شناسه خبر: ۱۵۳۱۸۷
لینک کوتاه کپی شد

دیدن این فیلم جرم است؟ نه!

فیلم در ژستِ سیاسی و تظاهر به تندی در انتقاد به رویکردها برمی‌خیزد، اما نشان نمی‌دهد و در حد یک مقاله‌ی تند ژورنالیستی باقی می‌ماند. چرا که برای شکل‌گیریِ محتوا در فیلم، باید به حداقل‌های فرم رسید.‌

دیدن این فیلم جرم است؟ نه!

محسن تقی‌زاده، مشهد فوری | دیدن این فیلم جرم است؟ نه به نظر من.‌

فیلم در ژستِ سیاسی و تظاهر به تندی در انتقاد به رویکردها برمی‌خیزد، اما نشان نمی‌دهد و در حد یک مقاله‌ تند ژورنالیستی باقی می‌ماند. چرا که برای شکل‌گیری محتوا در فیلم، باید به حداقل‌های فرم رسید.‌

فیلم از یک کنش شخصی، به یک واکنش بد مثلا سیاسی می‌رسد. واکنشی که منجر به یک آنارشیسم افسارگسیخته‌ می‌شود. فیلم تکلیفش را با خودش معلوم نمی‌کند، سیاسی است یا ملودرام؟ اگر سیاسی است چرا کُنش‌ کاراکترها، منجر به واکنش اجتماعی نمی‌شود؟ چرا جامعه را وادار به حرکت نمی‌کند؟ وقتی روند فیلم جوری پیش می‌رود که ما منتظر خنک شدن دل‌مان با یک سیلی از طرف شخصیت‌ سیاسی فیلم به مجرمِ تبعه انگلیسی می‌شویم، یعنی ما بیشتر از این که با فیلم مواجه باشیم، با جَدَل و کَل کَل سیاسی طرفیم. در سکانس آخر هم، ظاهرا باید خدا را شکر کنیم که سردارِ فیلم، مثلاً دست مجرم را فشار داد‌.

آرمانگرایی در سینما، شخصیت را نمی‌سازد، بلکه شخصیت است که به آرمان و آرمانگرایی معنا می‌دهد. کُنش‌ها و واکنش‌های قهرمان فیلم که از قضا معلم تاریخ است، چقدر آرمانگرایانه است؟، چقدر واکنش یک مرد در برابر دفاع از زنش؟، چقدر واکنشِ یک شخصیتِ آرمانگرا است در برابر بی‌قانونی؟

از آنجا که شخصیت کاراکترها و بخصوص کاراکترِ اصلی، درست شکل نگرفته، فیلم داد می‌زند که شعارها، شعارِ فیلمسازش است نه شعار کاراکتر‌هاش.‌

مرزِ از مضمون به محتوا رسیدن در سینما همین جاست، این که نقد و شعار فیلم، نقد و شعار شخصیت‌ها و فضای فیلم باشد، نه شعار فیلمساز.

دیدن این فیلم جرم است، چون کارگردان، خودش و حرف‌هاش را چپانده در کاراکترِ امیر، اما خودِ امیر را نتوانسته بسازد. فضا را هم نتوانسته درست خلق کند.‌

ابتدای فیلم، یک جایی مردِ هَتاک می‌گوید «مملکت دست شماست و...» اما در ادامه فیلم، با دیدنِ آن همه آنارشی و رفتارهای جنون‌آمیزِ امیر، نه تنها در چهره‌اش ترس نمی‌اندازد بلکه مدام همه را به ترس می‌اندازد. عقل مگر حکم نمی‌کند از سربازی که مجنونانه بر فرمانده‌اش اسلحه کشیده، باید ترسید؟ اما آن تبعه نه تنها نمی‌ترسد بلکه شبیه فاتحان قدم بر می‌دارد...‌

فیلم پر از تضاد و ضعف‌ در شخصیت و فضا پردازی است. داستان هم آنقدر پیرنگ و منطق روایی قوی ندارد که جنونِ امیر را، بیشتر از یک کتک کاری توجیه کند. برای همین قهرمانِ فیلم مدام می‌گوید: نمی‌دانم...‌

از حرف و دغدغه این فیلم دفاع می‌کنم اما نه در ساحت فیلم.

منبع: مشهد فوری

316

ارسال نظر