شناسه خبر: ۵۸۵۵۲
لینک کوتاه کپی شد

مروری بر روایت وحید جلیلی از فضای فرهنگی شهر مشهد

مشکل ما قناسی فضای رسانه ای مان است/مدیریت واحد شهری در مشهد شکل نگرفته/ بایکوت واقعه گوهرشاد در مشهد، یکی از

معاون فرهنگی شهرداری مشهد: وحید جلیلی اظهار داشت: متاسفانه مدیریت واحد شهری در مشهد شکل نگرفته و بسیاری از سازمانها و نهادهای خدماتی بر اساس شرح وظیفه و تعاریف کاریشان مشغول به فعالیت هستند.

مشکل ما قناسی فضای رسانه ای مان است/مدیریت واحد شهری در مشهد شکل نگرفته/ بایکوت واقعه گوهرشاد در مشهد، یکی از

به گزارش سایت مشهد فوری، گفتگو با وحید جلیلی کار ساده‌ای نیست؛ فارغ از نگاه خاص او به حوزه‌های فرهنگ، سیاست و رسانه، شخصیت صریح و انقلابی‌اش که با پشتوانه‌های نظری و تجربی مطلوبی نیز مستحکم شده، نوع خاصی از گفتگو را به آدمی دیکته می‌کند. وحید جلیلی از معدود صاحب‌نظرانی است که همواره به دنبال عملی کردن ایده‌های نظری خود بوده است و خط‌شکنی‌های مفهومی را در عرصه اجرا نیز رخ کشانده است؛ آن هم با مدل ویژه «ناامیدی از مسئولان و دل سپردن به بدنه‌ها و تشکل‌های مردمی معتقد». همین یک شاخصه به‌تنهایی کافی است تا از او چهره‌ای خاص بسازد. گفتگوی ما با وحید جلیلی، در اوایل سال 2017 و در خلال رتق و فتق امور معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد رقم خورد؛ جایگاهی که برای اولین بار، او را وارد عرصه‌های مرسوم مدیریتی کرده و به ظاهر، بر منش و روششان نیز بی‌اثر نبوده است! حضور کم‌رنگ معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد در کلان‌رویداد مشهد2017، در کنار مروری بر تفکرات فرهنگی وحید جلیلی، از محورهای اصلی این گفتگوست.

نکته‌ای که در فضای کلی کشور می‌توان رصد کرد و به نوعی در شهرمان مشهد هم شاهد آن هستیم، تکثر فرهنگی در عین وجود خلأ جدی متولی مشخص برای حوزه فرهنگ است. در نگاه کلان نیز نقشه راه مشخصی برای حوزه فرهنگ کشور ترسیم نشده است. با توجه به تغییرهای پرشتاب ساخت اجتماعی، مدل حاکمیتی کشور و نظام مردمسالار که طبیعتاً جابه‌جایی قدرت را در بخش‌های مختلف به دنبال دارد، آیا می‌توان به ترسیم چنین نقشه راهی که البته ضمانت اجرایی خوبی هم داشته باشد امیدوار بود؟

کیلدواژه‌ای که در صحبت شما بود، تکثر فرهنگی است. نکته مهمی که در این میان وجود دارد این است که این واژه درست تعریف شود؛ مشابه مفهوم جمهوریت. در جمهوریت یک سری اجزای متغیر داریم و یک سری ارکان ثابت؛ جمهوریت چگونه امکان وقوع پیدا می‌کند؟ با اتکای به ارکان ثابت. یعنی یک قانون اساسی وجود دارد و ذیل آن تغییر و تحولاتی ایجاد می‌شود. چرا امکان این تغییر و تحولات به وجود می‌آید؟ چرا کسانی که حتی مخالف روی کار آمدن یک حزب یا یک فرد هستند باز هم در انتخابات شرکت می‌کنند در حالی که می‌دانند شاید کاندیدای خودشان رأی نیاورد؟ چون یک رکنی را قبول دارند. در فرهنگ هم همین‌طور است؛ باید بین تکثر فرهنگی که یک ضرورت است و جمهوری اسلامی هم طرفدار آن است و گسست فرهنگی تفاوت وجود داشته باشد. در کشور ایران رنگین‌کمانی از اقوام ایرانی می‌بینید که در عین اینکه طیف متنوعی را تشکیل می‌دهند، اما یک سری ارکان مشترک را کاملاً حفظ کرده‌اند و به همین دلیل توانسته‌اند تعامل داشته باشند. از یک طرف باید به کثرت در عین وحدت بیندیشیم و از طرف دیگر باید مواظب پدیده‌هایی مثل تهاجم و ولنگاری باشیم تا به جای تکثر به ازهم‌گسیختگی نرسیم. مدیران و نخبگان و افکار عمومی ما باید به شکل شفاف در جریان ابعاد آن باشند تا تکثر را حفظ کنیم.

در راستای همین نکته اگر مصداقی‌تر وارد شویم، می‌توانیم درباره نقش و عملکرد معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری با هدایت شما هم بحث کنیم. در مدت زمانی که شما این مسئولیت را برعهده داشته‌اید، شاهد توجه ویژه به برخی خلأهای فرهنگی شهر بوده‌ایم که به حرکت‌های مطلوب و ماندگاری نیز منجر شده است. اما در همین میانه، به نظر می‌رسد که علاقه‌مندی‌های شخصی و تفکری حضرتعالی، مسیر ویژه‌ای را باز کرده که نتیجه آن، غفلت نسبی از سایر زمینه‌های فرهنگی شهر بوده است. از همین منظر به نظر می‌رسد که نشاط فرهنگی مطلوب در شهر شکل نگرفته و دایره خدمات‌رسانی فرهنگی شهرداری مشهد، تمامی طیف‌های جمعیتی شهر را پوشش نداده است. سؤال و نکته اساسی این است که آیا می‌توان به چارچوب و نقشه راه مشخصی برای حرکت‌های فرهنگی که متضمن رشد متوازن عرصه‌های متکثر فرهنگی ما باشد برسیم؟ چرا که ممکن است در آینده و با جابه‌جایی‌های مرسوم، گروه دیگری، اولویت‌های فرهنگی را به شکل دیگری ترسیم کرده و مسیر خاص خود را در پیش گیرند و با این مدل مدیریت فرهنگی معلوم نیست که به کجا خواهیم رسید.

این بحثی که فرمودید تقریباً جنس طرح مسئله در 20، 25سال اخیر در حوزه فرهنگ کشور بوده که البته من ایرادهای جدی به آن دارم. قبلاً هم به طور تفصیلی با کلیدواژه عدالت رسانه‌ای درباره آن حرف زده‌ام. گفته می‌شود مشهد به خاطر اینکه فلان کنسرت در آن برگزار نمی‌شود پس فضای بسته‌ای دارد و متهم به تحجر می‌شویم. حال سؤال من این است که در طول 80 سالی که از مسئله گوهرشاد گذشت و صدها شهید مظلوم این واقعه فرهنگی که به خاطر یک مطالبه کاملاً فرهنگی به خاک و خون کشیده شدند و هیچ اتفاقی نیفتاد، چرا کسی نگفت فضا بسته است؟ چرا هیچ کس احساس خفقان نداشت و هیچ کس نگفت بایکوت و سانسور وجود دارد؟ چه سیم‌های خاردار نامرئی کشیده شده که یک سری اتفاقاتی که اگر در هر کجای جهان روی داده بود حتماً برایش کارهای مفصل انجام می‌شد، فراموش می‌شود و هزارها میلیارد تومان بودجه‌های فرهنگی خرج می‌شود و حتی به این مسائل نزدیک هم نمی‌شود؟ و بعد هیچ کس صدایش در نمی‌آید که خفقان و بایکوت وجود دارد؛ چندصدایی نیست و... به نظرم ما مشکل عمده‌ای در طرح مسائل فرهنگی داریم. نشاط فرهنگی کلیدواژه بسیار خوبی است که اشاره کردید. من در روز اول تحویل گرفتن معاونت شهرداری همین تعبیر را به کار بردم. بیش از یک میلیون نفر از مشهدی‌ها در حاشیه شهر زندگی می‌کنند؛ چه کسی به نشاط این‌ها فکر می‌کرد؟ چه کسی به فکر تأسیس سالن‌های ورزشی برای این‌ها افتاد؟ این قشر از مردم چون نمایندگانی در حوزه نخبگانی ندارند و دسترسی به رسانه ندارند تا نیازهایشان را بازگو و مطالبه کنند، ممکن است ده‌ها سال بگذرد و هیچ‌کس احساس نکند که یک میلیون نفر در حاشیه شهر مشهد دارند زندگی می‌کنند و این‌ها نشاط ندارند؛ حتی یک توپ فوتبال و زمین ورزشی معمولی هم ندارند. مشکل ما قناسی فضای رسانه‌ای‌مان است که در آن خواسته‌ها و نیازهای بعضی اقشار که ممکن است به‌حق هم باشد، بزرگ‌نمایی می‌شود و ده‌ها بار در رسانه‌های مختلف به زبان‌های گوناگون اکو می‌شود؛ ولی ده‌ها میلیون ایرانی اصلاً امکان این را پیدا نمی‌کنند که نیازهایشان را با رسانه در میان بگذارند. چه رسانه صداوسیمای جمهوری اسلامی و چه سایر رسانه‌های خصوصی و دولت ی، اصلاً این‌ها را بولد نمی‌کنند. من برای رسانه یک معادل قائلم و آن «ضریب» است؛ اینکه رسانه به چه مسائلی ضریب می‌دهد. پس اگر می‌خواهیم درباره نشاط در مشهد حرف بزنیم، بیاییم و اول خود نشاط را تعریف کنیم و به صورت میدانی و براساس آمار واقعی حرف بزنیم. مثال می‌زنم. معتقدم که مشهد، پرنشاط‌ترین شهر کشور در دهه آخر صفر بود؛ آن شور و نشاط کم‌نظیری که در مشهد شکل گرفت و 70هزار مشهدی آمدند و در تجربه‌ای انسانی و معنوی برای خدمت به زوار امام‌رضا(ع) شریک شدند. چرا این را هیچ کس به عنوان مظهر نشاط در شهر نمی‌بیند؟ چرا؟ به خاطر اینکه بعضی فضاهای نخبگانی و رسانه‌ای اجازه نمی‌دهند نشاطی که تعریفی فراتر از شادخواری دارد، به‌عنوان ارزش مطرح شود. باید با آمار مقایسه کنیم و ببینیم آن نشاطی که با دست به دست هم دادن همه تشکل‌ها و نهادها شکل می‌گیرد چقدر در روح و عمق انسانی اثر می‌گذارد. گرچه باید گفت که عزاهای ما هم عزاهای پرنشاطی است. به نظرم باید مقداری گسترده‌تر و با عمق بیشتری به این مسائل نگاه کرد. اگر بخواهیم با ادبیات ژورنالیستی که در دو دهه اخیر راجع به نشاط و شادی و آزادی شکل گرفته صحبت کنیم، نتیجه‌ای بیش از اینکه تا الان به دست آمده نخواهیم گرفت. ما نیاز داریم تعاریفمان را دقیق‌تر کنیم و منصفانه‌تر و نزدیک‌تر به واقعیت جامعه حرکت کنیم.

این یک گزاره عموماً پذیرفته ‌شده است که سیاست‌زدگی در حوزه فرهنگ، آفت بزرگی است که نباید دچارش شویم. گاهی مجموعه شما به گرفتاری در این آسیب، متهم می‌شود. به‌ویژه در حوزه تبلیغات شهری و بهره‌گیری بهینه و عادلانه از بیلبوردها و فضاهای تبلیغی و فرهنگی شهر. آیا به این مسئله قائل هستید و از آن دفاع می‌کنید؟

حتماً سیاست‌زدگی یک آسیب جدی است. بایکوت واقعه گوهرشاد در مشهد، یکی از بارزترین مصادیق سیاست‌زدگی است؛ چون سیاست‌گریزی هم می‌تواند یکی از نمودهای سیاست‌زدگی تلقی شود. اینکه شما بیایید یک سری از واقعیت‌های تاریخ معاصر خودتان را انکار کنید و اجازه ندهید که به برنامه‌های فرهنگی و تئاتر و مجسمه و فیلم و نقاشی‌های شما راه پیدا کنند، این عین سیاست‌زدگی است. چرا این بخش را نمی‌بینید؟ نگاه کنید ببینید کدام بیشتر سیاست‌زدگی است؟ واقعه گوهرشاد نمونه خوبی برای این موضوع است. گاه ما به خاطر علائق سیاسی خودمان که مثلاً دوست نداریم رژیم پهلوی مورد حمله قرار بگیرد یا روی اعتقادات مردم زوم شود؛ یا از ترس اینکه مبادا از این واقعه حماسی عظیم تاریخی به نفع بعضی جریانات سیاسی استفاده بشود، آن را سانسور می‌کنیم. این اوج سیاست‌زدگی است که داشته‌های فرهنگی و تاریخی شهرمان را انکار کنیم تا مبادا آبی به جوی جمهوری اسلامی و انقلاب بریزد. این هم سیاست‌زدگی است و ممکن است آن روشنفکری که خودش مدعی است، متهم به این سیاست‌زدگی باشد. اما ما که نباید مرعوب فضاسازی‌ها و حملات رسانه‌ای آن‌ها شویم؛ ما باید ببینیم واقعیت چیست؟

وجه دیگر سیاست‌زدگی، نگاه به هر فعالیتی از منظر سیاست است. در دهه آخر صفر یک سری بیلبورد با موضوع واقعه عاشورا در مشهد اکران شد. عاشورا جدا از جنبه‌های مذهبی آن، بزرگ‌ترین همایش ملی ماست؛ یعنی ده‌ها میلیون ایرانی در زمان عاشورا در دهه اول محرم در مساجد و خیابان و.... حاضر می‌شوند؛ سنی و شیعه و حتی ارمنی‌ها هم حضور دارند. عده‌ای می‌گویند در چنین مناسبت فراگیر تکرارشونده‌ای، چه کنیم که مبتکرانه باشد؛ می‌آیند با اتکا به آثار هنری فراگیر مثل مختارنامه، که یکی از قوی‌ترین تولیدات تاریخ صداوسیمای ایران است، یک کار هنری انجام می‌دهند. شما ببینید آدم‌های سیاست‌زده چگونه حمله می‌کنند و چه تاویل‌هایی از یک کار ابتکاری هنرمندانه که درباره معارف شیعی و عاشورا انجام شده ارائه می‌کنند و تلاش می‌کنند این کار هنری را رمی به سیاست‌زدگی کنند. اما اینکه آیا در فعالیت‌های فرهنگی ارزشی ما سیاست زدگی داریم؟ باید بگویم حتماً داریم. من مقاله‌ای در مجله نیستان در سال 76 نوشتم که ابتدایش این‌گونه شروع می‌شود: سیاست‌زدگی ما عین غرب‌زدگی ماست. من از روز اولی که به کار فرهنگی ورود پیدا کردم یکی از دغدغه‌هایم همین بود. در آن مقاله، مبانی سیاست‌زدگی را مفصل توضیح دادم و مدعی هستم اگر کسی در این زمینه نکته‌ای دارد بنده آمادگی دارم که ساعت‌ها بنشینیم و گفتگو کنیم؛ چون من به شکل مکتوب و نزدیک به 20سال پیش، مانیفست خودم درباره سیاست‌زدگی را ارائه کرده‌ام. ولی اگر بعضی‌ها انتظار دارند که با دو موج رسانه‌ای و چهار تا فحش سیاسی، مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی را منفعل و وادار به عقب‌نشینی کنند، به آن‌ها می‌گویم بله، خیلی‌ها عقب‌نشینی کردند و می‌کنند. شما صداوسیمای جمهوری اسلامی را ببینید؛ به‌کل تهی از سیاست به معنی درست آن است! در هیچ سریال سیمای جمهوری اسلامی حتی یک پلان از نمازجمعه نمی‌بینید. چرا؟ هر هفته صدها هزار نفر از مردم در نمازجمعه شرکت می‌کنند و تا حالا بیش از 900هزار بار نمازجمعه شکل گرفته است؛ چرا حتی یک قاب نمازجمعه اجازه پیدا نمی‌کند به یکی از صدها سریال ساخته‌شده تا حال راه پیدا بکند؟ به خاطر اینکه هر اتفاق فرهنگی و هر پدیده فرهنگ عمومی که در خودش معنای سیاسی متناسب با مبانی انقلاب و جمهوری اسلامی را داشته باشد، رمی به سیاست‌زدگی می‌شود. یک گام برویم بالاتر؛ ما پیرو امامی هستیم که جمهوری اسلامی و انقلاب ما بر اساس تفکر ایشان که می‌گوید سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست، شکل گرفته است. امر سیاسی و فرهنگی را چگونه می‌خواهیم از هم جدا کنیم؟ حتماً مسئله سیاست‌زدگی را داریم؛ هم در بین نیروهای ارزشی و هم در بین نیروهای غرب‌زده که البته من معتقدم در بین نیروهای روشنفکر این امر بسیار جدی‌تر و عمیق‌تر است. راهکار هم این است که باید نگاه اجتماعی را در بین فعالان فرهنگی تقویت کنیم. یعنی با رویکرد اجتماعی در فعالیت‌های فرهنگی در چهار حوزه مخاطب، مشارکت، رسانه و ظرفیت باید کار شود که ما در مرحله مطالعات و ارزیابی، با دوستانمان این ایده را توسعه داده‌ایم و به اندازه یک کتاب در این زمینه تحقیق و پژوهش انجام داده‌ایم.

جناب آقای جلیلی، شما خودتان اهل رسانه‌اید و می‌دانید که نگاه رسانه‌ها آرمانگرایانه و مطالبه‌گر است. به نظر می‌رسد که برنامه‌های پیش‌بینی‌شده، متناسب با ظرفیت‌ها و جایگاه عالی مشهدالرضا(ع) طراحی نشده است و ویژگی‌های یک برنامه جدی برای کلان‌رویدادی چون پایتختی فرهنگی جهان اسلام در آن‌ها دیده نمی‌شود. همه این مسائل در حالی است که در سابقه‌پژوهی پایتخت‌های فرهنگی موفق جهان اسلام و اروپا، مدیریت‌های شهری و شهرداری‌ها نقش اصلی و کلیدی داشته‌اند.

البته به این نکته توجه داشته باشید که در اروپا، شهردار مانند رئیس‌جمهور است. حالا نمی‌خواهم خیلی وارد این مسائل شوم، ولی الان در مشهد توقع از شهرداری است اما در خیلی از سطوح تصمیم‌گیری، شهرداری کوچک‌ترین نقشی ندارد. مدیریت واحد شهری در مشهد شکل نگرفته و بسیاری از سازمان‌ها و نهادهای خدماتی بر اساس شرح وظیفه و تعاریف کاری‌شان مشغول به فعالیت هستند. در بحث مشهد2017 هم با وجود اینکه شهرداری مشهد آمادگی داشت که در سطح وسیع‌تری پای کار بیاید، اما بر طبق پروتکلی که پیش‌بینی و ساختاری که نهایی شد، بنا شد که در داخل شهر و تحت لوای ستاد شهری به فعالیت بپردازد. البته ما ناامید نیستیم و یک نوع همدلی می‌بینیم و با همگرایی و هم‌افزایی بیشتر می‌توانیم از این فرصت به شکل قابل قبولی بهره‌مند شویم. اما در نگاه آرمانی، به نظرم ما باید از امسال کلید بزنیم کار را. من سال گذشته هم در یکی از جلسات گفتم که «آیسسکو مشهد را جهانی نکرده، خدا مشهد را جهانی کرده». اینکه مرقد یکی از 14معصوم ما در مشهد قرار گرفته، خواست خدا بوده است و این‌گونه نیست که مثلاً از سال 2018 دیگر مشهد پایتخت فرهنگی جهان اسلام نخواهدبود. فرصتی که آیسسکو به ما داده برای این است که این موهبت به ما یادآوری شود.

جناب آقای جلیلی، طی سالیان گذشته قانون نانوشته‌ای در مشهد اعمال می‌شده بر این مبنا که وقتی ما امام‌رضا(ع) را داریم، دیگر معنا ندارد که به شاخصه فرهنگی دیگری بپردازیم؛ با همین نگاه، خانه‌های تاریخی بافت پیرامون حرم به‌راحتی تخریب می‌شود؛ بسیاری از بزرگان ادب و هنر ما به محاق فراموشی سپرده می‌شوند؛ شخصیت‌های بزرگی که در جوار حضرت علی‌بن موسی‌الرضا(ع) مدفون هستند حتی برای خود مشهدی‌ها هم بازشناسانده نمی‌شوند؛ هنرهای بومی و شاخصه‌های فرهنگی مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند و... این مسائل در حالی است که هیچ‌کدام از این شاخصه‌ها با موضوع زیارت و تفکر رضوی زاویه نداشته و با آن هم‌راستا هستند؛ اما برخی مسائل مثل شرایط نامطلوب اجتماعی، انبوه‌سازی و بلندمرتبه‌سازی در اطراف حرم؛ غلبه اقتصاد از نوع نامطلوب آن تا دم درِ ورودی حرم؛ ساخت و سازهای بی‌ضابطه و مشوش شهری و... که هیچ‌کدام تناسبی با فضای معنوی شهر ندارند، بی هیچ مشکلی در حال توسعه و رشد روزافزون هستند و کسی بر آن‌ها خرده نمی‌گیرد. نظر شما در این باره چیست و راهکار تعادل‌بخشی به این فضا را چه می‌دانید؟

ما معتقدیم ائمه معصومین(ع) چتری هستند که همه ارزش‌های انسانی والا، ذیل آن‌ها تعریف دارد. شما به شخصیت مقام معظم رهبری که یک مرجع تقلید و فقیه هستند، دقت کنید؛ اعتنای ایشان به ادبیات فارسی، فردوسی، سینما، علم(حتی از نوع مدرنش) و... مثال‌زدنی است. حال آیا ما می‌توانیم بگوییم که این‌ها نسبتی با نگاه معرفتی دینی ایشان ندارد؟ خیر. اتفاقاً این‌ها در ذیل این نگاه و در طول آن هستند. ما اگر معنای اسلام ناب و ماهیت انقلاب اسلامی را درست بفهمیم، می‌بینیم همه ظرفیت‌های ملی و فرهنگی و تاریخی و معنوی ما ذیل پرچم انقلاب و اسلام ناب، شکوفا خواهد شد.

شما ببینید در همین ده بیست سال گذشته چه کسانی نوک پیکان علم در این کشور بوده‌اند و چه کسانی مرزهای علم را در کشورمان جابه‌جا کرده‌اند؟ از کاظمی آشتیانی که در بیوتکنولوژی ایران را به مرزهای جهان رساند تا مجید شهریاری که در حوزه علوم هسته‌ای جزو برترین‌های جهان بود؛ تا کسانی که در نانوتکنولوژی و هوافضا کارکردند، تقریباً همه‌شان نه‌تنها مومن‌اند که می‌توان گفت حزب‌اللهی‌اند. یعنی آقای مجید شهریاری در رده یکِ دانشمندان هسته‌ای جهان، یک نماز شب خوان و سینه‌زن امام حسین(ع) است؛ کاظمی آشتیانی هم همین‌طور و سایر پیشتازان و پیشگامان این عرصه. یا در عرصه سینما، چه کسانی دارند عالی‌ترین آثار سینمای کشور را می‌سازند؟ بخش بزرگی از این‌ها نیروهای حزب‌اللهی هستند؛ از آقای حاتمی‌کیا بگیرید تا همین آقای طالبی که واقعاً «یتیم‌خانه ایران» را در تراز جهانی ساخته است. پس اگر ما از نگاه دینی و هویتی صحبت می‌کنیم، این هویت در همه وجوه ما را رشد خواهد داد. نمونه جامعش همین خواجه نصیرالدین طوسی است که هم عالم دین است و هم جامع علوم فیزیک و نجوم و ریاضی. تمدن اسلامی چنین تمدن همه‌جانبه‌ای است. یا مثلاً فردوسی، حتماً ذیل حکمت شیعی تعریف می‌شود. بزرگان از دین ما به فردوسی ارادت داشتند. حتی برخی از مراجع سنتی ما مانند آیت‌الله اراکی دم‌به دم اشعار فردوسی را زمزمه می‌کردند. یا از اساتید خودمان مثل آیت‌الله مصطفوی ارادت ویژه‌ای به فردوسی داشت و ما را مواخذه می‌کرد که فردوسی می‌خوانید یا نه؟ پس نمی‌توان در این بین تضادی ترسیم کرد. ما هم به‌زودی یکی از بزرگ‌ترین مجسمه‌های کشور را در مشهد رونمایی خواهیم کرد که در آن یکی از اسطوره‌های شاهنامه بازنمایی شده است.

* گزیده ای از گفتگوی مفصل وحید جلیلی با فصلنامه رصدد 33 روزنامه خراسان

22

ارسال نظر