چهره فعال اقتصادی از تجارب خود و مسیری که در رسیدن به موفقیت طی نموده، برای نسل های جوان تر سخن گفت.
به گزارش روابط عمومی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی؛ شریعتی مقدم در ابتدای این نشست خبر از پروژه جدیدی در حوزه معرفی و ترویج مصرف زعفران داد و گفت: از جمله اقدامات جدید ما افتتاح اولین کافه زعفران است که 100 نوع محصول در آن سرو میشود.
*روایتی از یک آغاز
او که متولد اردیبهشت 1345 در کاشمر از یک خانواده فرهنگی است، در تشریح ریشه های پرورشی خود، بیان می کند: سایه پدر در 9سالگی از سر خانواده مان کم شد. البته این اتفاق تلخ مرا متوقف نکرد و در 12سالگی، در کاشمر، شهری که محل اقامتم بود، یک کتابخانه عمومی افتتاح کردم و این را اولین فعالیت اجتماعی خودم می دانم اما نخستین تجربه کارآفرینی ام نیز به دوم دبیرستان مربوط می شود، در زمینی که مادرم پس از تقسیم اموال به من اختصاص داده بود، یک هکتار زعفران به صورت ردیفی کاشتم. نتیجه اش یک مزرعه زیبا و خاص شد. در شهرستان کاشمر به دلیل بافت و سبک زندگی سنتی آن، مجال فعالیت های نوآورانه بسیار فراهم بود. این تجربه انگیزه ای شد تا سراغ کارهای جدیدتر بروم.
این فعال اقتصادی موفق ادامه می دهد: به دنبال کسب آگاهی و اطلاعات بودم، پس به مشهد آمدم و به مراکز علمی، پژوهشی و دانشگاهی مختلفی سر زدم. دنبال یک سوال مهم بودم؛«آیا می شود به شیوه ای دیگر و متقاوت از روش های متداول و سنتی، زعفران کشت کرد؟» در گذشته زعفران به صورت رشته کامل برداشت میشد که حدود سه هفته طول میکشید تا خشک شود و کیفیت خوبی هم نداشت ولی در اروپا به این نتیجه رسیده بودند که اگر از محل سه شاخه شدن آن، برداشت صورت گیرد، مواد موثر در زعفران و در قسمت کلاله آن باقی میماند و چون سریع خشک میشود بسیار حجیم می گردد.
او نقبی به وضعیت بسته بندی و کیفیت نامناسب زعفران در گذشته می زند و عنوان می کند: آن روزها زعفران یا به صورت فله عرضه می شد یا کیفیت بسته بندی آن بسیار پایین بود. این امر مرا آزار می داد. یک روز تصمیم گرفتم تغییری در ظاهر ظرف های بسته بندی ایجاد کنم. خاطرم هست آن موقع سری به خیابان مخابرات مشهد زدم و چند ظرف زیبا خریداری کردم. همان ها شد مبنای بسته بندی محصولات من، از قضا استقبال مشتریان هم بسیار خوب بود و همان جا بود که متوجه شدم یک خلاء جدی در فضای کسب و کار ما وجود دارد که باید آن را پُر کنم. حالا که این کلمات را بیان می کنم، آن شوق و لذتی که از انجام این کارهای جدید داشتم دوباره برایم تداعی می شود. آن کنجکاوی و کنکاش گری من و تقلایی که برای بهتر شدن کسب و کارم داشتم، باعث شد تا هر گامی که برمی دارم به یک ارزش برای حرفه ام تبدیل شود. یادم می آید در آن روزها کمتر کسی از گل زعفران اطلاعاتی داشت، پس دوربین عکاسی پسرعمویم را قرض گرفتم و با آن قاب هایی را ثبت کردم که بعدا مبنای معرفی محصولم به دیگران شد. گام مهم دیگری که در آن ایام برداشتم، مراجعه من به مراکز علمی و پژوهشی بود. در آن دوران ارتباط فعالان حوزه زعفران با مراکز دانشگاهی بسیار اندک و محدود بود. خاطرم هست در یکی از آن مراکز، کار تحقیقاتی انجام گرفته بود که من آن را به عنوان ارزش انتخاب کردم و اسم «نوین زعفران» را نیز به همین بهانه انتخاب نمودم.
*روزی که بازرگان شدم
این عضو هیات نمایندگان اتاق مشهد، به توفیقاتی اشاره می کند که خیلی زود سراغ او می آیند و می افزاید:برای کالای من مشتری زیادی وجود داشت و از یک هکتار تا پنج کیلو زعفران برداشت میکردم. به همین دلیل از کشاورزان دیگر هم کمک گرفتم.
او تاکید می کند که کارش بی ایراد هم نبوده و می گوید: یکی از اشکالات من در کارم این بود که کاسب نبودم و با وجود نوین بودن روش کسب و کارم، به دنبال سود زیاد نرفتم. روش های جدید من به فروش بیشتر کمک می کرد و شاید اگر در تمنای کسب سود بیشتری بودم، وضع اقتصادی بهتری هم داشتم. به جوان ها توصیه می کنم که از فرصت های سودآوری در مسیر کسب و کارشان استفاده کنند چرا که مسیر کارشان با چالش هایی مواجه خواهند شد که حتما به واسطه آن نیاز به این اندوخته ای خواهند داشت.
شریعتی مقدم از دیگر خلاء های حوزه کاری اش سخن می گوید و توضیح می دهد: در مسیر کنکاش و تجربه گرایی ام، به خلاء هایی در فضای کاری ام رسیدم. مثلا کنتراستی میان عرضه زعفران در مشهد و تهران وجود داشت. از طریق بعضی از مشتریان با چند خریدار صادراتی آشنا شدم و مسیر توسعه کسب و کارم فراهم آمد. زعفران در دهه 70 رشد بیشتری پیدا کرد و یکی از علتهایش این بود که شهرهای جدید به تولید زعفران روی آوردند و نگاه اهالی شهرستان ها به این محصول تغییر کرد. نهایتا تولید محصول توسط افراد نوآور نیز افزایش پیدا کرد. همه این ها به موازات افزایش قیمت ارز در دهه 70 رخ داد. مجموع این اتفاقات باعث شد تا قیمت صادراتی زعفران به شدت کاهش پیدا کند و هیچ تولیدکننده ای در دنیا توان رقابت با کشور ما را نداشته باشد.
او به ماجرای ورودش به اتاق بازرگانی نیز اشاره ای دارد و ادامه می دهد: من به پارلمان بخش خصوصی علاقه زیادی دارم چرا که در آن رشد پیدا کردم. این ساختار، نوعی احترام بین المللی را برای کسب و کار ما ایجاد کرده است و خلاء های اقتصاد دولت ی آسیب دیده را برای فعالان اقتصادی پُر می کند. از همه مهم تر این ساختار توانسته خود را از بندهای سیاست برهاند. من حیثیت و آبروی بخش خصوصی را مرهون این ساختار مهم می دانم. همین جایگاه هم بود که باعث شد تا من در آن سال ها به سراغ این اتاق بیایم و کارت بازرگانی دریافت کنم. در آن زمان آقای امیرپور رئیس اتاق بودند و توضیحاتی و مشورت های ارزشمندی به من ارائه دادند. ایشان به من گفتند که شرکت ها از اشخاص معتبرتر هستند و محل اعتبار تجار به شمار می آیند. همین کلمات، تلنگری شد تا من محلی را خریداری کنم و در 28 اردیبهشت 1371 شرکت نوین زعفران را در آن پایه بگذارم.
وی ادامه می دهد: بعد از تاسیس شرکت به دنبال زمان برگزاری نمایشگاه هایی مرتبط با حوزه فعالیت خودم بودم که از قضا نمایشگاهی در حوزه خشکبار برگزار گردید. مسئولان وقت سازمان توسعه تجارت از غرفه من استقبال کردند، چون در آن نوآوری دیدند. در روزهای پایانی همان نمایشگاه، فردی با لباس و ظاهری بسیار معمولی به من مراجعه کرد و گفت در شرکتی کویتی فعالیت می کند و خواستار خرید و تامین زعفران مورد نیازش بود. باهم گپ زدیم و قرارها را گذاشتیم. موقع خداحافظی گفت: هیچ کدام از همکاران و دوستان شما برای من وقت نگذاشتند و ارزشی قائل نشدند. همان درس و تجربه ای شد تا بدانم اگر فردی حتی ظاهری معمولی هم داشت، باید برایش ارزش قائل شویم. فارغ از لباس و ظاهر، آدم ها و افکارشان محترمند.
او جوان ترها را خطاب قرار داد و گفت: مسیر حرفه ای من با نوآوری و تقلا برای رشد همراه بود. ذهن پرسشگر من و علاقه ام به توسعه باعث شد تا تجربه های خوب و نتایج ارزشمندی کسب کنم. به جوانترها هم توصیه می کنم که به دنبال نوآوری باشند. رمز موفقیت در متفاوت اندیشیدن و تلاش برای بهتر بودن است.
منبع: صمت
159
ارسال نظر