يکجانبهگرایی آمریکایی و بحران جهانی
روز جمعه، مصادف با ششم جولای، سالگرد تصویب «قانون اساسی سرنیزه» (Bayonet Constitution) در هاوایی آمریکا در اواخر قرن نوزدهم بود.
به گزارش مشهدفوری، محمد نهاوندیان در وبلاگ خود در خبرآنلاین نوشت:١٣١ سال پیش در چنین روزی، در سال ۱۸۸۷ میلادی ، « کالاکائوا» پادشاه کشور کوچک هاوائی ، با فشار سرنیزه و تهدید ترور از سوی گروه فشاری که توسط امریکائی ها و دیگر خارجیان مقیم هاوائی و مدیران شرکتهای خارجی تولیدکننده شکر ، سازماندهی و مسلح شده بود ، مجبور شد قانون اساسی ای را امضاء کند که به خارجیان امریکائی و اروپائی ، حق رأی می داد ولی برای رأی دادن بومیان هاوائی، محدودیت و شرط ثروت قائل می شد!
متعاقبا نظامیان امریکائی ، با حمایت صریح وزیر امور خارجه وقت امریکا، هرگونه اعتراض بومیان هاوائی به این دخالت آشکار خارجی را سرکوب کردند و چند سالی بعد ، رژیم حکومتی هاوائی را تغییر دادند و بعد هم ، هاوائی را به دلیل اهمیت استراتژیک آن در اقیانوس آرام جنوبی به تصرف ایالات متحده امریکا درآوردند.
امریکائی ها ، حقوقی را که برای خود ، یکصد سال قبل از آن یعنی در سال ۱۷۸۸ ، در قانون اساسی امریکا تصویب کرده بودند، برای مردم جزائر همسایه خود در اقیانوس آرام به رسمیت نشناختند و علیرغم همه لفاظی های بشردوستانه ، برای خود حق اعمال زور و تعیین سرنوشت برای دیگران قائل شدند. این ذهنیت ، نه فقط منافع امریکا را پیش از دیگران ، بلکه حق امریکا را بیش از دیگران می انگاشت.
٨٩ سال پیش ، در سال ۱۹۲۹ میلادی ، کنگره امریکا، « قانون اسموت - هاولی » را تصویب کرد که بر اساس آن ، بالاترین تعرفه های تاریخ امریکا بر واردات کالا از خارج وضع شد.
کشورهای دیگر ، بلافاصله با اقدامات تلافی جویانه ، تعرفه های مشابهی بر کالاهای امریکائی وضع کردند. این تصمیم ، اگرچه در ماههای اول ، نشان از افزایش اشتغال و قراردادهای تولید داشت ، ولی به سرعت، با اقدام تلافی جویانه کشورهای دیگر روبرو شد و به کاهش ۶۱ درصدی صادرات امریکا و سقوط تولید ناخالص داخلی به کمتر از نصف ، ظرف ۴ سال پس از آن انجامید.
امروز هم ، جهان ، بار دیگر ، با موج جدیدی از یکجانبه گرائی عوامانه در سیاستمداران امریکا روبرو شده است. جریانی که ادعا می کند که فقط منافع مردم امریکا را مقدم می شمارد و با حقوق دیگران در ستیز نیست
اما نخستین گامهای این جریان ، مقابله با « توافقنامه جهانی تغییر اقلیم پاریس » ، برهم زدن « موافقتنامه های تجاری منطقه ای» ( از جمله نفتا ) ، وضع تعرفه های سنگین بر واردات فولاد و آلومینیوم و خودرو ، و خروج از «توافق هسته ای چندجانبه با ایران» بوده است که به روشنی ، حقوق مردم دیگر کشورها را زیر پا می گذارد ، به شرایط زیست و محیط کسب و کار جهانی ، آسیب می زند و با راه اندازی جنگ تجاری جهانی ، زمینه رکود جهانی را فراهم می کند که خود تهدیدی برای امنیت جهانی است.
فرق بزرگ زمانه ما با قرن نوزدهم و قرن بیستم ، اما ، در گسترش آگاهی عمومی از حوادث و سیاستها است. فضای مجازی جهانی ، اگر هم عیبی داشته باشد ، این حسن بزرگ را دارد که امکان شفافیت و مطالبه گسترده و سریع مردم را فراهم می کند . ذهنیت های کهنه و فرسوده قرن نوزدهمی، در عصر انفجار اطلاعات ، امکان غلبه کمتری دارند.
انتخابات نوامبر در امریکا نشان خواهد داد که رأی دهندگان امریکائی تا چه حد ، نسبت به این خطر جهانی واقفند. واکنش جدی و صریح امروز دولت ها و ملتها به رویکرد و سیاستهای یکجانبه گرایانه دولت امریکا ، برای جلوگیری از یک فاجعه جهانی ضروری است. آنها که گذشته را می شناسند و آینده را می توانند بینند ، وظیفه بزرگ حضور فعال در صحنه افکار عمومی جهانی ، و هشیار کردن دیگران را به دوش دارند.
24
ارسال نظر