تلالو معجزه هنر از دهان بانوی معلول خراسانی
نقاشی، پرواز خیال نگاهی به فراسوی ناممکنهاست و سمانه احسانی نیا پس از قطع نخاع در سانحه رانندگی با بهره گیری از تواناییهایش، آنها را پرورش داد و به رسالت خود و آرزوهایش رسید.
به گزارش مشهد فوری ، سمانه احسانی نیا، بانوی ۳۴ساله متولد شهرستان قائن است که پس از معلولیت کامل در اثر حادثه رانندگی، سالها در آسایشگاه معلولین فیاض بخش مشهد زندگی کرد. آسایشگاهی که نقطه پرش او بود.
سمانه با دیدن دوستانی که علارغم معلولیتهای فراوان، زندگی تشکیل میدادند و در جریان زندگی قرار میگرفتند انگیزه گرفته و امید در دل و جانش جرقه زد "من هم دوباره شروع کنم".
آنگونه که به یک باره تصمیم گرفت زندگی کند نه اینکه فقط زنده باشد! تحصیل، کتاب خوانی، ارتباط برقرار کردن با آدمها و دوباره پیوستن به جمع دوستانی که در کنارش بودند را آغاز کرد.
در رشته علوم اجتماعی گرایش پژوهشگری را پیش گرفته اما میگوید: "این برای من کافی نبود"
نقاشی، نقطه عطف زندگی و تولد دوباره
او که میدانست دنیایش از کودکی به عشق هنر گره خورده است به کمک اساتید و دوستانش "نقاشی با دهان" را آغاز کرد و طی ۵ سال اخیر با برگزاری چندین نمایشگاه گروهی و فردی در مشهد و تهران درخشیده است.
در یک برهه زمانی، بخشی از کارهایش برای نمایشگاه اکسپو ایتالیا در میلان فرستاده شد و مورد استقبال زیادی قرار گرفت اما هنوز نمایشگاه خارج از ایران نداشته و در تلاش است این اتفاق خوب رقم بخورد چون یقین دارد میتواند برای سرزمینش، برای ایرانش به عنوان یک ایرانی در عرصه جهانی افتخار بیافریند.
سال ۹۰ تصمیم گرفت مستقل شود! از آسایشگاه بیرون آمد و بعد از سفر به کربلا از امام حسین(ع) خواست برایش دعا کنند.
اکنون که سه سال و نیم است در خانه جدید به صورت مستقل زندگی جدیدی آغاز کرده، با وجود همه سختیها و شرایط متفاوتی که دارد نه تنها ذرهای اعتراض و ناسپاسی در گفتارش نیست بلکه با بیان یک بیت از حافظ، همه قدرت خود را مدیون حس حضور خداوند است:
به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
چو یار ناز نماید شما نیاز کنید
سایه نگاه سنگین جامعه بر سر ناتوانان جسمی مانع رشد و شکوفایی آنهاست
این بانوی ۳۴ ساله خراسانی شروع کار در دنیای بیرون و جامعهای که نسبت به شرایط او نگاه سنگینی دارد را بسیار سخت میداند! برای کسی که سالها روی پای خودش تلاش و موفقیتهایی کسب کرده، پذیرش دراز کشیدن روی تخت و نشستن به روی ویلچر سخت بود اما به مرور احساس کرد باید چیزهایی بیاموزد!
امید، بخشش، پذیرش و شکرگزاری چهار شاه کلید زندگی برای موفقیت
سمانه در زندگی چهار شاه کلید دارد که کمکش کرده تا خیلی از نگاهها و رنجها را بپذیرد و از آنها فرار نکند.
بزرگترین درد دوستان مشابه خودش را که معلولیت های جسمی مشابه دارند، نگاههای نادرست جامعه میداند اما خودش معتقد است: "نگاههای آدم های پیرامون ما برگرفته از ذهنیت خودمان است آنچه فکر میکنم به سمتم کشانده میشود؛ کافیست بخواهم و تلاش کنم! زندگی یعنی امید و حرکت...
۱. امید که در روزهای ناامیدی به سراغم آمد
۲. نیاز به آرامش که برای رسیدن به آن باید ببخشم. بخشش معجزه است که اگر خودمان را لایق آرامش بدانیم بخشش را از درون خودمان آغاز می کنیم
۳. مستقل شدن زیرا اولین گام برای تغییر، پذیرش است تا انگشت اشاره را از سمت دولت ، حکومت، مردم و اطرافیان به سمت خودمان برگردانیم.
۴. شکرگزاری و قدرشناسی را آموختم تا چگونه نعمتی که خداوند در اختیارم گذاشته و حتی هر آنچه که ندارم شاکر باشم
آموختم به سمت خواسته و رویاهایم بروم تا آنها به سمت من بیایند! شکرگزاری معجزهای است که زندگی را زیباتر و نابتر میکند.
به گفته سمانه احسانینیا امید، بخشش، پذیرش و شکرگزاری فقط چهار کلمه است کافیاست به آنها فکر و اعتماد کنیم به معشوقی که ما را عاشقانه دوست دارد.
ثبت ۲۰۰ نقاشی با دهان
تکنیک اکریلیک و آبرنگ را در نقاشی کار میکند و بزرگترین تابلوی اثرش که یکماه زمان برده سال گذشته در فرهنگسرای نیاوران توسط آقای دکتر شفیعی کدکنی رونمایی شده است.
تا کنون بیش از دویست اثر هنری نقاشی کرده که بخش اعظم آن به فروش رفته در حال حاضر ۴۲ اثرش تا ۲۲ مرداد در نمایشگاه فرهنگسرای ملل تهران در بوستان قیصریه در حال نمایش است.
عزیزانم بالهای من شدند
سمانه قلبا شاکر حضور انسانهای ارزشمند زندگی خود مادر و پدر، خواهران و دوستانی که به گفته خودش "بال های من شدند دست و پای من شدند و این خیلی ارزشمند و زیباست"
خوشحال است از اعتمادی که به خالقش داشته و در پی آن تجربه های شیرینی کسب کرده است مانند اولین سخنران خانم سمینار بین المللی تد در دانشگاه فردوسی؛ حضور در کنگره زنان موفق ایران؛ حضور در فستیوال برندینگ در کاخ نیاوران؛ تجربه گویندگی؛ تجربه پرواز و عضویت در باشگاه سوارکاری و... همه اینها را زیباییهای ارزشمند زندگی میداند و چه خوب است همه آدمها چشم باز کنند و زیبایی های مختلف زندگی شان را ببینند.
سمانه که در این سالها عضو هیئت مدیره گروه تئاتر معلولین جسمی حرکتی گروه "بچه های باران" به عنوان اولین گروه تئاتر درمانی کشور به صورت حرفه ای در زمینه تئاتر با معلولین کار میکند و تاکنون با انگیزه و عشق در ۲۸ شهر ایران بیش از ۵۰۰ اجرا داشتهاند. او امیدوار است تعداد بیشتری از این گروهها در جامعه فعال شوند تا عموم مردم بپذیرند با نگاه معلولیت به کسانی که روی ویلچر نشسته اند نگاه نکنند و آنها را به عنوان یک شهروند توانمند ببینند.
27
ارسال نظر