شناسه خبر: ۱۰۳۴۷۴
لینک کوتاه کپی شد

در گفت و گو با حسین طاهری

از هنر فقر تا فقر هنری

حسین طاهری هنرمند مشهدی معتقد است که  پول نداشتن می‌تواند هنرمند را به پویش و خلاقیت برساند اما در زمانه‌ای که هنر مورد توجه باشد

از هنر فقر تا فقر هنری

حسین طاهری بازیگر پیشکسوت تئاتر و تلویزیون خراسان از معدود بازیگران توانای مشهدی است که می‌تواند با لهجه شیرین این شهر اجرا داشته باشد. طاهری بیش از ۸جایزه معتبر هنری در کارنامه دارد اما می‌گوید پسرش سروش توانسته جایزه فجر بگیرد افتخاری که هنوز نصیب خودش نشده است. مشهد فوری با این استاد دانشگاه و هنرمند گفت وگویی داشته و از او درباره سابقه کاریش و همچنین دیدگاهش به هنر نمایش امروز پرسیده است.

ابتدای راه در کوچه‌های حسین باشی
حسین طاهری در یکی از روزهای سرد پاییز ۱۳۲۳ در فریمان متولد شد او می‌گوید زادگاهم فریمان شد چون پدرم نظامی بود و آن موقع در فریمان خدمت می‌کرد. از حدود ۱۲ سالگی به مشهد آمدیم و ساکن کوچه حاجی سیگاری در راسته حسین باشی مشهد شدیم. اولین کار نمایشی هم که دیدم در همین کوچه حسین باشی بود یک نمایش در مراسم عروسی اجرای می‌شد. اما ما حق ورود به مراسم را نداشتیم آژانی دم در خانه عروسی گذاشته بودند که از ورود دیگران جلوگیری کند اما من با پارتی بازی وارد شدم و آن اجرا را دیدم. دیدن آن کار خیلی برمن تاثیر گذاشت و باعث شد به بازیگری علاقه مند شوم .
این خاطره با من بود تا اینکه روزی در مدرسه مان ناظم دبستان سرصف اعلام کرد کدام یک از شما میتواند نمایش بازی کند من با شنیدن این حرف خیلی خوشحال شدم و اعلام آمادگی کردم نمایش خوبی هم از کار درآمد و با استقبال روبرو شد همین انگیزه‌ام را بالا برد در دبیرستان هم نقش نادرشاه را نمایش نادر پسر شمشیر بازی کردم پیش از من ۲ نفر دیگر نیز این نقش را ایفا کرده بودند که از نامهای مطرح تاتر بودند.
طاهری از خاطرات کودکی و نوجوانی خود چنین روایت می‌کند: زبان انگلیسی و ادبیات فارسی من خوب بود این خوب بودن ادبیات را مدیون پدرم هستم چون او آن زمان که سرگرمی کمتر بود پدرم هر شب کتاب کرایه می‌کرد و چون نمی‌خواست زیاد پول بدهد یک شبه کتاب را می‌خواند وقتی از میانه کار خسته میشد من که حدودا ۹ ساله بودم باید ادامه آن را می‌خواندم اگر هم اشتباه می‌خواندم مورد «نوازش» قرار می‌گرفتم این بود که متون ادبی را خیلی خوب یاد گرفتم مثلا در آن سن اشعار «رابعه» را می‌خواندم.

تهران و مسیر ارتش و پلاسکو
از او درباره تحصیلات و شغلش که پرسیدیم یاد «فردین» و «عنایت بخشی» افتاد و چنین گفت: دیپلمم را در مشهدو در رشته اتومکانیک گرفتم به هنرستان هم رفتم و تئاتر خواندم اهل ورزش هم بودن و به صورت حرفه‌ای بوکس کار می‌کردم اما تصمیم گرفتم در تهران ادامه زندگی و تحصیلاتم را پی بگیرم. با همفکری برادرم در آزمون ارتش شرکت کردم و در پنج شاخه قبول شدم خودم نیروی هوایی را انتخاب کردم سال ۱۳۴۲ وارد نیروی هوایی شدم با خنده می‌گوید همان سالی که «فردین از ارتش اخراج شد. اما عنایت‌الله بخشی تقریبا هم دوره من بود با هم در ارتش نمایش اتاق شماره ۱۳ را اجرا کردیم.
حقوق ماهیانه ام در ارتش ماهی ۸۱ تومان بود برای کسی که جدا از خانواده زندگی میکرد این مبلغ کم بود به سراغ تاترهای تهران رفتم، درست روبروی ساختمان پلاسکو، و گفتم بازیگرم؛ خیلی زود همبازی «میری» هنرپیشه محبوب آن سالها شدم برای هر اجرا ۵ تومان می‌گرفتم کمی اوضاع بهتر شد اما همیشه حساب دخل و خرج را داشتم که کم نیاورم همین فقر است که هنرمند را می‌سازد و او را به خلاقیت و تحرک وادار می‌کند و حتی بهتر می‌تواند در اجرا حس درد را منتقل کند.
طاهری درباره کارهای هنریش در ارتش می‌گوید آن زمان کارها مناسبتی بود مطالب آن آماده بود تغییرات کوچک در آنها می دادیم و اجرا می کردیم بیشتر طنز بود و یا محتوای میهنی داشت و به مناسبت های حکومتی یا ملی تهیه می‌شد بنابراین کارهایی نیستند که به آنها افتخار کنم.

تلویزیون و شروعی دوباره
مشهدی ها اما او را از روزهای اولی که صداوسیمای خراسان آغاز به کار کرده بود به خاطر دارند طاهری درباره ورودش به تلویزیون ‌گفت:
تا پیش از سال ۷۵ من اصلا برای اجرا مقابل دوربین نرفته بودم. سال ۷۲ از ارتش بازنشسته شدم برای امرار معاش چند کار مختلف مانند حسابداری و مسافرکشی انجام می‌دادم تا اینکه سال ۷۵ بود که تلویزیون خراسان از من دعوت کرد برای بازیگری بروم. گمان می‌کنم رضا صابری مرا به آنها معرفی کرده بود آخر او پسر عمه من است و از سالها قبل با هم همکاری های هنری داشتیم. او کارگردان مجموعه «یک از هفت» بود و من هم با بازی در همین آیتمها بود که وارد کار تلویزیون شدم این کارها البته خیلی برای پول نبودند آن زمان اصلاً درباره پول حرف نمی‌زدیم با خنده می‌گوید بر خلاف حالا که حتی مجبور شدم برای گرفتن طلبم از یک فیلم ده ماه اسیر دادگاه شوم.
طاهری درباره روزهای آغاز کار در تلویزیون ادامه می‌دهد خوبی داشتم در حفظ دیالوگ ها و پای کار هم بودم بنابراین هر روز پیشنهاد های بازیگری بیشتر میشد شاید حدود ۴۰ فیلم و سریال برای تلویزیون بازی کردم. از خاطره انگیزترین ها میشود به «قصه های آبادی» اشاره کرد که همبازی اقای «جواد عابدی» بودم «خانه پدری» که با دو پسرم بازی میکردیم و «با شما تا نوروز» اشاره کنم فیلم های تلویزیونی هم چند تایی بازی کردم از جمله «خیابان ارگ»، «کبوتر با کبوتر»، «تابستان گذشته»، «کویر»، «آخرین ملکه روی زمین» و آخرین کار هم «فرزانه» بود.

حرف آخر، قدر هنر را بدانید
وی درباره تفاوت تئاتر و تلویزیون میگوید سینما با کات های فراوان حس را از بازیگر می‌گیرد اما تاتر اینگونه نیست بازی زنده است و در امتداد هم. برای همین تاتر را بیشتر دوست دارم و باز با خنده می‌گوید تا وقتی بی‌پول نشوم فیلم تلویزیونی بازی نمیکنم.

از او در باره آخرین اجراهای تاترش میپرسیم و او از «قدمگاه» نام میبرد اثر اقای «سیم‌ریز» که در جشنواره هم مقام آورد و«سردسیر» که نقش سنگینی در آن ایفا کرده است.
او که مدتی در دانشگاه آزاد مشهد بازیگری و فن بیان تدریس می‌کرده از پیچیده و دشوار شدن بازیگری در روزگار امروز هم گفت: جامعه ما این روزها چند وجهی و پیچیده‌تر از گذشته شده است آدمها در جای خودشان نیستند می‌بینی یکی با تحصیلات پزشکی دارد آرایشگری می‌کند تعریف کارکتر او در قالب تیپ آرایشگر سخت است و همین نکات ریز چالشهای بازیگری در دنیای امروز است.
فیلمنامه‌ها از واقعیت جامعه دور شده‌اند نویسنده خوب نداریم دچار خودسانسوری شده ایم این خودسانسوری آفتی شده برای هنرمندان ما. باید به این باور برسیم که فرهنگ هر ملتی را هنر ارتقا می دهد و هنر را بیشتر ارج بنهیم در جامعه چرا باید مردم مشهد با تاتر آشنا نشوند و کمتر به دیدن اجراها بیایند؟

26

ارسال نظر