خدا قدرتمندان را دوست دارد...
محمد مولوی کارشناس رسانه در یادداشتی بر ضرورت قوی شدن بر اساس فرمایش مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران تاکید کرده و شواهدی تاریخی را بیان نموده است
حضرت ابراهیم(ع) قدرتمند بودند که یکتنه بتها را شکستند و پس از آن دشمنانشان نتوانستند ایشان را از بین ببرند بلکه به فجیعترین شکل، جانشان تسلیم فرشته مرگ شد. حضرت نوح(ع) قدرتمند بودند که با تعداد معدودی از افراد با ایمان از مهلکهای که دشمنان ایشان دچارش شدند سربلند و بدون مشکل بیرون آمده و سالیان سال نیز زندگی کردند. حضرت محمد(ص) قدرت بسیاری داشتند که بدون جنگ، مکه را فتح کردند و سران قریش، سرافکنده تسلیمشان شدند.
در همین راستا میتوان گفت، به تعبیر استاد شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی، حادثه عاشورا و تاریخچه کربلا دو صفحه دارد؛ یک صفحه سفید و نورانی و یک صفحه تاریک. اما صفحه سیاه و تاریکش از آن نظر سیاه و تاریک است که در آن فقط جنایت بینظیر و یا کمنظیر میبینیم. قهرمان حادثه در این نگاه (سیاه) یزیدبن معاویه، عبیدالله بن زیاد، عمر سعد، شمربن ذیالجوشن و خولی و یک عده دیگر هستند. ولی آیا تاریخچه عاشورا فقط همین یک صفحه است؟ این تاریخچه یک صفحه دیگر هم دارد که قهرمان آن صفحه، حسین(ع) است؛ حماسه است، افتخار و نورانیت است، تجلی حقیقت و انسانیت است، تجلّی حق پرستی است. این صفحه را که نگاه میکنیم، میگوییم بشریت حق دارد به خودش ببالد.
همچنین در قرآن کریم میخوانیم: و در حقيقت، در ميان هر امتى فرستادهاى برانگيختيم [تا بگويد:] «خدا را بپرستيد و از طاغوت [=فريبگر] بپرهيزيد...»(نحل/۳۶) درواقع به گفته علما، هر پیغمبری را فرستادیم، دو هدف داشته است که این دو هدف دو روی یک سکه هستند؛ یکی عبادت خدا و دیگری مبارزه با طاغوت.
یعنی ابتدا با عبادت و اخلاص در عمل، قدرتمند میشویم و ابنچنین میتوانیم در مقابل افراد و فرقهها و حکومتهای متهاجم و استعمارگر ایستادگی کنیم تا ظلم و ظالمی در جهان نماند.
#قوی_شویم
مگر بسیاری از ما اعتقاد به این نداریم که جنگ در دنیای فعلی نرم افزاریست؟ مگر نه اینکه به دلایل عقلی، رسانهها و دکترین عملیات روانی در دنیا به دنبال سودرسانی به سرمایه داران هستند و این اقدام بدون انحراف تفکر انسانها به وجود نمیآید؟
با توجه به مواردی که تا بدینجا ذکر شد، آیا قوی شدن در وهله اول جز این است که افراد مومن تلاش کنند تا خود را (به ترتیب*) به لحاظ بنیه اعتقادی، فکری و مالی قوی کنند؟ اگر این تقویت صورت نپذیرفته باشد، تشخیص راه مناسب و عمل به آن در فضای کِدر به وجود آمده در دنیای شیشهایِ فعلی چطور صورت میگیرد؟
در همین راستا کلیدواژههای اساسی به کاربرده شده توسط رهبر انقلاب در خطبههای نماز جمعه درباره یکی از «قویترین مردان معاصر»، شهید سردار سلیمانی را در یک نگاه به صورت خلاصه مرور کنیم تا بدانیم چنین جایگاهی برای «قهرمانی که افسانه نبود» چطور شکل گرفت:
سردار شهید عزیز ما را با چشم یک مکتب، یک راه، یک مدرسهی درسآموز، با این چشم نگاه کنیم... سپاه قدس را به عنوان یک مجموعه و سازمان اداری صرفاً نبینیم؛ بلکه به عنوان یک نهاد انسانی و دارای انگیزههای بزرگ و روشن انسانی مشاهده کنیم... آنها در آنجا حضور پیدا میکنند؛ کرامت مستضعفان را حفظ میکنند، خود را بلاگردان مقدسات و حریمهای مقدس میکنند...
همچنین نکته حائز اهمیت در کلام اندیشمندان اشاره میکند به اینکه انسانی قدرتمند است که در عین داشتن جایگاه و توانایی، گذشت داشته باشد، دستگیری کند، بخشنده باشد و به شخص یا اشخاصی ظلم نکند.
در این مسیر اما همواره بزرگترین دانشمندان عالم، معصومین(س) نکات ارزندهای برایمان ذکر کردند. حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام خطاب به دو فرزند عزیزش امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) میفرمایند: فرزندان من، همیشه قدرت و نیروی شما به كمك مظلوم و به ستیزه با ظالم بشتابد.
نتیجهگیری با شما!
فردی تصمیم میگیرد(به خاطر رویکرد منفعت طلبانه که از تفکر جاهطلبی نشأت گرفته است) خنجری از پشت بزند و دنیا را ملتهب کرده و انسانها را به جان یکدیگر بیاندازد. مادرانی در آن سوی دنیا نگران فرزندانشان میشوند که مبادا جنگی درگیرد و دختران و پسران جوانمان در پایگاههای نظامی از بین بروند. اینطرف نیز حق دارد که به انتقامی سخت بیاندیشد. سیلی محکمی به هیمنه آمریکا در دنیا زده میشود و تجهیزات نظامی زیادی منهدم میگردد. چندین تن از نیروهای نظامیشان نیز جان خود را از دست میدهند و تعداد زیادی نیز مجروح میشوند؛
اما چرا این تلفات انسانی بیشتری از دشمن گرفته نشد؟
سرداری میان قاب دوربین حاضر شد و یک پیام داد: به دلیل اوضاعی که از سمت آنها بحرانی و ملتهب گردید تعداد زیادی از موشکهایمان آماده حملاتشان بود. میدانستیم که پناهگاههایشان کجاست و میتوانستیم تلفات جانی بسیاری از آنها بگیریم اما «حجت شرعی» نداشتیم...
یعنی رهبرمان نمیخواستند ما آغازگر جنگی عظیم باشیم که مادران بیشتری داغدار شوند برای تصمیمی که یک فرد احق موطلایی گرفته بود(برداشت نویسنده). قدرت و حق داشته باشی اما بگذری... و پس از آن دوباره به میان کادر دوربینها بیایی و حادثهای تلخ را نقل کنی اما کتمان نه! و همهچیز را گردن بگیری... سپاهی که نمیخواست حتی فرسنگها آنطرفتر خانوادههای بیشتری داغدار شوند اما در عین حال انتقام سختی که مردم کشورش میخواستند گرفته شود؛ پس از یک اتفاق بسیار ناگوار بازهم به میدان و میان همان مردم آمد و قدرتش را در راستگویی دید که «النجاهَ فیِ الصِّدقِ»
---
* (به ترتیب): تربیت داشتن در بخشی از متن پیش رو از این حیث تاکید گردید که به عقیده نویسنده، اعتقاد یک انسان اگر درست شکل نگرفته باشد دیدگاه وی نسبت به مسائل مختلف از جمله مباحث اجتماعی و سیاسی و نیز مطالعات او در جنبههای گوناگون دچار انحرافی میگردد که بازگشتش بس دشوار است. همچنین در سه محور مذکور، بنیه مالی در انتها ذکر شده چرا که اگر قبل از رسیدن به ثروت(یا نشستن بر مَسند قدرت) دو مورد قبل از آن محقق نشده باشد، هیچ تضمینی نیست که انسانیتِ یک فرد در مسیر «اشرافیگری، تجمل گرایی و نادیده گرفتن نیازمندان جامعه» به تباهی نرود!
منبع: مشهد فوری
196
ارسال نظر