انتقاد نائب رییس مجلس در تایید صلاحیتها؛
با چه شاخصی رئیسی و قالیباف رجلسیاسی شدند
نایب رئیس مجلس از نداشتن شاخص در تایید صلاحیتها انتقاد میکند و می گوید: یک زمان یک نفر را صد درصد تایید میکنند و میگویند امام زمان هم تاییدش کرده یک روزی دیگر درباره همان آدم میگویند صلاحیت هیچ چیزی را ندارد.
به گزارش سایت مشهد فوری «مسعود پزشکیان» سیاستمداری که روزگاری ردای وزارت دولت اصلاحات را برتن کرده بود و امروز ردای نمایندگی مجلس را، تلاش دارد شاخصه کلام و رفتارش را با توصیه های امیرالمومنین جفت و جور کند.
نقد صریح دارد به مدل تایید و ردصلاحیت های شورای نگهبان که یکبار فردی را تایید می کنند و روزی دیگر از همان فیلتر رد نمی شود، شاخصه سلیقه ای که رئیسی و قالیباف را رجل سیاسی می داند و نامزدهایی با سابقه وزارت و نمایندگی را نه. از همین روست که می گوید« متری که ما می گذاریم سلیقه است و این ابهامی است که در کشور در تمام سطوح ایجاد شده و بیشتر مشکلاتی هم که داریم به خاطر همین مترها و میزان هایی است که نارسا و ناخواناست و خیلی جاها درست نیست.»
معتقد به تغییر ساختار قانون اساسی نیست، تاکید دارد اگر همین قانون فعلی درست اجرا شود نیاز به تورم قانونی و قانون نویسی جدید نیست، ساختار را دچار اشکال می داند، ساختاری که اجازه قانون شکنی به فردی مثل احمدی نژاد را داده بود« اسمش را گذاشته اند هدفمندی؛ کچل را می گذارند زلفعلی، کور را می گذرند عینعلی! غیرهدفمندی را گذاشته اند هدفمندی. این هدفمندی است که به هر فرد 45 هزارتومان بدهند؟ ولی دادند. خلاف قانون هم عمل کردند و بیشتر از چیزی که قانون مصوب کرده بود دادند. از جاهای دیگر پول برداشتند و دادند و هیچ کس هم برخورد نکرد. ما هم مقصریم. مجلس هم مقصر است، قوه قضاییه هم مقصر است»
با مسعود پزشکیان نایب رئیس اصلاح طلب مجلس درباره نگاه منطقه ای نمایندگان هم گفتگو کردیم، از احمدی نژادی که می گوید اگر یک روز مورد تایید امام زمان بود و روزی دیگر .... از مقصر بودن مجلس، دولت و قوه قضاییه در قانون گریزی ها گفت و از ردصلاحیتش در انتخابات سال 92 تا جدالش با نماینده جبهه پایداری و حصر.
آنچه در ادامه می خوانید مشروح بخش اول این گفت و گو است:
آقای پزشکیان! سال 92 شما برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کردید اما تائید صلاحیت نشدید علت رد صلاحیتتان چه بود؟ شما هم رجل سیاسی شناخته نشدید یا...
به من چیزی نگفتند، من هم چون قصد نداشتم ادامه بدهم، پیگیری نکردم. آیت الله هاشمی رفسنجانی که خدا رحمتش کند، تشریف آوردند و کاندیدا شدند و من دیگر قصد ادامه نداشتم اعلام هم کرده بودم اگر ایشان تشریف بیاورند من ادامه نمی دهم، در نتیجه اصلا پیگیر نشدم که شورای نگهبان چرا رد کرد. چون معتقد بودم آیت الله هاشمی رفسنجانی شخصیتی هستند که تجربه بالاتر، شناخت بیشتر و هماهنگی که می توانست هم در داخل و هم در خارج از کشور ایجاد کند خیلی اثربخشتر از آدم هایی مثل ما بود که بخواهیم وارد چنین گودهایی بشویم.
همان سال 92 یا حتی 96 تعداد نامزدها در انتخابات ریاست جمهوری زیاد بود و خیلی ها هم با همین معیار رجل سیاسی نبودن رد صلاحیت شدند، بعد از ابلاغیه ای که رهبری داشتند تلاشی برای تعریف رجل سیاسی شروع شده، تا الان بحث فهم شورای نگهبان برای این قضیه حجت بوده. شما خودتان ضرورتی برای این موضوع می بینید که کسی مثل آقای غرضی با سابقه وزارت رجل سیاسی می شوند و برخی دیگر هم با همین سابقه یا حتی بیشتر رجل سیاسی تعریف نمی شوند. یعنی معیار مشخصی وجود ندارد و بیشتر سلیقه ای است. خود مجلس هم یک بار ورود کرد ولی شورای نگهبان قبول نکرد .
مشکلی که ما درباره بحث اعتقادیمان داریم همان بحث های شاخصه هاست. اگر در قرآن نگاه کنید وقتی می خواهد کسی را برتر کند نمی گوید فارس باشد یا ترک یا کرد یا مثلا جز فلان جناح یا گروه. می گوید ان اکرمکم عندالله اتقیکم. اتقیکم یعنی یک متر می گذارد کسی که متقیتر است. ما هنوز نتوانستیم در جامعه بگوییم که متقی چه کسی است و چه رتبه هایی از تقوا معنی دارد. در حالی که باتقواتر الزاما گروهی، جناحی قبیله ای نیست و یک شاخصی است که ما نتوانستیم آن را تعریف کنیم و چون نتوانستیم در هر نماز جمعه یا جایی اولین امام جمعه می گوید اوصیکم بالتقوالله عبادلله، آن تقوایی که دعوت می کنند چی هست؟ وقتی من که دارم گوش می دهم یا در مسجد یا در دانشگاه هستم ندانم که متری که اینها می گذارند چه چیزهایی از من می خواهند که من به سمت آنها بروم، در نتیجه چون این شاخص را نداریم.
یک روزی یک فردی را صددرصد تایید می کنند و می گویند امام زمان هم تاییدش کرده یک روزی همان آدم را می گویند صلاحیت هیچ چیزی را ندارد. یا من دیپلم گرفتم یا نگرفتم، نمی شود دیپلم بگیری بعد بگویی هیچ سواد نداری. چون نتوانستیم این تقوا را براساس هیچ شاخص یا میزانی متر کنیم و براساس آن ارزش قائل شویم این ابهام در تمام سطوح وجود دارد. در قرآن می فرماید قرآن میزان است، یا قرآن فرقان است، قرآن ترازو است، اندازه می گیرد و توصیه هایی که قرآن به مخاطبینش دارد این است که وزن بالقسط، یعنی وزن را براساس عدالت انجام می دهم هیچ چیزی را کم نمی گذارم. ما چون نمی توانیم وزن کنیم این اشکالاتی که شما می گویید به وجود می آید. این ابهامات نه تنها در آنجا در خیلی جاهای دیگر هم به وجود می آید. در دادن پست ها، در دادن امتیازات یا تایید صلاحیت یا عدم صلاحیت در جاهای مختلف. کسی نمی داند بالاخره ما چه چیزی را می گوییم متقی تر است. رجل سیاسی هم همینطور است. چه کسی رجل سیاسی تر است؟ کدام متر و شاخص؟ در نتیجه در همین دوره می بینید آقای حاجی بابایی با سابقه وزیر بودن و نماینده ای که عضو هیات رئیسه مجلس بوده یا آقای زاهدی که سفیر، وزیر و نماینده بوده؛ صلاحیت پیدا نمی کنند بعد فردی مانند حجت الاسلام آقای رئیسی رجل سیاسی می شود یا آقای قالیباف همینطور. این چه شاخصی است؟ حداقل برای کسانی که از بیرون نگاه می کنند قابل فهم نیست و نمی دانند اگر چه کاری بکنند رجل می شوند و این مشکلی است که در کل ساختار مدیریت کشور با آن مواجه هستیم و تنها در بحث رجل سیاسی نیست
22
ارسال نظر