ناگفته هایی که ناطق نوری بعد از 40 سال افشا کرد
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: بعد از حادثه ۸ شهریور، لاجوردی جزوهای برای من آورد که در آن پرونده نخست وزیری را به صورت ریز بررسی کرده و قائل بود بسیاری در این ماجرا موثر بودند.
به گزارش مشهد فوری ، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: بعد از حادثه ۸ شهریور، لاجوردی جزوهای برای من آورد که در آن پرونده نخست وزیری را به صورت ریز بررسی کرده و قائل بود بسیاری در این ماجرا موثر بودند.
تابستان هنوز به نیمه نرسیده بود که وقت مصاحبه را گرفتیم، شنیده بودیم که میخواهد بمناسبت بیستمین سالگرد شهادت «سید اسدالله لاجوردی»[اول شهریور ۱۳۷۷] مطالبی را درباره آن شهید بگوید، او معتقد بود که به آن شهید جفا شده و لازم است حقایق بیشتری درباره لاجوردی گفته شود. حقایقی که شاید بتواند مظلومیت او را بیشتر نشان دهد، مظلومیتی که ناشی از ارائه گزارشهای دروغ برخی سیاسیون دهه ۶۰ بخصوص جناح چپ و افرادی نظیر آیتالله منتظری به امام خمینی(ره) و فضاسازیهای کذب علیه لاجوردی بود.
برای مصاحبه باید به لواسان میرفتیم، «گردنه قوچک» را که پشت سر گذاشتیم و وارد میدان اول لواسان شدیم، تب پرحرارت تابستان فروکش کرد و نسیم خُنکی چهره را نوازش میداد. قرار گفتگوی ما با «حجتالاسلام علیاکبر ناطقنوری» در دفتر کارش در حوزه علمیه امام حسن مجتبی(ع) بود، جایی در کمربندی لواسان؛ محلهای مرفهنشین که پر از ویلاها و عمارتهای مجلل و اعیانی است و چشم هر بینندهای را به خود خیره میکند. از ابتدای خیابان کمربندی که حرکت کردیم، گنبد مسجد تازهساز و بزرگ حوزه علمیه امام حسن مجتبی(ع) قابل مشاهده بود، مسجدی که کمتر از یک هفته قبل از آن در مراسمی افتتاح شد.
طبق همان وعدهای که دفتر او به ما داد، مصاحبه راس ساعت ۱۰ صبح آغاز شد. براساس شناختی که از حجتالاسلام ناطق نوری داشتیم، به گرمی و با خوشرویی از ما استقبال کرد و به سوالاتمان پاسخ داد. در حین مصاحبه دائما از شهید لاجوردی با عنوان "آقا اسدالله" یاد می کرد. گفتگو را از چگونگی ورود «سید اسدالله لاجوردی» به دستگاه قضایی آغاز کردیم، چراکه این ناطق نوری بود که لاجوردی را برای اولین بار بعنوان دادستان پرونده گروهک فرقان به شهید آیتالله بهشتی معرفی کرد.
ناطق نوری در این رابطه گفت: «مسئولیت رسیدگی به پرونده فرقان از سوی آیتالله بهشتی بر دوش من افتاد، به ایشان عرض کردم اگر بنده قرار باشد قاضی این پرونده شوم ، باید دادستان را هم خودم انتخاب کنم» او علت انتخاب لاجوردی بعنوان دادستان این پرونده را اینگونه توضیح میدهد: «من میدانستم مرحوم لاجوردی اهل تحقیق و مطالعه است و از پیش از انقلاب در زندان با جریانهای انحرافی مثل تودهایها و مجاهدین خلق به بحث و مناظره میپرداخته است؛ شما این ویژگیها را اضافه کنید به عنصر شجاعت و صراحتی که او داشت.»
ناطق نوری، شهید لاجوردی را پیشتاز شناخت منافقین میدانست و دلیل آن را بحث و مناظرههای طولانی لاجوردی با گروههای انحرافی همچون منافقین خلق در زندان عنوان میکرد. او در همین زمینه میگوید: «آنها[مجاهدین خلق] بسیار زیرک بودند و اصولاً نفاق یعنی همین! اما آقای لاجوردی به دلیل برخورد تنگاتنگ با مجاهدین خلق، در زندان کمکم به نفاق آنها پی برد»
در ماجرای پرونده فرقان و به گفته ناطق نوری، لاجوردی بسیاری از اعضای این گروهک را محاکمه ایدئولوژیک کرد: «به آقای لاجوردی میگفتم، باید ایدئولوژی فرقان را محاکمه کنیم تا اعضای آن به پوچ بودن اعتقاداتشان پی ببرند، شهادت میدهم آقای لاجوردی واقعا در این امر موفق بود». روش محاکمه فرقانیها و بحثهای اقناعی شهید لاجوردی باعث شد تا بسیاری از اعضای این گروهک توبه کنند اما در عین حال ۱۴ نفر از آنان با حکم ناطق نوری اعدام شدند.
اما داستان توابین تنها مختص گروهک فرقان نبود، چند سال بعد و پس از اقدام مسلحانه سازمان مجاهدین خلق در سال ۶۰ و دستگیری بسیاری از اعضای گروهک منافقین، تعدادی از آنان و همچنین برخی دیگر از اعضای گروهکها مانند سازمان پیکار، از تشکیلات متبوع خود تبری جستند و درواقع توبه کردند.
در این میان شورای عالی قضایی و برخی سیاسیون[عمدتا جناح چپ و آیت الله منتظری] موافق آزادی توابین بودند اما شهید لاجوردی توبه منافقین را تاکتیک مجاهدین خلق برای فرار از زندان میدانست و مخالف آزادی آنها بود؛ به گفته ناطق نوری «آقای لاجوردی قائل بود که این ها منافق هستند و میگفت، یادمان باشد اگر دارند توبه هم می کنند، این توبه سطحی است، می خواهند این کار را بکنند که بروند»
در همین فضا بود که برخی سیاسیون چپ چهرهای خشن و غیرقابل انعطاف از لاجوردی ساخته بودند و گزارشهایی را هم به امام(ره) میدادند. ناطق نوری در همین رابطه میگوید: «مرحوم لاجوردی هم جاذبه داشت و هم دافعه؛ سازشکار نبود، همین باعث دشمن زا بودن برای او میشد، کوتاه نمیآمد و توصیه هم نمیپذیرفت. آقااسدالله قائل بود این ها ساده هستند و من نباید حرف آن ها را گوش کنم. وقتی [آقای منتظری] چیزی میگفت شهید لاجوردی نمیپذیرفت و این دشمنزا بود»
به اعتقاد ناطق نوری گزارشات خلاف برخی سیاسیون درباره لاجوردی عمدتا خطی و سیاسی بود اما درعین حال تاثیری هم در امام(ره) نمیگذاشت: «عدهای نزد امام(ره) می رفتند و علیه او [آقای لاجوردی] مطالبی مطرح میکردند، امام هم یک تذکری به لاجوردی می داد که دقت کنید فلان باشد و آنطور نباشد. اما در عین حال وقتی آقای لاجوردی برای ایشان توضیح می داد امام میپذیرفت، امام آدمی نبود که با کسی تعارف داشته باشد، اگر لاجوردی را قبول نداشت او را عزل می کرد، امام(ره) آدم باهوشی بود»
یکی از مسائل پرچالشی که شهید لاجوردی در دهه ۶۰ با آن دست به گریبان شد، پیگیری ماجرای انفجار دفتر نخست وزیری بود؛ ناطق نوری در همین رابطه به جزوه محرمانهای درخصوص حادثه ۸ شهریور که توسط شهید لاجوردی تهیه شده بود اشاره میکند و میگوید: « بعد از این ماجرا[انفجار دفتر نخست وزیری] لاجوردی یک جزوهای برای من آورد که[در آن] ماجرای پرونده نخست وزیری را به صورت ریز بررسی کرده و قائل بود که بسیاری در این ماجرا موثر بودند و در فراری دادن کشمیری یا اینکه تسامح ورزیدند و بیدقتی و بی توجهی کردند یا اینکه اصلا عامل حادثه بودند»
به اعتقاد ناطق نوری «او[در ماجرای حادثه ۸ شهریور]یک تشخیصی داشت و برداشتش این بود. به هر شکل، تشخیص آقای لاجوردی این بود و حتما دلیلی هم داشته است چون ایشان آدمِ خداترسی بود و حتماً برای خودش حجت داشته است؛ لازم هم نیست بقیه این حجت را بپذیرند»
شهید لاجوردی با فشار برخی اعضای شورای عالی قضائی و آیتالله منتظری در سال ۱۳۶۳ از دادستانی انقلاب کنار رفت و پس از ۵ سال یعنی در سال ۱۳۶۸ به سمت ریاست سازمان زندانها منصوب شد اما همچنان فشارها و گزارشات خلاف علیه او ادامه یافت. ناطق نوری در همین رابطه میگوید: «ایشان آن زمان مسئولِ زندان ها بود و قاضی یا دادستان نبود، پس بهترین فرصت بود که فشار بیاورند، می گفتند ایشان خشن است و چهره خشنی در زندان است. عمده جفایی که به شهید لاجوردی شده از همین ناحیه است»
حجتالاسلام ناطق نوری در این گفتگو مطالب مهمی را در پاسخ به ادعاهای عناصر ضد انقلاب و پسماندههای سازمان منافقین درخصوص اعدامهای سال ۶۷ و همچنین جنایات این سازمان در قبال مردم مطرح کرد که بعدا به درخواست وی بصورت کامل از متن مصاحبه حذف شد.
همچنین بخشی از مباحث گفتگوی یک ساعت و نیم ما با حجتالاسلام ناطق نوری مربوط به ماجرای پرونده نخست وزیری بود که توسط وی حذف شد.
مشروح این گفتگو به شرح زیر است:
تاکنون مطالبی که راجع به شهید لاجوردی به نقل از دوستان و یاران آن شهید منتشر شده خیلی کامل نبوده است. سخن و روایت در مورد این شهید بسیار زیاد است و ابعاد شخصیتی، فکری و به خصوص سیره مبارزاتی ایشان بعد از انقلاب و در جریان مبارزه با گروهک های انحرافی مباحث و گفتگوهای طولانی را میطلبد. ورود شهید لاجوردی به دستگاه قضایی و دادستانی به وسیله شما انجام شده است. شما به عنوان مسئول رسیدگی به پرونده فرقان، شهید لاجوردی را به عنوان دادستان پرونده انتخاب کردید.
اولین سوال اینکه علت انتخاب شهید لاجوردی به عنوان دادستان این پرونده چه بود و شما چه شناختی از آقای لاجوردی داشتید که ایشان را برای این پرونده انتخاب کردید و دومین سوال اینکه موفقیت شهید لاجوردی در پرونده فرقان چه بود که بعداً به عنوان دادستان انتخاب شد؟
در ابتدا بر شهدا، امام شهدا و به خصوص شهید لاجوردی درود میفرستم و یاد و خاطره آن ها را گرامی می دارم. مجدداً از شما تشکر می کنم به خاطر این ابتکارتان برای باز شناساندن شخصیتهای مظلومی مانند شهید لاجوردی. شناخت من از شهید لاجوردی مربوط به قبل از انقلاب و دوران مبارزه است که در کنار سایر دوستان مؤتلفه اسلامی با هم مبارزه می کردیم. یکی از ویژگیهای ایشان که در بین مبارزین معروف بود، این است که در زیر شکنجه ها، آزار و اذیت ساواک بسیار مقاوم بود و بازجوها را واقعاً به ستوه می آورد.
با اینکه شهید لاجوردی یک بازاری و کاسب بود و به تعبیر خودش لچک فروش بود، اما هیچ وقت ادعایی نداشت اما من مطلع بودم و میدانستم کسی اهل تحقیق و مطالعه است و از پیش از انقلاب در زندان با جریانهای انحرافی مثل توده ای ها و مجاهدین خلق به بحث و مناظره میپرداخته، مرحوم لاجوردی است. ایشان از قدرت بیان و حضور ذهن خوبی برخوردار بود. شما این ویژگیها را اضافه کنید به عنصر شجاعت و صراحتی که شهید لاجوردی داشت و از او یک انسان اهل تحقیق، اهل مناظره و مصمم می ساخت.
شما با شهید لاجوردی در زندان هم بند هم بودید؟
خیر؛ با ایشان هم بند نبودم من در سال ۴۶ با دوستان موتلفه اسلامی در بند چهار زندان قصر بودیم. از جمله افرادی که در آن مقطع با ما هم بند بودند، برخی از اعضای نهضت آزادی و سران حزب توده بودند ولی آقای لاجوردی را می شناختم و از همین روی بعد انقلاب توانستیم از توانایی های ایشان استفاده کرده و در ارتباط با پرونده فرقان موفق شویم.
شما در آن زمان چه مسئولیتی داشتید؟
بنده در آن زمان مسئولیت قضایی نداشتم و نماینده امام(ره) در جهاد سازندگی بودم منتها بعد از شهادت آقایان مطهری و قرنی به این نتیجه رسیدیم که می بایست یک کار جدی کرد. بد نیست به شما بگویم که من قبل از انقلاب شناختی از گروه فرقان داشتم. کتاب ها و جزوات فرقان را مطالعه و حتی گاهی در موردش با مرحوم مطهری صحبت می کردم، بعضی از این کتابها را برای ایشان می بردم و روی فرقان و پیدایش یک جریان انحرافی با این سبک، حساسیت داشتم. بعد از شهادت مرحوم مطهری و قرنی حدس زدیم که ریشه ترورها باید از ناحیه همین نوع گروه ها باشد به همین علت با پیگیریهایی که داشتیم، سرنخ هایی را پیدا کردیم و خدا توفیق داد و توانستیم آن ها را دستگیر کنیم.
22
ارسال نظر