ابلق؛ سفید با لکههای سیاه یا سیاه با لکههای سفید؟
محسن تقیزاده، فعال رسانه
به گزارش مشهد فوری ، متن پیشرو یادداشت محسن تقیزاده، فعال رسانه بر فیلم سینمایی «ابلق» به کارگردانی نرگس آبیار است:
ابلق، مثل نامش سیاه و سفید را با هم در آمیخته، بی آن که مشخص کند جهان قصهاش، سفید است با لکههای سیاه، یا سیاه است با لکههای سفید.
ما از ابتدا با لرزش و حرکت پرتکان دوربین، میفهمیم با فیلمی ناآرام طرفیم و در انتظار بهم ریختن آرامش در جهانِ شلختهی فیلم مضطرب میمانیم.
ابلق، با لانگشاتها، حرفهای سیاسیاش را میزند، با جولان موشها، زبان لال دخترک و آینه شکسته، نمادین سخن میگوید و با پرتره و نمای بسته از شخصیتها، ما را در غم و شرارت و نگاه نافذشان شریک میکند. فیلمنامه قوی، ابلق را متمایز و بازی خوب بازیگرهایش، اشتباهات کم دوربین را کمرنگ میکند.
ابلق، جهانیاست پر از ماتم. حتی بازگشتِ بهرام رادان به دوران اوجَش در سینما و بازی لذیذِ هوتن شکیبا و الناز شاکردوست هم، نتوانست تلخیِ فیلم را کم کند.
فیلم جدالی است بین مصلحت و غیرت که در قاب محدودی از جامعه نشانش میدهد. قابی که زور میزند با بسط دادنش به کل جامعه سنتی، درباره سواستفاده جنسی و گونهای از خشونت علیه زنان افشاگری کند.
موضوع فیلم، موضوع جسوری است، واقعیتِ تلخ و قابل تأملی در جامعه. جامعهای که آبیار متأسفانه منحصرش کرده به حاشيه شهر و...
این زاویه دید از نگاهی برمیخیزد که سالها دارد در جامعه پمپاژ میشود. نگاهی که میگوید همهی بزه و شرارت و پلیدی از پایین شهر و حاشیه شهر نشات میگیرد و همهی آدمهای خوب و فرهیخته قصهها بالاشهریاند. آبیار نقدهایش را به جان آدمهای پایین شهری فیلمش ریخته، انگار میترسد به پولدارها و بالاشهریها، این فحشها را بدهد.
آبیار، هنرمندانه از رنج دادن کاراکترهای قصهاش لذت میبرد و اصولا فیلمهایش درباره شکستِ قهرمانهایش در برابرِ اتمسفر بیرحمی است که توی فیلمهایش میسازد.
اما قهرمانی که کار درست را انجام بدهد و تسلیم سیاهیها نشود، کجای ابلق است؟ توی آن جهان شلختهی فیلم، توی آن دنیای سنتی و حاشیه نشین، هیچکس که درست بگوید و درست انجام بدهد نیست؟ هیچکس نیست؟؟ حتی یک لکهی سفید توی آن همه سیاهی؟
منبع: مشهد فوری
318
ارسال نظر