بازگشت آبانبارها در قرن 21
مردم منطقه جنوب برای جلوگیری از سیلاب و ذخیره آب ارزشمند باران قرنها پیش راه حلی یافتند که هنوز هم به آن پایبندند.
روایت مشهدفوری از گنبدهای بلند و کوتاهی که در جای جای «اوز» جلوهای خاص به این شهر بخشیدهاند و درونشان حیات در جریان است.
مردم شهر قدرشان را خوب میدانند و در حفظ و حتی افزودن به آنها کوتاهی نمیکنند از بناهای دوره افشاری تا بناهای که عمرشان به یک سال هم نمیرسد اما هدف از ساختشان یک چیز است جمع آوری آب بارانهای سیل آسا برای بهره برداری در ایام سال.
برکه یا همان آبانبارهای زیرزمینی راهکار منطقه لارستان و جنوب ایران برای ذخیره سازی آب در اقلیم خشک و کم باران آن حوالی ست.
این برکهها از حدود فیروزآباد به سمت جنوب و سواحل خلیج فارس همه جا دیده میشوند اما بیشترین پراکندگی را در بخش اوز دارند. آگاهان میگویند چیزی بیش از هزار برکه در کل منطقه وجود دارد.
در اصالت و اهمیت این آب انبارها باید به توضیح گریشمن دربارهشان اشاره کرد، او نوشته است: از وقتی در لارستان مردم فن برکهسازی را یاد گرفتند تمدن بوجود آمد.
برکهها شامل: مخزن، دیواره سکوی دور و روی دیواره، گنبد، راهآبههای ورودی آب، در یا به اصطلاح دهانه، پله ورودی برکه، ایوان اضافه شده به دهانهها، کاکل سر گنبد و کمی تزئینیات و تجهیزات اضافه مانند مالبند و نورگیر و... هستند. آب از طریق جوی یا رودهای کوچکی که به آن مَمَر میگویند وارد برکههای مسقف میشود.
سال ۱۳۹۴ موزه مردم شناسی اَوَز حدود ۱۹۶ آب انبار (برکه) را در شهر اوز حدفاصل دانشگاه پیام نور تا دانشگاه آزاد اوز که در دو سمت شهر هستند توانست آماربرداری کند این احتمال وجود دارد که تعداد آنها حتی بیشتر باشد اما آماربرداری نشده باشند.
هر کدام از برکهها به نام بانی آن شهرت دارد مثلاً برکهای کوچک در ورودی شهر قرار دارد که پیرزنی تخم مرغ فروش هزینه ساختش را پرداخت کرده و به همین سبب به برکه تخممرغی شهره شده است و یا برکههایی که به نام بزرگان و حکمای شهر مشهورند و ابعاد بزرگتری دارند.
تفاوت آبانبارهای این منطقه با نمونه آب انبارهای معروف قزوین و شیراز در مهندسی سیستم ورود و خروج آب به آنهاست آبانبارهای اوز پله و دهن شیر ندارند یعنی مردم برای برداشتن آب از پله ها پایین نمیروند تا به پایاب برسند و آب بردارند بلکه با کمک سطل و طناب آب را از مخزن بیرون میکشیدند.
از لحاظ حجم این آب انبارها بسیار متنوعاند از برکههایی با قطر دایره ۲متر در ارتفاع مخزن سه متری تا نمونههایی با مخزن حدوداً ۲۰ متری و قطر دایره ۲۵ متری.
از نظر قاعده ساخت هم دو نوع برکه داریم برکههای با مخزن مستطیل شکل که سقف ضربی یا صاف دارند و برکههایی به شکل دایرهای که نوع غالب هستند.
با یک باران سیلآسای یک ساعته تمام برکهها پر میشود شاید بالغ بر صد برکه. این برکهها معمولا چند تایی کنار هم ساخته میشوند و وقتی آب باران یکی را پر کرد به آبانبار بعدی سر ریز میشود همینطور ادامه مییابد تا مازاد آب به رودخانه وارد میشود.
هادی صدیقی که پدربزرگش مسئول بهداشت این منطقه در دهههای پیش بوده از به خدمت گرفتن دانش برای بهرهوری بهتر از آب برکهها چنین گفت: در گذشته انگلی به نام "پیوک" از طریق آب این برکهها به انسان منتقل میشد که با ورود به بدن به راحتی میشد حتی حرکت آن را زیر پوست هم دید. "محمد محمودی" پدربزرگم با کلرزنی مداوم این انگل را ریشهکن کرد و حالا این آب حتی در برکههایی که کمتر در مسیر رفت و آمد است قابل شرب است.
در تفاوت معماری برکهها این ارتفاع گنبد است که سریع به چشم میآید استادکاران ماهر که تعدادشان این روزها انگشت شمار شده با تجربه خود گنبد را در ارتفاع کمتری به هم میرساندند و شکل گنبد برکههای قدیمی بیضوی و متمایل به دایره است اما برکههای امروزی سقفهایی مرتفع تر دارند.
همچنین در گذشته این برکهها با سنگ و ملات گچ و ساروج ساخته میشد اما امروزه سنگ و سیمان جایش را گرفته است زیرا هم دیگر کسی نمیتواند ساروج تهیه کند و هم محیط زیست اجازه چنین کاری را نمیدهد به علت نیاز به قطع درختان نخل و دود ناشی از سوزاندن آنها.
معماران قدیمی ابتدا مخزن برکه را میساختند و بعد به مدت یک سال آن را رها میکردند تا آب آن را پر کند سپس شروع به ساخت دیواره و گنبد میکردند تا هم سقوط سنگها سبب شکستن مخزن نشود و هم خطر سقوط کارگرانِ روی گنبد را تهدید نکند.
هنگام تعمیر سقف هم این قاعده پر بودن مخزن رعایت میشود.
همانطور که گفته شد این سنت دیرینه هنوز هم در منطقه مورد قبول است و میتوان با مطالعه و الگوبرداری از آن در تامین آب دیگر نقاط کم آب کشور هم این شیوه را به کار بست.
26
ارسال نظر