به مناسبت سالیاد پرواز استاد شریفزاده؛
خون پاشید تا نغمه ریخت...
دیگر تکرار نمیشود، او دیگر تکرار نمیشود. این نغمه و این استواری صدا دیگر تکرار نمیشود؛ آری «شریفزاده» دیگر تکرار نمیشود.
به گزارش مشهد فوری ، آخرین روزهای آبان، سروِ خرامانِ خراسان در چنین روزهای برگریزانِ سال 95 از دنیا رفت و نغمههای اساطیری را برای همیشه تنها گذاشت. اسطوره آواز، نغمهریزی که همچون مرغِ حق از حنجرهاش واژه میریخت.
هرکس به هنر فولک کوچکترین گرایشی داشته باشد، این استاد بزرگ آواز را میشناسد، استادی که به گواهی بسیاری از هنرمندان، هنر متفاوت و تقلید ناپذیری داشت.
صدای محمد ابراهیم شریفزاده در آلبوم «خونپاش و نغمهریز» در تار و پودِ جان، نفوذ میکند. کمتر کسی در میان علاقهمندان موسیقی فولک وجود دارد که اثر «بهاره دخترعمو» را نشنیده باشد و زمزمههای عاشقِ ناکام را با این بیت تکرار نکند: «عروسی میکنی شویَت مبارک بهاره دخترعمو/ حنا بر دست و بر مویت مبارک بهاره دختر عمو»
اذانِ شریفزاده، منارههای مسجد را به عرش میرساند، درباره شیوهی اذان گفتن او بسیار سخن است اما مجال کوتاه است و در قال، نمیگنجد. شیوهاش منحصر به فرد بود و توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرد اما او در سالهای آخر عمر حتی بلندگوی مسجد محله خودشان را نیز نداشت تا صوتش شهر را نوتر کند.
استاد شریفزاده اواخر عمر در منزل دخترش زندگی کرد و روزگار گذراند، دخترش زهرا میگوید: «چشمِ او به دنبال مالِ دنیا نبود اما سالهای آخر دیگر کسی از استاد یادی نمیکرد و این موضوع ناراحتکننده بود»
استاد شریفزاده آخرین سالهای عمرش را در مهجوری گذراند و همچون بسیاری از اساتید هنر فولک این خطه وقتی که از دست رفت، همه ناله وااسفا سر دادند. در آخرین دیداری که در زمان حیاتش با او داشتیم، برای ما آواز خواند هرچند گاه شعرها را فراموش میکرد اما باز هم «بهاره» همان بهاره بود. با دخترِ استاد شریفزاده صحبت میکنم با ذوقِ فراوان میگوید: «در مراسمِ عروسی من پدر آهنگ "بهاره دختر عمو" را خواند»
اما هنگام تشییع پیکر این استادِ بزرگ بیشک، بسیاری از دوستدارانش «سروِ خرامان» را زیر لب زمزمهکردند: « پوشیده چون جان میروی اندر میانِ جانِ من/ سرو خرامان منی ای رونق بستان من / چون میروی بیمن مرو ای جان جان بیتن مرو/ وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من»
در همان آخرین دیدار که با استاد شریفزاده داشتیم یک بیت را مدام تکرار میکرد: «چنان بساط عمل پهن کن در این بازار / که دست و پا نکنی گم، به وقت برچیدن» و همین بیت نیز بر روی سنگِ آرامگاهش حک شد...
159
ارسال نظر