دوتار، یادگار سیصد ساله خاندان عسگریان
محسن عسگریان، فرزند استاد ذوالفقار عسگریان دهمین نسل از خاندانی ست که نسل اندر نسل به این هنر مشغول بودهاند. در این گفتگو او از سه نسل این خاندان برایمان میگوید.
سه سال از درگذشت استاد ذوالفقارعسگریان میگذرد اما هنوز نوای دوتار خراسان از خاندان او بلند است وقتی میشنویم نسل دهم این خاندان هنرمند نتنها راه اجدادش را ادامه داده بلکه مسیر نسل بعد را نیز هموار کرده بر خود واجب میدانیم که به دیدارش برویم تا هم برایمان از «خم زلف یار» بنوازد و هم از روزگار خود پس از درگذشت پدرش بگوید. مشهدفوری مهمان آموزشگاه و کارگاه بی ریای او شد، سازها و قابهای بر دیوار خود گواه هنر او بودند اما رفته بودیم که از زبان خودش بشنویم.
عسگریان یا عسگریپور؟
محسن عسگریپور با همین تفاوت مختصر فامیلی شروع کرد، او گفت: پدربزرگش به عسگریان مشهور بود اما نام فامیل خود و پدرش عسگریپور است ولی همین شهرت را ترجیح میدهند و به آن افتخار میکنند.
از کاشمر تا پایتخت موسیقی مقامی
خانواده عسگریان اهل کاشمر هستند اما به قول محسن عسگریان، بازیکن تیم تربت جام، از او درباره کیفیت ارتباطشان با قطب موسیقی مقامی پرسیدیم: پدرم سالها پیش از تولد ما چند سالی ساکن محمودآباد تربت جام بود و آنجا با بسیاری از بزرگان آن منطقه آشنا شد و حتی استاد پورعطایی بخشهایی از مهارت نواختن را از پدرم آموخت. پدر نقل میکرد آن زمان که دیدارها با آن ابعاد مسافت کاری بس دشوار بود به عشق موسیقی قدم در راه میگذاشتم و به دیدار خوانندهها و نوازندههای مختلف شمال و جنوب میرفت و با آنها مدتی از نزدیک کار میکرد و اینگونه بود که توانست در این رشته آثار ماندگاری به جا بگذارد.
یادی از ذوالفقار عسگریان
حقیقت هم همین است ذوالفقار عسگریان را باید نوعی دایرةالمعارف موسیقی خراسان نامید او که دست کم نسل نهم یک خانواده اهل موسیقی بوده هم خود حافظهای تاریخی از این هنر اصیل بود و هم با دانشش در این هنر ابداعاتی چون افزایش تعداد پردههای دوتار از حدود 8.5 پرده به 17 پرده را خلق کرد تا موسیقی جنوب خراسان را غنیتر از پیش کند. او پس از این مشقتها موفق شد نوای تار خود و خراسان را به خارج از مرزهای ایران هم براند و در جشنواره ای مختلف افتخار آفرینی کند و سرانجام پس از تحمل یک بیماری طولانی در سن 82سالگی به دیار باقی شتافت.
نسل دهم این خاندان چه میکند
حالا محسن که نسل دهم این خانواده است به همراه یکی دیگر از برادانش در میان ده خواهر و برادر خود راه پدر را ادامه داده او از آغاز راهش چنین میگوید شش ساله بود که در جشنواره موسیقی فجر شرکت کرد و به همین علت کم سن و سال بودن جایزه بخش موسیقی محلی آن سال جشنواره را هم دریافت کرد اما خود این اجرا یکی از خاطرات زیبای دوران کارش را رقم زده است.
عسگریان می گوید پدرم تکنواز گروه ما بود، یک گروه 7 نفره بودیم و من کوچکترین عضو گروه بودم حین نواختن یک قطعه معروف ناگهان سیم تار پدرم پاره شد و من همانجا ادامه قطعه را زدم طوری که حضار گمان کردند این یک کار تمرین شده بوده است در حالی که کاملا اتفاقی بود همین امر سبب اقبال بیشتر به کار ما شد.
خلاقیت هم در این خانواده موروثی ست
من همین راه موسیقی را ادامه دادم و حالاهم ساختن ساز و آموزش دوتار به هنرجویان هم حرفه ام شده و هم علاقهام. او نیز دست از خلاقیت و ابتکار برنداشته دو تاری دوقلو ساخته که ترکیبهای جدیدی از صدای زیر و بم در اختیار نوازنده میگذارد. او میگوید من که به این ساز «دو تار دوقلو» میگویم اما رویش نام «تاررود» و «همنفس» گذاشتهاند، طرحی شبیه این دیده بودم اما خودم تکمیلش کردم و آن را با نواختنش معرفی کردم اما بعدها یک خدانشناس آمد و از آن عکس گرفت و رفت یکی شبیهش ساخت و به نام خودش ثبت کرد.
همچنین او سه پرده بر روی صفحه ساز اضافه کرده است و تارهایی با 20پرده میسازد تا گامی جدید بر تار افزوده باشد و بتواند نوایی مانند فسیل سرنا از تار خارج کند.
نسل یازدهمی هم خواهد بود؟
او که با دخترعمویش ازدواج کرده و به شوخی میگوید روزی نیست که بهاره دخترعمو را برای همسرش ننوازد مانند پدرش که آهنگی به نام «دُرجان» را برای همسرش میخواند. او سه فرزند دارد دو دختر 10 و سه ساله و یک پسر 14 ساله که شده است نسل یازدهم نوازندگان خاندان عسگریان . پدر میگوید علاقه ابوالفضل به تار بدون اصراری از سوی او بوده است.
مسئولان ما را به حال خود واگذارند
از او درباه انتظارش مسئولان که میپرسیم خندهای تلخ بر لبانش مینشیند و میگوید بزرگترین خواسته ما از مسئولان این است که ما را به حال خود بگذارند اگر کمک نمیکنند حداقل مانع نگذارند. بگذارند این هنر مردمی را خود مردم حفظ کنند. او سینه اش پر از درد است و میگوید خجالت میکشد وقتی حال و روز بسیاری از بزرگان این عرصه میبیند که یا در نهایت فقر زندگی میکنند و یا مجبورند در مجالس و مهمانیهای از هر دستی بروند تا بتوانند خرج خود را در آوردند.
ذکری از بزرگان برجای مانده
عسگریان از رابطه اش با دیگر هنرمندان موسیقی مقامی میگوید و همکاریی که فرزند بزرگ استاد پورعطایی دارد. از اساتید برجستهای که در قید حیات هستند نام میبرد بزرگانی که شاید نامشان آشنا نباشد اما صدای سازشان بیشک آشناست عثمان محمدپرست، کریم کریمی، غفاری، عبداله امینی، عزیز احمدی، زینتی، سالار احمدی و... در جنوب خراسان و البته بخشیهای شمال خراسان که بزرگان زیادی دارند.
ما دیگر متنظر بودیم تا او برایمان بنوازد هرچند هنگام صحبت نیز دمی ساز او جدا نمیشد و همه توضیحاتش درباره موسیقی را با نواختن برایمان بازگو میکرد. حین صحبت ما دوستانش هم کاملا اتفاقی به جمع اضافه شدند و وقتی آخر مصاحبه قرار شد «دل شیدا» را بنوازند چهار نفر ساز به دست تنها با چند ثانیه هماهنگی شروع کردند به نواختن و از دل شیدایی که در شب یلدا شکسته خواندند با این امید که شب یلدای موسیقی مقامی خراسان هم پایان پذیرد.
26
با سلام وعرض خسته نباشید خدمت شما سروران گرامی بنظرمن همانند استاد ذولفقار عسکریان تو دنیا نیس و نخواهد امد روحش شاد یادش گرامی