شناسه خبر: ۶۸۳۰۵
لینک کوتاه کپی شد

شب چله، شب ایرانی

ایرانیان دست کم از سه هزار سال پیش از میلاد، به دستاوردهای خیره کننده ای در حوزه محاسبات رصدی و تنظیم تقویم رسیده بودند.

شب چله، شب ایرانی

ایرانیان دست کم از سه هزار سال پیش از میلاد، به دستاوردهای خیره کننده ای در حوزه محاسبات رصدی و تنظیم تقویم رسیده بودند. پدران و مادران ما با رصد هلال ماه و دقت در طوع و غروب خورشید، «اعتدالین» و «انقلابین» را می شناختند. آنها با مشاهده و محاسبه دقیق می دانستند که در اولین روز بهار و اولین روز پاییز، طول شب و روز برابر می شود. آنها این دو موقعیت در سال(به ویژه اعتدال بهاری یا نوروز) را گرامی می داشتند. حضرت سعدی دارد که:

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

اجداد باستانی ما همچنین می دانستند که در اول زمستان طول شب و در آغاز تابستان، طول روز به بیشترین حد خود می رسد. آنها این دو مناسبت(به ویژه شب اول زمستان) را ارج می نهادند.

همه دانش تقویمی پدران و مادران ما البته محدود به همین چند موقعیت سالانه نمی شد. علاوه بر تقسیم بندی دوازده گانه ماه ها، آنها(بویژه در جغرافیای خراسان) بخشی از زمستان را به دو چله تقسیم کرده بودند. «چله بزرگ» که از اول زمستان تا دهم بهمن ماه(جشن سده) را شامل می شود و «چله کوچک» که بر خلاف نامش، نه چهل روز بلکه تنها بیست روز دارد و از دهم بهمن ماه تا اول اسفندماه به طول می انجامد. آنها مابقی زمستان را هم به سه دوره ده روزه تقسیم کرده بودند؛ اهمن و بهمن و سرمای پیرزن.

آنها شب آغاز زمستان را «شب چله» نامیده بودند و بنا به باورهایی که ریشه در آیین های مذهبی آن روزگار داشت، این شب را به بیدار ماندن و دور هم بودن و گفتن و شنیدن و خواندن می گذراندند. اجداد باستانی ما معتقد بودند که خورشید، منبع نور و حرارت و زندگی، در این شب در چنگ تاریکی اسیر است و باید با ستایش خداوند و دعا به درگاه او، کمک کرد تا روشنایی بر تاریکی غلبه کند و خورشید بتواند از چنگ ظلمت راهی پیدا کرده و فردا صبح، دوباره متولد شده و طلوع کند. آنها شاد بودن و شب را در کنار یکدیگر گذراندن و شعر خواندن و گفتن و شنیدن را کردار نیکی می دانستند که خشنودی خدا را به دنبال دارد؛ از این رو شب چله در نزد ایرانی ها شب مقدسی بوده است.

همین آیین پس از آن به مسیحیت هم راه پیدا کرد. به باور بسیاری از تاریخدانان، آنچه در این ایام(امسال پنجم دی ماه) به عنوان کریسمس گرامی داشته می شود درواقع همان آیین تولد خورشید است که این بار در قامت میلاد حضرت مسیح(علی نبیناو آله وعلیه السلام) جلوه گر شده است.

واژه‌ "یلدا" یک واژه‌ سُریانی _از گویش‌های آرامی در شمال میان‌ر‌‌ودان_ به معنای زایش و زادروز است؛ این جشن، جشن ِ زایش و رو به فزونی گذاردن خورشید/مهر/میترا است. آریاییان پیش از سه تکه شُدن و واگرایی درونی، به دانش گاه‌شُماری دست یافته و دریافته بودند که واپَسین شب آذرماه و نخستین شب زمستان، بُلندترین شب سال است. در بخشی از شاهنامه‌ فردوسی می‌خوانیم:

نَباشد بَهار و زمستان پَدید

نَیارَند هِنگام ِ رامِش نَوید

از این بیت می‌توان دریافت که ایرانیان به این دانش، هرازان سال، پیش‌تر دست یافته بودند.

جشن‌های ماهیانه و اصیل ایرانی، جشن‌هایی هستند که برپایه‌ گاه‌شماری خورشیدی برگزار می‌شوند. این جشن‌ها پس از یورش تازیان به ایران و چیرگی آنها، با توجه به جایگزین شدن گاه‌شماری عربی ِ مَهشیدی(قمری) به جای گاه‌شماری خورشیدی، در یک بازه‌ی زمانی ویژه، اَرجمندی و کرامندی خود را از دست داده بودند؛ ولی به کوشش دانشمند بزرگ ایرانی، خیام نیشابوری، دوباره بازسازی شدند. گاه‌شماری جلالی را که به کوشش خیام ایجاد شد، می‌توان یکی از دقیق‌ترین گاه‌شماری‌ها به شمار آورد که در هر 5 هزار سال تنها یک روز اختلاف زمانی دارد.

می‌دانیم که ایرانیان از دیرباز آیین‌های خود را همراه با شادی و روشنایی برگزار می‌کردند. آیین‌هایی که همواره در کانون گرم خانواده برگزار می‌شود و به دور از هر گونه کَژرَوی و فِساد است. به همین اَنگیزه است که ایرانیان درازترین شب سال(شب چله) را همراه خانواده و بیشتر در کنار بزرگ ِ خانواده بیدار می نشینند تا سر برآوردن خورشید از آسمان و روشنایی را نظاره‌گر باشند. پس از شب چله است که دوران ِ کاستی روز/ شید(نور)/ روشنایی پایان یافته و دوران فزونی روز/ خورشید/ شید سر می‌رسد. در این شب بیدار ماندن و روشن نگه داشتن خانه نمادی است از یاری به روشنایی/خورشید در برابر تاریکی‌ها و پلیدی‌ها، تا سر برآوردن خورشید و رسیدن روز.

گذشته از ریختار ِ نمادین شب چله باید دانست که جشن یلدا، شب زادروز الهه مِهر یا میترا می باشد. "مهر" به معنی خورشید و یکی از بغ دخت‌ها و خدایان آریایی‌ها در گذشته‌های دور و پیش از گِرَویدَن ِ ایشان به آیین زرتشت است. مِهر پس از روی کار آمدن آیین یکتاپرستی زرتشتی، تبدیل به یکی از ایزدان و فرشتگان دین زرتشت شد و بخشی از نَسَک(کتاب) اَوستا به نام او یعنی مِهریَشت نام‌گذاری شده است. ایزَد مِهر از گرامی‌ترین ایزدان و فرشتگان اَهورمزداست و دُشمن سَرسَخت دروغ به شمار می‌آید. ایرانیان همواره به صِفَتهایی چون راستگویی, دلیری و سَروَری‌خواهی پُرآوازه بودند. در اندیشه ایرانی اَهریمن سرچشمه هر گونه پَلیدی و تاریکی و دروغ است. در اندیشه ایرانی دروغ، ریختاری دیوگونه به خود می‌گیرد و سَرراست برابر با یک دیو شناسانده می‌شود.

در مهریَشت اَوستا می‌خوانیم: «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی می‌نگرد تا دروغی نگوید».

در اردیبهشت یَشت آمده است: «دروغ باید تباه گردد، دروغ باید سرنگون شود، دروغ باید نابود گردد و در جهان مادی باید راستی بر دروغ چیره شود.

آیین مهر در زمان سه تِکه شدن آریایی‌ها و مهاجرت بخشی از ایشان به اروپا همراه آنها به اروپا نیز کشیده شد. در روم باستان نیز ژولیان یکی از پادشاهان رومی به این آیین گروید. همچنین امپراتورانی چون کومودوس (۱۸۰-‏۱۹۲م.)، سپتیمیوس سوروس (۱۹۳-‏۲۱۱)، کاراکالا (۲۱۱-‏۲۱۷) و جولیان پُرآوازه به جولیان مرتد، و نیز بسیاری از سربازان و افسران روم، سَخت پیرو این آیین بودند و در رم، بریتانیا (در پی هجوم روم به سال ۴۳ م.)، و کِناره‌های رود راین، دانوب و فُرات، کِنیسه‌ها و نیایشگاه های پُرشماری برای میترا بر پا داشتند.

آنها سالها جشن زادروز میترا و شب چله را جشن می‌گرفتند و آن را سرآغاز سال می‌دانستند. حتی پس از گسترش دین تَرسایی (مسیحیت) در اروپا نیز این شب وَرجاوَندی خود را نِگه داشت و با زادروز حضرت مسیح یگانه گشت. مهرپرستی گستره ای از شرق ایران تا اروپا داشت. تاثیرات فراوان این آیین ایرانی و آریایی را هم اکنون در دین مسیحیت می‌بینیم.

مسیحیت تنها با بهره‌گیری از مهرپرستی بود که توانست جایی برای خود در اروپا پیدا کند. این آیین‌ها عبارت بودند از: فدیه، نیاز، روزه، رستاخیز، حساب و میزان، دوزخ و برزخ و... نیز مراسم و آدابی چون عشا ربانی، غسل تعمید، ناقوس زدن، نوازندگی به هنگام نیایش، 25 دسامبر که زادروز مهر شمرده می شود و پیوند آن با شب چله ی ایرانی و... این وام گیری ها به اندازه ای زیاد بود که آبای کلیسای مسیح زمانی که این همه وجوه اشتراک میان مذاهب خود و مذهب میترا (مهرپرستی) یافتند، شگفت زده شدند و مدعی گشتند که مذهب میترا این مراسم را از مسیحیت دزدیده است، یا اینکه این مذهب نیرنگ گمراه کننده‌ی اهریمن است.

روز وَرجاوَند اروپاییان یعنی سان+دی به معنای روز خورشید، یا آراستن درخت سَروی با دو رِشته‌ی نوار سیمین و زَرین به دست ایرانیان در گذشته، و یا نشانه‌های فراوان دیگر، هَمگی نِشان از هُنایش (تاثیر گذاری) آیین مهر بر اروپا و غرب دارد و در واقع ریشه‌ی کریسمس را به جشن شب چله‌ی ایرانی پیوند می‌دهد.

24

ارسال نظر