نگاهی به چالش دانلود کتاب
ما قاچاقچی کتاب هستیم؟
در کنار آمار پایین نشر و فروش کتاب، هر روز آمار دانلود کتابها بالا میرود. موافقان دانلود کردن کتاب میگوینداین کارمانند امانت گرفتن آن ازکتابخانه است ومخالفان میگویند اگر کتابخوانها حامی کتاب نباشند کار کتاب تمام است.
اخبار مبنی بر کشف کتابهای قاچاق از کتابفروشیها و انبارهای مختلف کم نیست. حدود سه هفته پیش بود که خبر کشف ۱۰ کامیون کتاب قاچاق منتشر شد. اما به چه کتابی قاچاق میگویند آیا واقعا میشود کتاب را قاچاق کرد؟ قاچاقچیان کتاب چه قصدی دارند و در یک نگاه چالشی آیا ما هم قاچاقچی کتاب هستیم؟
سید جواد رسولی ناشر با سابقه مشهدی با گلایه از نبود اشراف دستگاههای نظارتی و حقوقی به حقوق نشر کتاب و محصولات فرهنگی درباره انواع قاچاق کتاب میگوید. میتوان قاچاق کتاب را در سه شکل کلی خلاصه کرد:
1- کتابهایی که ناشری چاپ کرده و به دلیل فروش خوب آن یک نفر بدون رضایت و اجازه او مخفیانه اقدام به چاپش می کند.
2- کتابهایی که از زمان تألیف آنها مدتهاست گذشته و مالک آنها مشخص نیست.
3-کتابهایی که چاپ آنها از نظر قاونونی ممنوع است.
اگر مورد آخر را که جنبه کیفری آن مورد اهمیت است نادیده بگیریم دو نوع قاچاق دیگر نتنها به صنعت نیمه جان نشر ضربه وارد میکند که میتواند بر انگیزههای تولید علم و کتاب در میان نویسندگان و محققان تاثیر بگذارد.
دانلود کتاب آری یا نه
اما این فقط قاچاق کتابهای چاپی در دنیای حقیقی نیست که آینده نشر و چاپ کتاب را تیره کرده است. به گزارش مشهد فوری با گسترش اینترنت و شبکههای مجازی هر روز بر تعداد کتابهای آنلاین و پیدی افهای قابل دانلود اضافه شد و با حضور فضای مجازی این کتابها محبوبیت هر چه بیشتر یافت طوری که صدای بعضی از اهالی کتاب را در آورد.
اینکه اما آیا ما دانلود کنندگان کتابهای پی دی اف نیز جزو قاچاقچیان کتاب هستیم یا نکتهای است که یک فیلسوف آنرا به چالش کشیده است.
روزنامه ایران ترجمهای از اندرو فورسهایمز(Andrew forcehimes) منتشر کرده است این فرد که دانشآموخته دوره دکترای فلسفه دانشگاه وندربیلت امریکا است پژوهشهایش عمدتاً در حوزه فرااخلاق، اخلاق و فلسفه سیاسی ست او در مقالهای که در نشریه فلسفی Think (تابستان ۲۰۱۳) منتشر کرد، نشان داده که حکم اخلاقی درباره دریافت اینترنتی کتابها همانند استفاده از کتابخانهها است و اگر یکی از آنها اخلاقی باشد، دیگری نیز اخلاقی خواهد بود. او نوشته :
«کتابخانههای عمومی، نهادهایی هستند که کتابها را خریداری میکنند و بعد به اعضا آزادانه امانت و اجاره میدهند. اگر نخستین بار بود که با این فرایند مواجه میشدیم، به نظرمان خیلی عجیب میآمد. کتابخانهها یک کتاب دارای حق تکثیر را میخرند که محتوای آن، جزئی از اموال ناشر یا نویسنده است و بعد آن را تقریباً به رایگان در اختیار ما قرار میدهند.
از این گذشته، شخص امانتگیرنده طبق قانون استفاده منصفانه میتواند کل کتاب یا مقاله را فتوکپی بگیرد و آن را برای همیشه در کتابخانه شخصی خود داشته باشد.
اخیراً به منظور پاسخگویی به نیازهای روزافزون، کتابخانهها وارد طرحهای امانت بینکتابخانهای شدهاند.در این فرایند، شخص میتواند یک کتاب را از طریق کتابخانه دیگری غیر از کتابخانهای که عضو آن است، دریافت کند. با استفاده از همین فرایند میتوان فتوکپی مقالات و کتابها را از طریق کتابخانه دیگر گرفت و برای خود نگهداری کرد.
استدلال اصلی مبتنی بر این ادعاست که هیچکس نباید بر پایه ویژگیهای اخلاقاً نااصیل مثل نژاد، جنسیت، طبقه و سن، از اطلاعات محروم شود. دسترسی آزاد به اطلاعات، نقشی اساسی در هر جامعه پویا و روبهرشد دارد. کتابخانهها اختلافات در میزان دانش شهروندان بر پایه امتیازاتی که همه از آن برخوردار نیستند، را از بین میبرند.
در اصل اول قانون اساسی امریکا آمده است که کنگره میتواند به «ترویج پیشرفت علم و هنرهای کاربردی، از طریق تضمین حفظ حقوق معنوی آثار مکتوب و اختراعات برای نویسندگان و مخترعان» بپردازد.
اینجا ایده اصلی آن است که پیشرفت در علم و هنر با انگیزههای اقتصاد ی تشویق میشود و مؤلفان و مصنفان اگر از این انگیزهها محروم باشند، رغبت کمتری به تولید آثار دارند.
اگر کسی موافق تأسیس کتابخانه باشد، باید به چنین گزارهای معتقد باشد: هزینه تحمیل کردن پرداخت بهای دسترسی به اطلاعات برای هر عضو جامعه (یعنی پیامد بدیهی حق تکثیر) بسیار بیشتر از منافعی است که جامعه با ارائه اطلاعات رایگان، از آن برخوردار میشود. اما چطور این گزاره، استدلالی محکم به نفع دریافت اینترنتی کتابها نیست؟ا»
چه این نظریه را بذیریم و چه نه امروز پدیده کتاب پی دی اف رواج یافته و این امر هم معلول چند عامل است:
۱- کمیاب و بلکه نایاب بودن بعضی کتابها
۲-حجیم بودن کتابها و محدودیّت فضای نگهداریشان
۳-گرانی کتب و بودجهی محدود
۴-نقصان و ضعف کتابخانههای عمومی
و این امر به واقع کمر بازار نشر را شکستهاست. یکی از اهالی فرهنگ میگفت: درحالیکه کتابخواندن تبدیل به کاری غریب و تفنّنی بیمورد و کتابخوان شبیه دونکیشوتی شوت و دایناسوری ناشناخته شدهاست، معدود کتابخوانهامان هم "کتابخر" نیستند.
دو راهی حمایت از صنعت نشر و فرهنگ کتاب خریدن و در اختیار همه قرار دادن کتابهای باارزش در جهت توسطه دانش را چطور میتوان پیمود؟
بگذارید قدری نظر موافق و مخالف دیگر پیرامون کتابهای مجازی برایتان نقل کنم و با هم به پاسخ این چالش بیاندیشیم
مخالف: آیا چون پولمان نمیرسد همهی کتابها را بخریم مجازیم قانون بشکنیم؟ آیا این گیگابایتها از ما محقّق ساختهاست؟ خواهدساخت؟ آیا دیگر کسی سراغ کار ریشهای و تصحیح و نقد خواهدرفت؟ آیا چون سیاستگذارانمان قدر فرهنگ را نمیدانند فرهنگیانمان باید نابودش کنند؟
چه کس جز خود ما دلش بر این وضع و حال باید بسوزد؟ چه امیدی هست که اگر خود پلیس خود نباشیم کس دیگری بپایدمان؟ وضعیّت نشر و ادب باید برای چه کسی از ناشر و ادیب مهمتر باشد؟ باید دستکم کتابی را که در بازار هست و بخت چاپ مجدد دارد دانلودنکنیم و جلوش را هم بگیریم. شوخی نیست: سرمایه فرهنگ مملکتی و تمدنی ست که هدر میشود. باید جریانی راه انداخت و پروپاگاندایی ساخت و توجّهی جلب کرد.
موافق: تا زمانی که غیراخلاقی بودن این عمل ثابت نشده و قانون دقیق و دارای ضمانت اجرایی هم دربارۀ آن وجود ندارد، دانلود کتاب موردنیاز «به اندازه» و «به هنگام ضرورت» ناروا نیست.
مخالف: غیراخلاقی بودن «محروم کردن نویسنده یا بازماندگان او از حقالتالیف و درصد فروش کتاب» بدیهی ست.
موافق: تکثیر غیر قانونی کتابی که در بازار موجود است همه جوره نادرست است؛ ولی کتابی که پس از سی سال از درگذشت مولفش توسط چند ناشر منتشر می شود مشکلی ندارد. این نکته که دانلود کتاب «لزوما» به محروم کردن نویسنده منجر میشود هم البته ثابت نشده! چه بسا دانلود کردن کتاب و مطالعۀ اجمالی آن خواننده را به تهیۀ نسخۀ کاغذی تشویق کند! نسخۀ کاغذی خیلی از کتابهایی را که دانلود میکنیم، اگر فایلش هم موجود نباشد، هرگز نخواهیم خرید!
مخالف: «کتابهایی را دانلود کنیم (یا میکنیم) که اگر دانلود نمیکردیم نمیخریدیم» فقط نشان میدهد دچار ولع دانلود شدهایم. در کشور ما عدهای اهل قلم هنوز باقی ماندهاند که به علل مختلف در دانشگاه حضور ندارند و از حقوق هیئت علمی برخوردار نیستند. زندگی این افراد از نوشتن و ترجمه میگذرد. زندگی خیلی معمولیای هم دارند و بلکه خیلیهایشان با نداری دستبهگریبانند. این جماعت حامل و خادم فرهنگند. عاشق کتاب و نشرند. ماهها و سالها وقت صرف میکنند که کتابی چند جلدی ترجمه کنند یا یک رمان بنویسند. زندگیشان منحصراً از همین راه میگذرد و درستش هم احتمالا همین است. اغلب دوستانی که مدافع دانلود هستند جز این که احتمالا این افراد را کمتر در نظر میگیرند و طبعا خود جزء ایشان نیستند، درواقع دارند کاری را که کردهاند توجیه میکنند.
موافق: معمولا کتابهای مشهور پیدیاف میشوند. کمتر پیش میآید که کتابهای نویسندگان موردبحث در کانالی گذاشته شود.
مخالف: «مشهور» نمیدانم یعنی چه. مثلا «یکی از نویسندگان مورد بحث» آقای محمود دولت آبادی ست. تقریبا تمام کتابهای ایشان در فضای مجازی هست و زندگیش از راه حقالتالیف میگذرد.
موافق: اگر استدلال فورسهایمز و امثال او درست باشد (که ظاهرا تا کنون نتوانستهایم منطقا کلیت آن را رد کنیم) با یک قاعدۀ اخلاقی مواجهیم. حالا ممکن است این قاعده به زیان کسانی هم باشد. مگر همیشه قواعد اخلاقی به سود همه اند؟ در این میان برخی زیان میکنند ولی زیان آنها اخلاقی بودن قاعده را نقض نمیکند.
مخالف: نتیجه ادامه این روند دانلود این خواهد بود که فقط کسانی بتوانند دست به قلم ببرند که یا دُمشان به ترتیبی به مواهب و عطایای دولتی وصل باشد یا ترجمه و نویسندگی کار دومشان باشد یا خود را برای نداری آماده کردهباشند؛ اگر فرض کنیم ناشرانی هم با همین مختصّات باشند که بخواهند این آثار را چاپ کنند. این هم یعنی نابودی بخش بزرگ و مستقلّ صنعت نشر (و این مستقل بهخصوص اینجا چیز مهمی ست).
با قاچاق کتاب به صنعت نشر و اهالی فرهنگ صدمههای کاری وارد شده است. باید دست به کار شد و وجدانها را بیدار کرد تا راهکاری برای قانون و اخلاق مند کردن کتابهای اینترنتی پیدا کنیم.
26
ارسال نظر