گزینه احتمالی اصلاحطلبان برای ریاستجمهوری لو رفت
یک عضو فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی با دفاع از مدیریت لاریجانی در مجلس، گفت: این احتمال را رد نمیکنم که اصلاحطلبان در انتخابات ۱۴۰۰ ناگزیر به حمایت از فردی با ویژگیهای آقای لاریجانی شوند.
به گزارش مشهدفوری، محمود صادقی با دفاع از مدیریت لاریجانی در مجلس و حرفهای و تحسینبرانگیز خواندن آن درباره احتمال حمایت اصلاحطلبان از لاریجانی در انتخابات ریاست جمهوری گفت: این احتمال را رد نمیکنم که اصلاحطلبان در انتخابات ۱۴۰۰ ناگزیر به حمایت از فردی با ویژگیهای آقای لاریجانی شوند.
وی همچنین عملکرد فراکسیون امید را قابل دفاع اما مطلوب ندانست و حتی با انتقاد از نحوه هماهنگیها در صحن مجلس برای رای دادن به طرحها و لوایح به این فراکسیون نمره ۱۲ داد.
این نماینده اصلاح طلب مجلس همچنین با اذعان به این موضوع که اصلاحطلبان از دی ماه جایگاه گذشته را در افکار عمومی ندارند، دلیل آن را احساس تعهد و مسوولیت رهبران اصلاح طلب به ایران، انقلاب و نظام برای جلوگیری از اخلال در امنیت کشور عنوان کرد.
محمود صادقی نماینده تهران و دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها با حضور در خبرگزاری ایسنا به گفتوگو با خبرنگار این رسانه در موضوعاتی همچون پشت پرده پیامکهای تهدیدآمیز به نمایندگان، ارزیابی عملکرد فراکسیون امید، راهاندازی پارلمان اصلاحات، آخرین وضعیت پروندههای قضاییاش و دانشجویان بازداشتی و رابطهاش با سپاه پرداخت. مشروح این گفتوگو را در زیر می خوانید:
قبل و بعد از تصویب لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم (CFT) پیامکهایی بعضا با محتوای تهدید و توهین آمیز به نمایندگان ارسال شد، به نظر شما پشت پرده ارسال این پیامک ها چیست؟
بنده اهمیتی برای این حرکتها قائل نیستم چون خیلی هم بیسابقه نیست و در گذشته هم شاهد این حرکتها بودیم. اما در نگاه کلی تر این گونه اقدامات ابزاری برای تاثیرگذاری بر نمایندگان است؛ اقداماتی که تا حدی در دنیا برای بیان مطالبات استفاده می شود لذا از این بُعد نشاندهنده زنده بودن، پویابودن و در صحنهبودن مردم و داشتن احساس مسئولیت آنهاست که باید استقبال کرد ولی با این پیشفرض که چنین مجالی به همه افراد با دیدگاهها و طیفهای مختلف داده شود نه اینکه تنها یک طیف خاص بتواند نظراتش را ابراز کرده و حتی از آن برای فشار و تهدید آن هم بعضا تهدید جانی استفاده کند.
البته همواره شاهد حضور گروههای مختلف مقابل مجلس برای بیان مطالبات صنفیشان هستیم که معتقدم برگزاری چنین تجمعاتی مقابل مجلس باعث تقویت دموکراسی، مردمی ماندن و مردمی شدن مجلس و در نهایت کمک به حاکمیت می شود به همین دلیل پیشنهاد ایجاد فضایی مقابل مجلس برای بیان خواسته های مردم را دادهایم اما باید این فضا برای بیان مطالبات سیاسی همه طیف ها فراهم شود نه اینکه تنها یک طیف خاص بدون مجوز از مرجعی بتوانند مقابل مجلس تجمع کنند و تجمع هر گروه و فرد دیگری منجر به برخورد پلیس و حتی بازداشت شود. نمونه آن تظاهرات تعدادی از وکلا در میدان بهارستان برای انتقاد از کنوانسیون خزر و یا اعتراض به فرآیند انتخابات و نظارت شورای نگهبان بود که باعث بازداشت آن ها شد.
به هر صوت رویه این دوستان برای بیان نظراتشان مدنی نیست، اعتراضاتی با مضامین اغلب توهینآمیز که از مراکزی سازماندهی میشود. برخی از پیامکها به اندازهای مستهجن و توام با رکیکترین فحشهای ناموسی است که امکان انتشار آنها هم وجود ندارد. لذا این نوع اعتراضات برخاسته از یک بلوغ مدنی نیست و بیشتر جنبه تهدید دارد.
با وجود همه این موارد باز هم معتقدم این اتفاقات مهم نیست و نباید اینقدر برای آن اهمیت قائل شد که تبدیل به دغدغه شده و آن را پیگیری کنیم. به هرحال جریانی است که وجود دارد و باید با این واقعیات کنار آییم.
این صحبتهای شما در حالی است که انگار توهین به مسئولان توسط جریانی خاص تبدیل به رویه شده است که نمونه آن توهین به رییس مجلس، نوه امام (ره) و رییس جمهور در چند سال گذشته است. چقدر می توان رواج بداخلاقی در جامعه را منشاء این تحرکات دانست؟
قطعا اگر افراد در این توهینها مرتکب جرم شده و کارشان عنوان مجرمانه پیدا کند در جای خود قابل پیگیری است همان طور در زمانی که با آقای لاریجانی مُهر پرت کردند پیگیریهای لازم صورت گرفت.
بنده شخصا بنایی برای پیگیری این اتفاقات ندارم، حتی برای برخی از این پیامکها جوابهایی با این مضامین دادهام که «آجرکم الله» و «اجرکم عندالله» چون این کارها را با نیت خالص انجام میدهند.
این پیامکها در گذشته از طریق سامانهای منتشر میشد اما افراد این بار با شمارههای شخصی پیامک ارسال کردند که خیلی از پیششمارهها ۹۱۵ و مربوط به استان خراسان است آنها حتی در مواردی خودشان را اینگونه معرفی میکنند که دانشجوی انقلابی، مادر شهید، ایثارگر و غیره هستند.
برخی از کارشناسان بعد از تصویب لایحه CFT از تاثیر رییس مجلس سخن گفتند، شما چقدر آقای لاریجانی را در این باره و سایر تصمیمات مهم مجلس تاثیرگذار می دانید؟ آیا آقای لاریجانی بانگاهی به انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ این اقدامات را انجام میدهد؟
بنده مشخصا دربارهی روند بررسی لایحه CFT به آقای لاریجانی انتقاد دارم. معتقدم طولانی شدن روند بررسی، رایگیری و تصویب CFT قابل انتقاد است، حتی اگر آن را سوءمدیریت ندانیم یک نوع مسامحه بوده که باعث تصویب این لایحه در وقت اضافه شد.
به نظرم آقای لاریجانی بنابر ملاحظات خاصی که در مورد انتخاب هیأت رییسه داشت بررسی این لایحه را به تاخیر انداخت این گونه که برخی نمایندگان اخطار قانون اساسی میدادند و ایشان با توجه به این سیگنال ها بررسی را به تعویق انداخت و در نهایت حق مجلس را ضایع کرد چرا که اگر لایحه آن زمان به رای گذاشته میشد شاید رای بیشتری میآورد و به موقع در مهلت موردنظر مراحل تصویب نهایی را طی میکرد. با این نگاه معتقدم رییس مجلس در بررسی CFT مماشات و ملاحظه کاری زیادی کرد. شاید میخواست ضمن احترام به آرای مخالف اجازه پخته تر شدن بحثها را دهد تا مجال بررسی بیشتری فراهم شود.
به طور کلی با وجود تمامی انتقادات به آقای لاریجانی مدیریت ایشان را در موارد مختلف تحسین میکنم نمونه مدیریت سطح بالای ایشان در روز حمله تروریستی به مجلس است، با وجودی که در لحظه حمله در مجلس به دلیل جلسهای در بیت حضور نداشت اما خود را بلافاصله به جلسه رساند و تا زمان خروج آخرین نماینده هم در پارلمان ماند.
نمونه دیگر داشتن شرح صدر زیاد در اداره جلسه بررسی لایحه CFT بود، نماینده ای آییننامه را پاره و به سمت او پرتاب کرد اما واکنشی نشان نداد یا اینکه با پذیرش تذکر آقای پژمانفر درمورد قطع سخنان آقای نقوی حسینی عذرخواهی کرد. این یعنی این فرد ظرفیت بسیار بالایی دارد که در آن بحبوحه واکنش مناسب از خود نشان میدهد.
در مجموع به نظرم جدا از پارهای از نقدها، آقای لاریجانی در مدیریت مجلس ضمن اشراف به آییننامه تسلط کافی به فضای صحن داشته و ظرفیت بالا و تحسینبرانگیز دارد، هرچند که معتقدم بعضا برخلاف آیین نامه مداخلههایی هم میکند مثلا در جریان طرح سوالم از وزیر اقتصاد درباره حساب های قوه قضاییه برخلاف آییننامه آن را از دستور خارج کرد که سوال با خروج ایشان از مجلس و در زمان ریاست آقای پزشکیان مطرح شد.
حال اینکه ایشان نگاهی به آینده و انتخابات ریاست جمهوری دارد هم موضوع محتملی است که ممکن است هر شخصیت سیاسی داشته باشد.
این یعنی شما ریاست آقای لاریجانی را بر ریاست آقای عارف ترجیح میدهید؟
بدیهی است که ریاست آقای عارف را ترجیح دهم و از نظر فراکسیونی از کاندیدای خودمان حمایت کنم، اما این به معنای عدم تایید مدیریت خوب آقای لاریجانی نیست. از آن طرف هم اگر مدیریت آقای لاریجانی را تحسین میکنم بدان معنا نیست که اگر رقابت بین او و آقای عارف باشد به آقای لاریجانی رای دهم. حرف بنده آن است که آقای لاریجانی در مدیریت مجلس بسیار حرفهای عمل کرده و تسلط کامل بر آییننامه دارد. همچنین میتواند در لحظات خاص، بحران و تنش تصمیمگیری مناسب و کاملا مدیریت شده داشته باشد کما اینکه نقاط ضعفی هم دارد.
همانطور که شما از نحوه اداره مجلس توسط لاریجانی دفاع میکنید برخی معتقدند که بخشی از فراکسیون امید پشت علی لاریجانی رفته و حتی در انتخابات هیات رییسه سال سوم به او رای دادند آیا چنین موضوعی صحت دارد؟
بنده اطلاعی ندارم که عضوی از فراکسیون امید در انتخابات هیات رییسه به آقای لاریجانی رای داده باشد. البته شائبههایی دربارهی برخی افراد وجود دارد که از صحت آن مطلع نیستم. اما در ارزیابی از انتخابات هیات رییسه مجلس در سال سوم همینقدر کافی که رای آقای عارف در دور اول از آقای لاریجانی بیشتر بود و در دور دوم با اینکه آقای حاجیبابایی کاندیدای فراکسیون ولایی با او ائتلاف و برای او تبلیغ کرد اما آقای عارف ۱۲۴ رای را کسب کرد و حدود ۲۰ رأی با او فاصله داشت، حتی شاهد بودم که افرادی خارج از فراکسیون امید هم به آقای عارف رای دادند. البته شاید هم همه کسانی که ظاهرا عضو فراکسیون امید هستند به آقای عارف رای نداده باشند.
اخیرا برخی از فعالان اصلاحطلب صحبت از حمایت از لاریجانی در انتخابات ۱۴۰۰ داشته و حتی او را فرزند خلف مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی تعبیر کردهاند، چقدر حمایت اصلاح طلبان را از لاریجانی محتمل میدانید؟
فضای سیاسی در ایران بسیار سیال و غیرقابل پیشبینی است. به طوری که کسی یک یا دو هفته مانده به انتخابات ریاست جمهوری فکر نمیکرد کاندیدای اصلاحطلب به نفع روحانی کنار رفته و همه به او رای دهند هرچند که از رای خود هم دل خوشی نداریم. به هرحال شرایط سیاسی به گونهای است که گاهی برای تصمیمگیری به جایی می رسیم که چارهای جز رای دادن به یک فرد را نداریم. اینکه آقای لاریجانی نگاهی به انتخابات ریاست جمهوری داشته باشد موضوع محتملی است؛ از آن طرف این احتمال را رد نمیکنم که اصلاحطلبان در انتخابات ریاست جمهوری ناگزیر به حمایت از فردی با ویژگیهای لاریجانی باشند.
با این پیش فرض بنده این احتمال را رد نمیکنم که در انتخابات ۱۴۰۰ اصلاحطلبان در شرایطی قرار بگیرند که ناگزیر به حمایت از فردی با ویژگیهای لاریجانی شوند. در عین حال با توجه به تجربه نه چندان موفق حمایت اصلاح طلبان از روحانی بویژه در دولت دوم او که باعث تنزل سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان شد راهبرد تعامل با جناح اعتدالی یا اصولگرای میانه نیاز به تامل و دقت نظر بیشتری دارد اصلاح طلبان در حمایت از روحانی تمام سرمایه اجتماعی خود را به میدان آوردند اما روحانی یا نخواست یا نتوانست به این اعتماد پاسخ درخوری دهد.
با این وجود همه چیز به شرایط بستگی دارد، چون در عالم سیاست نمیتوان موضوعات را صفر و صدی مطرح کرد به خصوص از این جهت که اصلاحطلبان همواره با محدودیتهایی مواجهند و باید انعطافپذیری داشته باشند. نمونه آن انتخابات مجلس است که اکثر کاندیداهای اصلاحطلبان حذف شدند. در آن هنگام راهبرد دیگر قهرکردن با صندوقهای رای بود اما ما راهبرد انتظارات حداقلی و مشارکت حداکثری را انتخاب کردیم گرچه نتیجه ایدهآل نبود، اما قابل قبول شد. خروجی مجلس محصول این ترکیب است. هرچند بسیاری از نمایندگان فراکسیون امید توانمندیهای ایدهآل را برای کار پارلمانی ندارند، اما در طول دو سال گذشته در مقاطع مختلف تاثیر خود را گذاشتند که بارزترین آن لوایح مرتبط با مبارزه با پولشویی و طرح ممنوعیت بکارگیری بازنشستگان است که می توان منشاء تحولات شگرفی در بدنه مدیریت کشور شود.
البته به نظر می رسد مجموعه اصلاح طلبان باید برای حرکت آینده از پویایی تحرک و جسارت بیشتری برخوردار شوند و ضرورت دارد راهبردهای خود را به روز کنند به نظرم نکته ای که اخیرا آقای خاتمی در جلسه با شورای هماهنگی اصلاحات مطرح کردند در تدوین راهبردهای جدید باید مورد توجه و تاکید قرار گیرد و آن ضرورت برانگیختن احساس شهروندی در آحاد مردم یعنی احساس ذی حق بودن در برابر حاکمیت و احساس مسئولیت اجتماعی و بدنبال آن تقویت جامعه مدنی است این امر باید به مثابه سنگ بنای توسعه در ایران مورد توجه و تاکید قرار گیرد.
22
ارسال نظر