چند پیشنهاد یک فعال فرهنگی برای مصوبه نامگذاری خیابانی به نام اخوان ثالث در مشهد
خیابان اخوان، کوچه آخر شاهنامه
نیمه مهر ماه شورای شهر مشهد تصویب کرد خیابانی به نام اخوان در مشهد نامگذاری شود. اما چطور میتوان این مصوبه را که مورد تحسین اهالی فرهنگ خراسان هم قرار گرفته به نحو احسن اجرا کرد؟
مسعود نبیدوست، خبرنگار و فعال حوزه فرهنگ در یادداشتی برای مشهد فوری ضمن مرور پیشینه نامگذاری خیابانهای مشهد چند پیشنهاد مطرح کرده است.
اواخر شهریورماه بود که تصویر طرح پیشنهادی شورای شهر برای نامگذاری خیابانی به نام زندهیاد مهدی اخوان ثالث از اینستاگرام تعدادی از اعضای شورا سردرآورد؛ طرحی که به امضای تعدادی از اعضا رسیده و بهموجب آن، شهردای موظف شده بود ظرف مدت یک ماه لایحه مربوط به این نامگذاری را به شورا ارسال کند؛ اتفاقی که هر چند در همان ابتدا مورد تحسین تعدادی از اهالی فرهنگ قرار گرفت، اما به زعم نگارنده این یادداشت پس از اجرایی شدن به سرنوشتی دچار شد که دستکم از اعضای این دوره شورای شهر انتظار نمیرفت. صدالبته بیان اینکه «چه توقعی از این مصوبه میرفت؟» نیاز به توضیحاتی درباره پیشینه نامگذاریها در شهر مشهد است.
سایت شورای اسلامی شهر مشهد آرشیوی دارد از فهرست همه طرحها، لوایح و مصوبات ادوار این شورا؛ فهرستی که هر چند مفصل بودن آن موجب میشود کمتر مورد رجوع قرار گیرد، اما تورق هر چند اجمالی آن حاوی نکاتی است که نمیتوان ساده از کنارش گذشت. در میان همین مصوبات هم فراوان است تصمیمات اعضای ادوار شورای شهر درباره نامگذاری معابر فرعی و اصلی، تقاطعها، میادین، پارکها و ...؛ تصمیماتی که از سال ۷۸ تا به امروز یکی از وجوه هویتی اماکن این شهر را چه مثبت و چه منفی تحت تاثیر قرار داده است
قدیمیترینِ این مصوبات شاید به خرداد ۷۸ درباره تغییر خیابان گلچهره شمالی و جنوبی به نام استاد سید جلالالدین آشتیانی برگردد؛ مصوبهای که به گواه همان آرشیو تا قبل از شورای پنجم کمتر تکرار شده تا همچنان نام چهرههای بومی فرهنگ، هنر و ورزش مشهد کمتر بر پیکره شهر به چشم بیایند.
شورای نامگذاری معابر مشهد از آن دست شوراهایی است که هر چند خیلی در معرض دید نیست، اما به گواه همان آرشیو سایت شورا از همان سال 78 تا به امروز دستکم هزاران نام کوچه، خیابان، میدان و بوستان را در این شهر تغییر داده است. در همین شوراست که یکی در میان اسامی پارکها به زنبق و لاله و گلایل نامگذاری شدهاند تا لابهلای آنها بوستان «آماج و کماج» که بازمانده یکی از قدیمیترین قبرستانهای تاریخی مشهد است، به نام یکی از همین گلها خوانده شده و طبعا پیشینه آن به فراموشی سپرده شود. در همین شورا خیابان «آموزگار» به «آموزگار شهید رجایی» تغییر کرد تا مشهد سه خیابان به نام «شهید رجایی» داشته باشد و شورا دوباره تصمیم بگیرد که یکی از این «شهید رجایی»ها را به «آیتا... خزعلی» تغییر دهد! مصوبه تغییر نام خیابان نزدیک به کنسولگری عربستان به نام «شیخ نمر» از مصوبات همین شورا بود و همینطور نامگذاری «میدان امربهمعروف و نهیازمنکر» که شورای چهارم راضی نشد به تنهایی «میدان امربهمعروف» خوانده شود. صد البته در همین شورا بود که درباره تغییر نام بلوار وکیلآباد به «بلوار صاحبالزمان(عج)» و تغییر میدان 15خرداد یا همان فلکه ضد به «میدان پنجتن» بحث شده بود!
شورای پنجم اما از همان روزهای آغازین شروع به کار، دستکم در این حوزه رویکرد جدیدی را اتخاذ کرد؛ رویکردی شبیه آنچه در سال 78 درباره خیابان علامه آشتیانی اتفاق افتاد؛ نامگذاری معابر و میادین به نام بزرگان مشهدی حوزه فرهنگ، هنر و ورزش. در این میان اما یک مورد استثنا هم وجود داشت؛ نامگذاری بلوار میثاق به نام آیتا... هاشمی رفسنجانی. این یک مورد را که قلم بگیریم، شورای پنجم با نامگذاری معابر دکتر محمدجعفر یاحقی و استاد فرامرز شکرخواه و همچنین میدان پهلوان احمد وفادار نشان داد فراتر از رویکردهای سیاسی، نگاهی جدی به حوزه فرهنگ دارد؛ نگاهی که میتوانست امیدها به نامگذاری معابر به نامهایی همچون مهدی اخوان ثالث، محمد قهرمان، احمد کمالپور، ذبیحالله صاحبکار، محمدرضا شجریان، محمود مهدوی دامغانی، حسنعلی مروارید، میرزا جواد تهرانی و ... را زنده کند.
شاید تا همین یک ماه پیش، در میان همه میادین و معابر شهر مشهد جای هیچ اسمی همچون اسم مهدی اخوان ثالث خالی نبود؛ بزرگترین شاعر معاصر خراسان که سهم او در تمام شهر سنگ مزاری کوچک بود و سردیسی که شباهت اندکی با او دارد. شورای پنجم اما در پی رفع این نقیصه برآمد و خیابان حدفاصل میدان جانباز تا چهارراه گلریز را به نام خیابان اخوان نامگذاری کرد؛ نامگذاریای که امید میرود صرفا یک حرکت نمایشی و از سر باز کردن یک مطالبه فرهنگی نباشد. اما چرا نویسنده این یادداشت از این موضوع نگران است؟
شاید اولین نکتهای که نامگذاری معابر را ارزشمند کرده و زمینه هویت بخشی آن را فراهم میکند، نزدیک بودن محل نامگذاری به محلی از شهر است که ارتباطی به صاحب نام داشته باشد، مانند خیابان مولوی که به کوچه محل زندگی مرحوم عبدالحمید مولوی اطلاق شده یا کوچه کاشف که محل زندگی مرحوم کاشفالملک است. از این نظر شاید بهتر بود جایی از محله سراب برای این نامگذاری انتخاب میشد؛ جایی که هم خانه خاندان اخوان در آن قرار داشته و هم هنوز حجره عطاری آقعلی عطار، پدر زندهیاد اخوان ثالث در آن وجود دارد. این در حالی است که مطالب مطرح شده از سوی اعضای شورا بیشتر به نزدیکی این خیابان به خیابانهای فردوسی و خیام اشاره داشته و آن را به نوعی عمل دوباره به وصیت اخوان تعبیر کردهاند! بهعلاوه اینکه در صحبتهای رئیس کمیسیون فرهنگی ادعا شده که این تصمیم در پی مشورت با «اساتید دانشگاه، نخبگان، صاحبنظران شهری، مشهدشناسان و افراد نزدیک به این شاعر» گرفته شده؛ افرادی که طبق معمول اسم خاصی ندارند.
در ثانی قطعا آنچه میتواند نام اخوان را در شهرش زنده کند، گذاشتن نام او بر یکی از خیابانهای مورد توجه است، خیابانی که به معابر متعددی مرتبط باشد و در نتیجه نام آن در آدرسهای مختلفی نقل شود، نه خیابانی که نقطهای کورکه دو سوی آن با همجواری با بناهای درشت دانهای همچون هتل هما، مشهد مال، روزنامه قدس و ... جز از یک سو به معبر مهمی راه ندارد، چنان که پیش از این هم نام قدیمی آن در ذهن هیچکدام از مشهدیها نبوده است. به علاوه این تصمیم زمانی ارزشمند میشد که ایده خلاقانه و جدیدی در آن به چشم میآمد. چنان که میشد کوچههای «خیابان اخوان» را به نام اشعار او نام نهاد و در ابتدای هر کوچهای نیز همان شعر را در سنگنوشتهای قرار داد. اینطور بود که از فردا آدرسهای خوشترکیبی به شهر اضافه میشد، آدرسهایی همچون «خیابان اخوان، کوچه میراث»، «خیابان اخوان، کوچه خطبه اردیبهشت»، «خیابان اخوان، کوچه زمستان» و ... .
26
ارسال نظر