«بیحسی موضعی» نبردی برای اثبات هیچ
یکی از چالشهای اساسی فیلم بیحسی موضعی، فیلمنامه است و از ابتدای امر تکلیف نویسنده با خود اثر مشخص نیست، فیلم نه مسئلهای را شرح میدهد نه پیامی دارد، تنها روایتی مضحک از یک شب زندگی افرادی با حالات روحی عجیب در کنار یکدیگر است.
حمیده رمضانی_به گزارش مشهد فوری ، در دنیای فیلم بیحسی موضعی که در سال ۹۷ توسط حسین مهکام ساخته شد همه چیز از نوع پوشش تا برخوردها، خوردن شیر ترش شده و حتی اکران شهری، عجیب است. کارگردان با تمامی این عجایب قصد داشته فیلم خود را به ابزورد نزدیک کند اما این تلاش کاملا شکست خورده است.
دختری با اختلال شخصیتی دو قطبی و برادری که از قضا او هم رفتارهای روانی موجهی ندارد، اینها نیز بخشی دیگر از دنیای عجیب این فیلم را تشکیل میدهند، که باران کوثری، حبیب رضایی، پارسا پیروزفر، حسن معجونی و سهیل مستجابیان ایفاگر نقشهای آن هستند. شاید کارگردان با خلق چنین دنیایی قصد بیان عجیب بودن دنیا از دید یک شخصیت دارای بیماری روانی را دارد؛ مسئلهای که ممکن است در آن کمی موفق بوده باشد.
شخصیت پردازیها با توجه به محتوای فیلم مناسب است اما بازیگری باران کوثری و حبیب رضایی در درجه بالاتری از پارسا پیروزفر قرار دارد. استفاده از یک بازیگر در دو نقش یکی از نکات منفی فیلم است که تنها توجیه متبادر شده به ذهن برای این مسئله، مدارای کارگردان درخصوص دستمزد بازیگران و هزینه فیلم است. در این سکانس از فیلم، کارگردان و بازیگران به حکم او، قصد همراه کردن مخاطب با اثر را دارند اما موفق نیستند چرا که در لحظه اول برای مخاطب دلزدگی ایجاد میکند و این اشاره بازیگران به شباهت بین دوکارکتر است که کمی از تلخی ماجرا میکاهد.
حسن معجونی هم بازی خوبی ارائه میکند اما پارسا پیروزفر در حد یک تیپ هم ظاهر نشده است.
یکی از چالشهای اساسی فیلم، فیلمنامه است و از ابتدای امر تکلیف نویسنده با خود اثر مشخص نیست، فیلم نه مسئلهای را شرح میدهد نه پیامی دارد، تنها روایتی مضحک از یک شب زندگی افرادی با حالات روحی عجیب در کنار یکدیگر است که اگر قصد نزدیکی به ابزورد را داشت باید طنزی تلخگونه مینمود نه فیلمی که بدون محتواست و به واقع در دفاع از خود چیزی در چنته ندارد.
درگیریهای شخصیت اصلی فیلم یعنی باران کوثری به واسطه بازی قوی او مخاطب را همراه، و با حالات روحیاش درگیر میکند به طوری که میتوان وجود چنین شخصیتی را احساس کرد.
افراد و اسامی مختلفی که در فیلم با شخصیتهای اصلی همراه هستند به اصل ماجرای فیلم کمکی نمیکند و تنها برای پر کردن صحنه به حضور آنها نیاز بوده است.
اختلال روانی دو قطبی شاید آنقدر ماجرای بزرگی است که این فیلم از پس بیان آن برنیامد و نه تنها نتوانست این بیماری روانی که ممکن است افراد بسیاری با آن دست به گریبان باشند را به مخاطب بشناساند بلکه حتی در بیان گوشهای از آن هم الکن ماند.
از این موارد که گذر کنیم کارگردان با استفاده از شخصیتی که تا پایان فیلم متوجه نمیشویم او چه کاره است و اگر ماشین تایپش نباشد هیچ شباهتی به نویسندهها ندارد و همچنین همراه کردن یک نوازنده که فقط آمده تا به فیلم صدا اضافه کند، و علاوه بر این استفاده از سیگار برای کاراکترها، قصد روشنفکرتر جلوه دادن شخصیتهای فیلمش را دارد.
حتی تغییر اسامی از مریم به ماری یا از سوسن به سوزی، نمونه دیگری از تفکر روشنفکرمآبانه کارکترهاست.
ارتباطات بیپرده میان شخصیت زن و چند مرد دیگر فیلم به گونهای است که اگر دیالوگها را حذف کنیم اصلا مشخص نیست کدام یک همسر، برادر و کدام یک آشنا و غریبهاند.
با اینکه فیلم محتوا ندارد اما در اکران آنلاین توانست بفروشد و حالا چند روزی است که وارد شبکه نمایش خانگی شده است.
منبع: مشهد فوری
316
ارسال نظر