تاملی تطبیقی در مبانی نظری مقام معظم رهبری و دیدگاه صاحبنظران منتقد غرب به سند 2030
حسن محرابی مقدم کارشناس ارشد فلسفه تعلیم و تربیت از دانشگاه تربیت مدرس
به گزارش مشهدفوری؛ متن پیشرو یادداشت تحلیلی «حسن محرابی مقدم» کارشناس ارشد فلسفه تعلیم و تربیت از دانشگاه تربیت مدرس، بر سند 2030 است:
سند 2030 : دستورالعملی برای توسعه پایدار یا ترجمه یک خیال جاه طلبانه برای دگردیسی ( غارت) جهان
باتوجه به تذکر مجدد رهبر انقلاب در دیدار تصویری با وزیر و معاونان آموزش و پروش در روز گذشته و ابراز نگرانی صریح ایشان مبنی بر این که "دشمن قصد دارد کاری را که بوسیله نظامی از انجام آن ناتوان است، با نفوذ و از راههایی مانند سند ۲۰۳۰ و ساختن انسانهایی تربیت کند که مثل او فکر و اهداف عملیاتی او را پیاده کنند تا زمینه غارت ملتها فراهم شود." از بررسی نگاه منتقدان غرب به سند 2030 این نکته را در مییابیم این تاکیدات مکرر رهبر انقلاب را نسبت به خطرات و ابعاد و زوایای پنهان سند 2030، از طرف صاحبنظران و متفکرین باید هم به عنوان نگاه یک رهبر مقتدر و پیشرو در عرصه اندیشه سیاسی جهان و هم به عنوان دیدگاه علمی یک اندیشمند صاحبنظر و مسلط به ابعاد و زوایای سند 2030 مورد مطالعه قرارداد. چرا که با مطالعه و تطبیق استدلالات و اندیشمندان آزاد اندیش غرب درباره سند 2030 با انتقادات مطرح در مبانی نظری مقام معظم رهبری، درمییابیم که انتقادات در هر دو دیدگاه، انتقاداتی اولا بنیادی و ثانیا جهانشمول میباشند که مصادیق آن در سخنرانی اخیر آمده است.
از آنجا که بیشترین دغدغههای رهبر انقلاب نسبت به سند 2030، دغدغههای حوزه تعلیم وتربیت است، خوب است بدانیم بنیادی ترین انتقادات نسبت به کلیات این سند در غرب هم در تمامی ابعاد و محورهای سند 2030 از سوی اندیشمندان حوزه تعلیم وتربیت مطرح شده است. مارکوس لووی و نیکول ریپین ازجمله صاحبنظران آلمانی حوزه تعلیم وتربیت ومحققان موسسه توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی هستند که انتقاداتشان را به این سند میتوان به عنوان موید دغدغههای رهبر انقلاب در محورهای مذکور دانست.
لازم به ذکر است این افراد در یک تلاش علمی، ضمن ارائه یک مقاله علمی بنیادی در نقد 2030، مجموعهای از مقالات را با محوریت انتقاد بر سند 2030 گردآوری کردهاند. این محققان معتقدند این سند بیش از آن که دستورالعملی برای توسعه پایدار باشد، یک خیال جاه طلبانه برای دگردیسی جهان است که میتوان به عنوان یکی دیگر از مصادیق وجوه مشترک دیدگاه رهبر انقلاب با اندیشمندان غرب، راجع به این سند دانست. چرا که رهبر انقلا این سند را عاملی برای غارت ملتها میدانند و این محققان در استعارهای تامل برانگیز این سند را خیالی جاه طلبانه برای دگر دیسی جهان نام نهادهاند.
سوال این جاست که در پی اجرای این سند قرار است چه دگردیسی در جهان اتفاق بیفتد که حتی اندیشمندان دغدغهمند غرب هم نگران اجرای آن هستند؟ به نظر میرسد این صاحبنظران با این نامگذاری قصد دارند این هشدار را بدهند که متولیان اجرای این سند خیال هایی با اهداف جاه طلبانه در سر ترسیم کردهاند که با اجرای این سند، درصدد هستند این خیالهای جاهطلبانه به حقیقت تبدیل شود. چرا که با دیدگاه ژرف اندیشانه رهبر به راحتی پرده از ابعاد پنهان این جاه طلبی مندرج برداشته شده است و آن چیزی نیست جز غارت منابع مادی و مایملک کشورهای جهان از طریق تربیت انسانهایی که در خدمت اهداف عملیاتی متولیان اجرای سند 2030 خواهند بود.
در اینجا لازم است برای تشریح دقیق این اهداف به مهمترین ویژگی های بارز تفاوت سند 2030 به عنوان سند توسعه، نسبت به اسناد گذشته توسعه، از نظر لوی و رپین اشاره کرد. این محققان معتقدند متولیان تدوین دستورالعمل 2030 با تکیه بر تجارب ناکامیهای گذشته خود در تدوین اسناد توسعه در سند 2030، حوزههای بسیار گسترده تری را در دستور کار خودقرار دادهاند. به این معنا که در سند توسعه 2030 علاوهبر مسائل اقتصادی (نظیر صنعتی شدن، زیرساخت ها و بازارهای کار) مسائل محیطی ( نظیر تغییرات جوی و آب وهوایی و حفاظت از منابع خاکی و دریایی اکوسیستم ها و اقیانوس ها) مسائل حکومتی (نظیر تحقق عدالت از طریق افزایش سطح قابلیت پیش بینی پذیری و اشتراک پذیری (قدرت)موسسات ونهادهای درون حکومت ها) نیز مد نظر قرار گرفته است.
از جمله نکات تامل برانگیز دیگری که این محققان مذکور درباه این سند مطرح کردهاند، این است که اولا در سند 2030 اهداف آن در قالب مسائلی تعریف شدهاند که جهان کنونی باید برای آن چاره اندیشی نماید. دوم این که راه حل برون رفت از این مسائل را به کلیدواژه «توسعه» پیوند زدهاند، به این معنی که به طور غیر مستقیم با استمداد از واژه «توسعه»، زمینه اجرایی اهداف و منویات جاه طلبانه خود را به سایر موضوعاتی که ارتباطی با توسعه ندارد، تسری دادهاند. در قدم بعد برای این که تحقق اهداف آن را از حالت یک اعلامیه هزاره خارج کنند، سند 2030 را به عنوان یک دستورالعمل غیر قابل اجتناب در دستورکار سازمان ملل قرار داده و به تصویب رساندهاند و در گام پایانی نیز که میتوان از آن به عنوان هدف اصلی اجرای این دستورالعمل یاد کرد، این نکته است که برخلاف اعلامیه هزاره در این دستورالعمل، پیوند وثیقی بین مسائل تعریف شده و دغدغههای اصلی کشورهای توسعه یافته ایجاد شده است. برهمین اساس مجموع انتقادات بنیادین را که این صاحبنظران به سند 2030 وارد کردهاند را، میتوان در همین جمله مقام معظم رهبری خلاصه کرد: «دشمن قصد دارد کاری را که بوسیله نظامی از انجام آن ناتوان است، با نفوذ و از راههایی مانند سند ۲۰۳۰ انجام دهد» که ترسیم بیشتر این ابعاد از حوصله این کلام خارج است.
منبع: مشهد فوری
316
ارسال نظر