مشهد در آستانه تنازع و کنترل
به گزارش مشهد فوری ، فضای سیاسی ایران همواره فضای برخورد و نزاع میان دو جناح سنتی رقیب در کشور بوده است. در هردوره ریاست جمهوری بسته به رویکرد گفتمان دولت ، هرجناحی که «باقدرت» بوده است به تمامی با گفتمان جناح «برقدرت» به تخاصم برخواسته است. چنین وضعیتی از آنجا که به مناسبات سیاسی و ایدئولوژیک نیز درهم آمیخته به مرور زمان، اعتماد میان دو رویکرد را به طور کامل از بین برده و وضعیت را به سوی یک «تنازع گفتمانی» تمام و عیار در کشور سوق داده است. این تنازع گفتمانی آنجا که با غیریت سازی همراه میشود بسیار سخت و همراه با خشونتهای سیاسی همراه بوده است.
اما به نظر میرسد در شهر بزرگ مشهد در طول یکی دو دهه گذشته، به جای «تنازع گفتمانی» در عرصه فرهنگی و رسانهها ما به طور جدی با «کنترل گفتمانی» روبرو بودهایم.
کنترل گفتمان و هدایت اذهان عمومی، اساسیترین شیوه تولید سلطه است. این امر یا به منظور مشروعیت بخشیدن و تایید کردن قدرت، یا به دست آوردن موافقت و همراهی گروههای دیگر و یا مقابله با سلطه و قدرت انجام میگیرد. با کنترل عوامل بافتی و گفتمانی میتوان شنوندگان و مخاطبان را به سوی شکل دادن مدلهای ذهنی خاص و پیشبینی پیامهای ایدئولوژیک هدایت کرد. طبیعی است که هر گروهی که بتواند رفتار و فکر گروه دیگر را بیشتر کنترل کند، قدرت جمعی بیشتر دارد. در این زمینه واضحترین و مهمترین مساله دسترسی به تریبونها و منابع ارتباط جمعی است که میتواند بر افکار عمومی تاثیرگذار باشد.
به طور روشن در سالهای گذشته، فضای فرهنگی و رسانهای مشهد در اختیار یک رویکرد گفتمانی بوده است. «گفتمان اصولگرایی» در این حوزه تمام گلوگاهها و مراکز اصلی را در اختیار داشته و جایی برای صداهای دیگر یا رقیب سنتی خود یعنی جناج اصلاحطلب باقی نگذاشته است به همین دلیل در این استان و بخصوص مرکز آن مشهد، چه به لحاظ نهادی و چه به لحاظ انگیزشی فضایی برای «تنازع گفتمانی»، «اختلاف واگرا» و «اختلاف همگرا» باقی نمانده بود و ما شاهد اجرای تمام عیار «کنترل گفتمانی» از سوی جناح بیرقیب در این استان بودیم. خراسان رضوی و مشهد در واقع حیاتخلوت گفتمان اصولگرایی بود و هیچ برنمیتافت که کسی بخواهد این آسایش و آرامش را برهم بزند. به همین دلیل است که در دو دهه اخیر، شاهد یک فضای خاموشِ کنترل شدهیِ رخوتانگیز در این استان بودیم که پویایی و نشاط را از حوزه فرهنگ و رسانه گرفته بود.
اما اکنون که فضا برای مشارکت حداکثری مردم فراهم شد، شاهد این بودیم که مشهد از «کنترل گفتمان اصولگرایی» درآمد. اصولا شعارهایی همچون «ما از مشهد نمیریم مشهد و پس میگیریم» موید همین نکته است که به لحاظ گفتمانی، مشهد از این مساله رنج میبرد و بالاخره توانست از درستترین و مشروعترین راه یعنی مشارکت در انتخابات، از کنترل «گفتمانِ اقلیت پرقدرت» خارج شده و وارد فضایی بازتر شود. حوزهای که هنوز مشخص نیست میخواهد به سوی تنازع برود یا کنترل؟
درواقع اکنون که دیگر نه در حال تنازع آنچنانی هستیم و نه کنترل گفتمانی مشخصی وجود خواهد داشت باید بدانیم در چنین فضایی ما شاهد یک حوزة «گفتمانگونگی» هستیم که شناخت آن بسیار حائز اهمیت است. حوزه گفتمانگونگی، به فضایی خارج از منظومه گفتمانی خاص گفته میشود که همه چیز در آن آماده دریافت معانی بالقوه است. انتخاب یک معنا باعث طرد معناهای دیگر میشود و مفصلبندی جدیدی را شکل میدهد. در فضای گفتمانگونگیست که شرایط هم برای دشمن ی و تشدید دشمنی بین گفتمانهای رقیب فراهم میآید و هم برای دوستی و پیوند بیشتر دوستیها.
طبیعیست که شورای شهر مشهد اکنون در اختیار لیست اصلاحطلبان است. در واقع گفتمان آنها گفتمان اصلاحطلبیست و خواه ناخواه ما به زودی شاهد ایجاد تنازع خواهیم بود. حتی اگر اصلاحطلبان درصدد مقابله نباشند، ما میدانیم که جناح اصولگرا اصولا منطقی تهاجمی دارد و افراد در آن بسیار اهل منازعه هستند. اما میتوان بایک استراتژی معقولانه، سطح چالشها را به حداقل رساند و در حوزه گفتمانگونگی به جای وارد شدن به نزاعهای قدیمی درصدد ساخت معناهای جدید متناسب با شرایط زمانه برآمد.
اولین قدم در این راه این است که مفصل بندی گفتمان اصولگرایی را در سرکوب و خشونت کلامی نسبت به جناح اصلاحطلب شناسایی کرد و هوشمندانه با ان گفتگو نمود.
این جناح همواره با دستاویز قرار دادن عدم رعایت همین عناصر به سرکوب رقیب خود پرداخته است. حتی اگر در بسیاری از موارد خود آنها به این موارد پایبند نبودهاند اما آنها را برای ایجاد خشونت علیه رقیب خود استفاده کرده و میکنند. بنابراین جناح اصلاحطلب باید در این زمینه با هوشمندی وارد گفتگو شود.
مهمترین راه برای خنثی کردن واکنش آن ها در حوزه گفتمانگونگی و خلق معانی جدید که فضای تنازعی را به حداقل برساند، در موارد زیر قابل شناساییست:
پرهیز از رفتار رادیکال و مقابله به مثل با رقیب
رعایت همدلانه و معتقدانه ارزشهای دینی در همه سطوح
توجه به مسائل فرهنگی متناسب با فضای فرهنگی شهر
پرهیز از درافتادن به مسائل سیاسی و دورشدن از مسائل شهری
ارتباط همدلانه با افراد دلسوز و معتدل در جناح رقیب
بهرهگیری از مدیران کارآمد اصولگرای معتدل که تجربه سالها مدیریت شهری داشتهاند
توجه به ادبیاتی همه فهم و صادقانه در بین اقشار مختلف مردم
ایجاد پایگاههای مردمی از طریق شهرداریهای مناطق
فعال سازی شورا یاریهای محلات است
فعالسازی رسانههای حرفهای
ارتباط مستقیم با بدنه مردم از طریق رسانهها و مساجد
شناخت زبان مردم هرمنطقه و درک و همراهی با آن
توجه به حاشیه شهر بخصوص اقلیتهای قومی و مذهبی
توجه به اقشاری از قبیل خانواده شهدا، جانبازان و قاریان قرآن
شناخت نخبگان هر محله از مشهد و ارتباط با آنها از طریق شهرداریهای مناطق (نخبگان از همه اقشار)
توجه به اقتصاد محلی از طریق رابطه با مغازهداران
دکتر حمید تقیآبادی (یامان حکمت)
24
ارسال نظر