گفتگو با جمشید جعفرزاده هنرمند و طراح دکوراسیون
آفرینش هنری دوای بافت اطراف حرم
جمشید جعفرزاده هنرمندی است که طبیعت و آرامش آن را با خلق آثار هنری به دنیای تجاری شهرها وارد کرده است نمونه آن ساخت چنارهای داخل یک مجتمع تجاری در اطراف حرم است.او از روح گمشده شهر و راه حلهای هنری بازگرداندن آن میگوید.
پیرامون حرم را مجتمعهای تجاری فراگرفته است زائران همینکه از حرم خارج شوند با دیدن آنها آرامش معنوی را به زودی از دست خواهند داد اما وارد شدن به یکی از این مجتمعها او را به دنیایی متفاوت میبرد، در میان آن 4چنار 16.5 متری میبینی خاطره باغهای اطراف حرم تدائی میشود این فضای تجاری خشن نیست هنر همین است طبیعت را برایت در میان شلوغی محیط بازآفرینی میکند تا خستگی را از تن به در کنی.
مشهد فوری به سراغ خالق این درختان رفت تا از او درباره تواناییهای هنر بپرسد و دستور این مرهم را برای چهره شهری که روز به روز هویتش نزارتر میشود بگیرد. او که کار و کارگاه و طبیعت برایش فرصت حضور در فضای مجازی نگذاشته است پای گفتگو با ما نشست.
ازخوشه چینی در هنر تا خلق درختان هنری
جمشید جعفرزاده متولد بهمن 55 در تهران است او دوران تحصیلش را در هنرستان صدا و سیما گذرانده و آنجا گرافیک خوانده و عروسک سازی، عکاسی و دیگر هنرها را نیز تجربه کرده است. در دانشگاه نقاشی را پی گرفت و در این رشته نیز از طراحیهای طبیعت تا اکسپرسیونیست و... را امتحان کرد در همین دوران به طراحی از حیوانات علاقهمند شد و مطالعاتش را متمرکز بر آناتومی حیوانات کرد تا بتواند طراحیهایش را متحرک کند. مجسمه سازی را با کار بر روی چوب شروع کرد او میگوید چون در کار بر روی چوب فقط امکان کم کردن وجود دارد جای خطا نیست و همین باعث شد دقت و تمرکزم بالا رود به این ترتیب فوق لیسانس را در رشته مجسمه سازی پی گرفت. او میگوید: رفت آمد میان هنرهای مختلف را همیشه در کارم داشتم برای شخص من خروجی کار مهم است رسیدن به طرحی که در ذهنم دارم گاه با نقاشی و گاه با حجم و طرحهای سه بعدی ممکن میشود همیشه دنبال کار جدید هستم و از چالش و شکست واهمهای ندارم؛ نو و بدیع بودن شما را از تکرار نجات میدهد.
اما جعفرزاده خود را اول از همه طبیعتگرد میداند میگوید از طبیعت الهام میگیرم و با فنون مختلف هنری که میدانم سعی میکنم بیان هنری خودم را از طبیعت داشته باشم و آن را در طراحیها و چیدمانهایم پیاده کنم.
او از تجربه پروژهای هنری خود چنین یاد میکند : در پروژه محمدرسول الله ساخته مجید مجیدی مسئول کلوزآپ و آکسسوری بوده و همچنین در چندین مجموعه سینمایی دیگر از جمله باباعزیز که به جشنواره کن نیز راه پیدا کرد همکاری کردم. در پروژههای هنری بزرگانی چون داریوش مهرجویی و فرشته طائرپور حاضر بودم برای دایره المعارف ایران سخن بالغ بر ۵500 تصویر تصویرسازی کردم تا کنون با نهادهای دولت ی کار نکردهام سفارشهایی از خارج از کشور داشتم و چند سفارش داخلی از جمله همکاری با ایرانیان اطلس در همین پروژه دکوراسیون.
دیده شدن مهم است نه مکان
ماجرای مشهد آمدن من با همین پروژه چنار ها ارتباط داشت این بخش قضیه که از مرکز هنر ایران دور می شونم برایم اهمیت نداشت مهم دیده شدن بود و این پروژه موفقیت آمیز همه جا دیده شد فرصت انجام کاری که دوست داشتم این جا فراهم شد حالا هم که کار تمام شده در این شهر مانده ام هرگاه کار دیگری از شهرهای دیگر پیشنهاد شود با کمال میل میروم کار کردن در ایران و خاک خودم برایم اهمیت دارد. هنر را کار کردن در ایران با سختیهایش میدانم.
رسم شاگردی در هنری که حمایت نمیشود
از او پرسیدیم با دانشگاههای هنر مشهد هم ارتباط گرفته است؟ تهران که بودم در دانشگاه تدریس میکردم و شاگردانی داشتم که همکاری با من داشتند ولی با این اصل که شاگردان را به خودم وابسته کنم مخالفم. دانشجوی هنر باید خودش بتواند راهش را پیدا کند و وابسته به استاد نباشد.
متاسفانه در جامعه دانشگاهی هنر با پدیده تلخ تخریب استعدادها روبرو هستیم استاد با تحقیر و انکار تواناییهای شاگردانشان سعی میکند مانع پیشرفت آنها شود تا مبادا او سفارشها و یا جای کارش را بگیرد.
بخش بزرگی از این اتفاقات ناشی از حمایت نشدن هنر است وقتی ما هنرمندان زیادی داریم اما عرصه نمود هنر آنها کم است این اتفاقات رخ میدهد اگر متولیان از هنر حمایت میکردند و بستر بروز خلاقیتها را فراهم میکردند این اتفاقات خیلی کمتر رخ میداد وقتی عرصههای هنر در جامعه کم باشد هنرمند باید برای به دست آوردن آن انرژی زیادی بگذارد و این باعث می شود هم خسته شود به هم قدر و منزلتش پایین بیاید.
اما نمیدانم چطور می توان این حرف را به گوش مسئولان رساند و این دغدغه را در آنها ایجاد کرد که تا از هنر حمایت نکنند و اجازه رشد و خلاقیت را به هنرمند ایرانی ندهند حتی اوضاع کشور هم متحول نخواهد شد. هنرمندان ایرانی جوایز بیشماری از جشنواره های خارجی معتبر دریافت کردهاند اما ارج و قرب لازم را در کشور خودشان ندیدهاند؛ در کشور به روی محصولات چین باز است اما این هنر دست هنرمند ایرانی ست که خاک میخورند.
ظرفیت هنری مشهد نادیده گرفته شده است
از جعفرزاده درباره همکاری با هنرمندان مشهدی پرسیدیم او گفت: در این سه سال که مشهد بودم به طور تمام وقت مشغول کار در پروژه خودم بودم و تازه پنج ماه است که از آن فارغ شدهام؛ هنوز فرصتی برای همکاری فراهم نشده است. او با دیدن آثار هنری این شهر متوجه شدم که مشهد پتانسیل بالایی برای کارهای هنری دارد شهر مشهد پایگاه مذهبی و عرفانی مسلمانان است ما چهره تجاری به خود گرفته این تنها هنر است که میتواند به داد آن برسد و مانند جراحی با سنجش تمام جوانب فرهنگی روح را به آن بدماند.
حرکت درست در مشهد میتوانند آن را به یک قطعه هنری ارزشمند تبدیل کنند طرح فرهنگی خوب با فکر و به صورت هماهنگ و گسترده یعنی اتاق فکری تشکیل شود برای بخش های مختلف طرح های خاص داده طوری که شهر یکپارچه دیده شود و ارزشهای آن حفظ شود کل ایران برای زیارت اینجا می آیند پس ارزش چنین سرمایه گذاری را دارد.
اگر مسئولان عزمشان را بر روی این طرح قرار داده و سطح شهر را به صورت یکپارچه با آثار هنری مختلف در قالب های نقاشیهای دیواری ومجسمه و حتی معماری ساختمانها به موزهای هنری در شان خودش تبدیل کنند این شهر را هم برای مشهدیها دوستداشتنی میکنند و هم برای زائران .
من نمونههایی در دکوراسیون داخلی مشهدی ها دیدهام که در تهران نمونه اش نبوده این نشانه درک زیبایی شناسی هنرمندان مشهد است امیدوارم بتوانم مشهد بمانم و کارهایی که دوست دارم انجام دهم یکی از آرزوهایم ساختن بزرگترین پارک ژوراسیک جهان است.
26
ارسال نظر