آلودگی هوا، فاجعهای که جدی گرفته نشد
روز پنجشنبه 10خرداد که پیشبینیها خبر از آلودگی هوای در حد هشداررا در شهر مشهد میداد ستاد بحران یک سلسله تدابیر تعطیلی ادارات و ممنوعیتهای ترافیکی را مصوب کرد اما جدی گرفته نشد.
به گزارش مشهد فوری ، روز پنجشنبه 10خرداد که پیشبینیها خبر از آلودگی هوای مشهد در حد هشدار میداد ستاد بحران یک سلسله تدابیر برای کم کردن خطر این آلودگی صادر کرد شامل تاخیر شروع به کار ادارات و ممنوعیتهای ترافیکی.
پیش از آن در روز چهارشنبه نیز به تاخیر شروع به کار ادارات به تصویب کارگروه اضطرار آلودگی هوای مشهد رسید اما بانکها و اداره پست طبق ساعت کاری خود به ارائه خدمت پرداختند. روز پنجشنبه اما محدودیتها تشدید و شامل محدودیتهای ترافیکی هم شد اگر از نواقص اطلاع رسانی و عمومیت آن بگذریم چند نکته در نتیجه آن حائز اهمیت است.
میزان بالای جریمهها، حدود 520میلیون تومان، نشان از عدم استقبال عمومی از آن داد، همچنین پلیس خبر داد که ابلاغ دانشگاه فردوسی برای عدم ورود خودروها به داخل دانشگاه در روز پنجشنبه هم که با هدف استفاده نکردن کارکنان و دانشجویان این دانشگاه از خودروی شخصی بود سبب ترافیک در محدوده دانشگاه شد و علت آن حجم زیاد خودروهای پارک شده در مقابل دانشگاه فردوسی بود. همه اینها خبر از عدم همراهی مردم و حتی برخی مسئولان در مواقع بحرانی میدهد.
محمد فاضلی ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی از این مشکل با عنوان «دام اجتماعی» یاد کرده و نوشته است:
«دام اجتماعی» وضعیت حالتی است که افراد برای رسیدن به منافع کوتاهمدت، در درازمدت دچار فاجعهی جمعی میشوند. مردم در هنگام جیرهبندی آب به دام اجتماعی میافتند زیرا تصور میکنند که بقیه آب را در منبعی ذخیره میکنند، پس به دلیل عدم اعتماد به دیگری، خود نیز اقدام به ذخیره کردنِ آب میکنند و بحران کمآبی به صورت بدتری ادامه مییابد. بیاعتمادی منشأ دام اجتماعی است. سیستم ناکارآمدی که دچار دام شود، دائماً خود را تقویت میکند. بیاعتمادی به فساد بیشتر و فساد بیشتر منجر میشود.
ما مالیات را راحتتر میپردازیم کرد اگر مطمئن باشیم دیگران هم میپردازند. مصرف آب را کم خواهیم کرد، اگر مطمئن باشیم که دیگران هم صرفهجویی میکنند. این گونه کنشهای ما استراتژیکاند یعنی وقتی آنها را انجام میدهیم به کنش دیگران نیز توجه داریم. حل کردن مسائل هر جامعه، نیازمند حل کردن معمای همکاری است. معمای همکاری هم زمانی حل خواهد شد که اعتماد وجود داشته باشد.
پس باید توافقی بین همهی کنشگران برای اعتماد به دیگری حاصل شود. اما خلق اعتماد کارکرد نهادهای حکومتی جامعه است. اگر نهادهای حکومتی از فساد، تبعیض و تحقیر پاک باشند، میتوانند اعتماد خلق کنند.
دامها وقتی تشدید میشوند که ساخت نهادی به حافظهی جمعی ضربه میزند. ممکن است هیچکدام از ما تجربهی برخورد بدی با پلیس نداشته باشد اما وقتی فیلم برخورد بد صورت گرفته با یک شهروند را میبینیم، احساس میکنیم پلیس رودرروی ما ایستاده و در حال له کردن شخصیت و ارزشهای ماست.
دام اجتماعی وقتی برچیده میشود که سواری مجانی منتفی شود. سواری مجانی یعنی من صرفهجویی کنم، اما همسایهام مجانی بردارد؛ یعنی من اتومبیلم را به خیابان نمیآورم و خیابان خلوتتر میشود ولی دیگران در خیابانهای خلوتتر زودتر به کارشان میرسند. مردم باید مطمئن شوند که حکومت اجازه سوءاستفاده و سواری مجانی نمیدهد.
وضعیت دام اجتماعی مختص جامعه ایران نیست. شما حتما شنیدهاید که میگویند تا تک تک ما ایرانیها عوض نشویم، توسعه پیدا نمیکنیم. من معتقدم که در کشورهای دیگر جهان هم تک تک اعضا، عوض و آدم نشدهاند یعنی اینطور نیست که همهی افراد در سوئد و فنلاند و ژاپن بسیار متخلق به اخلاق و سودمند به حال منافع جامعه باشند. فرق ما با دیگر کشورها این است که ما حافظهی تاریخیای از ضربههایی که نهادها به ما زدهاند داریم و برای اینکه بتوانیم در فرآیندهایی با یکدیگر گفتگو کنیم و به چارچوبهایی برای همکاری و اعتماد برسیم نیازمند زمان هستیم.
حکومت باید به مردم علامت محکمی دهد که بازی جدیدی در حال آغاز شدن است. بازی جدید چیست؟ بازی جدید این است که حکومت اقدامات عامدانه و آگاهانهای انجام دهد تا نشان بدهد نسبت به بیاعتمادیهایی که در گذشته انجام شده آگاه و حساس است و قصد جبران آنها را دارد. حکومتها به غیر از فرستادن پیامهای روشن، باید فضایی را برای برقراری ارتباط و اجازهی گفتوگو مهیا کنند.
کارآمدسازی دولت مهمترین کار است. بزرگترین پروژهای که باید در ایران پیش برود، کارآمدسازی دولت است. در ضمن، حل کردن بسیاری از مسائل ما در داخل کشور، هیچ ربطی به رابطه ی ما با آمریکا ندارد. بسیاری از مسائل پیشآمده در کشور، نتیجهی سیاست خارجی ما نیست. خشک کردن تالابها و رودخانهها کاری است که خود کردهایم و آمریکاییها به هیچ وجه کمکمان نکردهاند.
اعتماد را میتوان از طریق گفتوگو ساخت. منظور از گفتگوی ملی، آشتی ملی و بحثهای کلان نیست. گفتوگو باید از امور کوچکتری شروع شود، از مسالهی آب، تلگرام و مداخله در فضای مجازی، برق و به طور کلی از مناقشههای کوچکتری که چشماندازی برای حل آنها وجود دارد. گفتوگو میتواند درباره ۱۴۰۰۰۰ میلیارد تومان گردش مالی نظام سلامت و شیوه کارآمدسازی آن آغاز شود.
اصلاحگری از مناقشهبرانگیزترین مسائل آغاز نمیشود بلکه میتواند از مسائلی شروع شود که اثربخشترین و امیدبخشترین اثر را در زندگی ناامیدترین گروههای جامعه دارد. موفقیت در این عرصه میتواند ما را به تدریج به خروج از دامهای اجتماعی امیدوار سازد.
24
ارسال نظر