روحانیای که در بولینگ ششم جهان شد!
در خیابان هاشمیۀ مشهد روحانیای زندگی میکند که در کنار همه فعالیتهای فرهنگی و مذهبیاش، به طور حرفهای ورزش بولینگ را دنبال میکند
وقتی مشهدفوری مطلع شد که پیشنماز مسجدی در هاشمیه هست که ورزش مورد علاقهاش بولینگ است به سراغش رفت تا از او بیتر بداند و پای صحبتهای این روحانی متفاوت بنشیند.
حاجآقای سلطانی، 35 سال سن دارد و با اینکه متولد پاسارگاد شیراز است سالها ست ساکن مشهد است.
او در سال 1374 وقتی سیزدهساله بود برای تحصیلات دینی عازم مشهد شد و از سال 1378 در مدرسه حاج آقای موسوینژاد میرود و همزمان در مدرسه آیتا... خویی در خیابان آیتا... بهجت حجره میگیرد، رسائل را از حسینی سیستـــانی میآموزد و خارج فقه و اصول را پای درس آیتا... رضازاده و مرحوم آیتا... فلسفی مینشیند. او برای آموختن عقاید، در محضر آیتا... سیدان بزرگ زانوی شاگردی به زمین میزند. و حالا هم که صاحب خانواده شده است هنوز از تحصیل علم دست نکشیده است.
حجتالاسلام سلطانی در 1383 ازدواج کرد و آن شب هم همراه پسر 12سالهاش به باشگاه بولینگ آمده بود. اما ما او را ظهر هم در کسوت امامت جماعت مسجد جوادالائمه (ع) دیده بودیم و پای وعظش نشسته بودیم برای همین به اندازه کسانی که در باشگاه بودند از حضورش متعجب نشدیم. او که ورزش را سفارش پیامیبر اکرم(ص) میداند و مایه نشاط و شادی و در نتیجه پیشگیری از فساد و خمودگی در جامعه از زبان مقام معظم رهبری هم نقل میکند که ورزش از اثبابهای تفریح است که در کنار تحصیل و تهذیب جوان را میسازد.
چگونه وارد بولینگ شدم
وقتی از او درباره چگونگی ورودش به ورزش بولینگ میپرسیم، میگوید: من در سال 1393 به پیشنهاد مدیران مجموعه کوهسر قبول کردم بهعنوان مسئول امور فرهنگی این مجموعه فعالیت کنم. در جریان همین فعالیت بود که به سالنهای ورزشی این مجموعه آمدوشد پیدا کردم و با بولینگ و بیلیارد آشنا شدم. بعد از آن به طور حرفهای به تمرین بولینگ پرداختم و در سال 1394موفق شدم نائبقهرمانی استان را کسب کنم و در نتیجه همین ماجرا به تیم ملی دعوت شدم، در رنکینگ ملی رتبه سوم هم دارم. البته سال به سال متفاوت میشود. علاوه بر این در رنکینگ جهانی که در نتیجه مسابقات باشگاهی اعلام میشود، سال 93 ششم جهان شدم.
حرمت لباس با ورزش نمیشکند
ا ز سلطانی درباره نظر دیگر روحانیون درباره این ورزش میپرسیم که جواب میدهد: ببینید! بولینگ و بیلیارد در کشور ما جزو بازیهای لوکس به حساب میآیند که مشتریهای خاصی دارند و بیشتر از طبقه برخوردار جامعه. اساسا نوع آدمهایی که این دو بازی را انجام میدهند کمی متفاوت از بافت اصلی جامعه است.
بسیاری از جمله قشر روحانی و مذهبیتر جامعه ما ممکن است حتی یک بار هم در طول عمرشان به وسایل این دو بازی دست نزده باشند؛ دلیلش هم این است که در دوره پهلوی این بازی بیشتر برای قمار و شرطبندی استفاده میشد، اما با پیروزی انقلاب این بازیها هم کاربردش تغییر کرد و الان دیگر جزو ورزشهای رسمی کشور شده و فدراسیون دارند.

از او میپرسیم هملباسهایش چگونه با این مسئله برخورد کردهاند که میگوید: برخوردها متفاوت است، عدهای موضع مخالف میگیرند و عدهای هم نه. اما واقعیت این است که این ورزش و خیلی ورزشهای دیگر وارد کشور شدهاند و حالا دیگر نتنها کاربرد تفریحی دارند و دیگر نمیشود بهراحتی آنها را حذف کرد. باید تکلیف را مشخص کنیم که کدام طرف هستیم. من تصمیم گرفتهام به این ورزش وارد شوم ؛ چرا که میدیدم چه حجمی از جوانان در این فضا هستند که با کمترین زحمتی جذب میشوند. در خیلی امور دیگر هم چنین است.
من و هملباسهایم باید برویم دنبال ملت، به ویژه جوانها و با آنها ارتباط بگیریم. بولینگ و بیلیارد یکی از عرصههای بکر است. این دو ورزش اشکال شرعی ندارد، حرمت لباس هم شکسته نمیشود، جوانها هم آمادهاند جذب شوند، پس مشکل کجاست؟ مشکل از خود ماست! نمیدانیم حرمت لباس چگونه شکسته میشود. حرمت لباس وقتی شکسته میشود که با کار و عمل ما مردم از دین دور شوند.همانطور که الان هستند.
سه آلمانی شهادتین گفتند
حاج آقای سلطانی بعد از ورود به تیم ملی به کشورهای مختلف سفر کرده است و همزمان در هر محفلی که توانسته مردم را به اسلام و انقلاب دعوت کرده است.
یکی از همین سفرهایش به آلمان بوده است که خودش درباره آن میگوید: در سفر اشتوتگارت، توسط یکی از دوستان که استاد دانشگاه بود به کنفرانسی دعوت شدم و درباره اسلامهراسی و ایرانهراسی سخنرانی کردم.
چند نفر از مخاطبان آن برنامه بعد از سخنرانی من آمدند پیشم و ضمن تعریف کردن از سخنرانی گفتند، با دیدن شما ما به یاد امام خمینی افتادیم. منظورشان لباسهای من بود. خیلی از اروپاییها هنوز هم وقتی یک روحانی با لباس میبینند یاد امام خمینی میافتند.
خلاصه، از من خواستند که منابعی برای مطالعه درباره اسلام به آنها معرفی کنم. بعد از آن هم با هم در ارتباط بودیم تا اینکه همین اواخر در سفری به مشهد، سه نفرشان به زیارت امام رضا (ع) آمدند،
مسیر رو به پیشرفت است
سلطانی ادامه میدهد: مسیر انقلاب به سمت هدفی که حضرت امام و رهبر معظم انقلاب تعیین کردهاند روبه پیشرفت است. البته مشکلاتی هم داریم، ولی مردم باید یادشان باشد و یاد بگیرند که همه را به یک چوب نرانند. اگر یک نفر از مجموعهای چه روحانیت، چه پزشکان، چه معلمان و... دستش کج بود، نباید به پای همه نوشته شود. بگوییم این یک نفر مشکل دارد، نه همه مجموعه.
بولینگ بازی کردن سخت است؟
بازگشتیم به باشگاه و از ورزش پرسیدیم و توپ و آدمکهایی که با هم سر جنگ دارند، او گفت:همه ورزشها نیاز به تمرین و ممارست دارد؛ بولینگ هم همینطور. اگر تمرین کنید خیلی هم سخت نیست. به آن آدمکها میگویند پین. بله، حتی کفش هم در بولینگ، کفش مخصوصی است که باید راحت سر بخورد و البته تعادل شما را بههم نزند. میز، دروازه و چند ابزار دیگر هم دارد که هرکدام اسم مخصوصی دارد.
او همچنین از اصطلاحات تخصصی ورزش گفت:«استراک» بهترین ضربه در بولینگ است که همه پینها را میاندازد؛ ضربهای هم که نتواند همه را بیندازد اسمش «اسپر» است. بعضی وقتها همه بازیکنها یا اکثرشان استراک میکنند، به خاطر همین هر مسابقه بولینگ 10 دور ضربه است و امتیاز نهایی هم 300 است. هرکس بتواند بهترین نتیجه را بگیرد و در این 10 ضربه نزدیکترین امتیاز به 300 را از آن خود کند، برنده است.
با تعجب مردم چه میکنید؟
ما که هنوز هم نگاههای متعجب را میدیدیم از او درباره واکنشهای جالب مردم از او پرسیدیم و او گفت: شاید به یادماندنیترینها واکنش بچههای تیم ملی بود که خبر حضور من را شنیده بودند و باور نمیکردند اما بعد از اینکه همدیگر را دیدیم، کلی ذوقزده شده بودند که یک فرد معمم بولینگ بازی کند؛ اما به تدریج این تازگی از بین رفت و الان خیلی ارتباطات خوبی داریم.
برایش آروزی موفقیت کردیم و شاهد رقابتش با بولینگ بازان حاضر در مجموعه شدیم لحظاتی که نگاههای سنگین جای خود را به دوستی و حتی کُری خوانیهای دوستانه میداد وای که چه حس خوبی دارد دیدن این دوستیهای صمیمانه.
مشاهده ویدنو در لینک زیر
روحانیای که بولینگ بازی میکند
24
ارسال نظر