شناسه خبر: ۱۳۹۲۷۸
لینک کوتاه کپی شد

بازجویی از دختر 17 ساله مشهدی که عاشق مرد 46 ساله شد ! + جزئیات

به خاطر شیطنت های دوران نوجوانی سعی می کردم به همراه دیگر دوستانم مربی آموزشی را به چالش بکشانیم اما او چنان اهل مطالعه بود که به راحتی ما را مغلوب می کرد.به او علاقه مند شدم احساس می کردم مرد رویاهایم را یافته ام و ...

بازجویی از دختر 17 ساله مشهدی که عاشق مرد 46 ساله شد ! + جزئیات

به گزارش مشهد فوری ، دختر 17 ساله ای که با دستور سرهنگ محتشمی (سرپرست کلانتری میرزا کوچک خان مشهد) و همزمان با شکایت پدر و مادرش از مربی آموزشی به مقر انتظامی منتقل شده بود تا در شعبه 118 دادگاه کیفری 2 مرکز خراسان به سوالات تخصصی قاضی علی اکبر صفائیان پاسخ بدهد، درباره سرگذشت خود و چگونگی ماجرای ارتباط غیرمتعارف با مربی 46 ساله اش گفت: پدرم فروشگاه لوازم کودکان داشت اما همواره با مادرم درگیر بودند به طوری که هیچ تفاهمی با هم نداشتند و هر بار پس از مشاجره لفظی، مادرم داروهای اعصاب و روان مصرف می کرد زیرا پدرم تجدید فراش کرده بود و بیشتر اوقاتش رادر منزل همسر دیگرش سپری می کرد.

«مربی» زیر تخت دختر ۱۷ ساله به دام افتاد

در این میان من که تک فرزند خانواده بودم دوران کودکی خوبی داشتم و بیشتر با پسرهای محله بازی می کردم. هر بار که پدر و مادرم به خاطر موضوعی کارشان به مشاجره و درگیری می کشید هر دو نفر آن‌ها منزل را ترک می کردند و من به ناچار نزد مادر بزرگ پیرم می رفتم اما او هیچ وقت شرایط مرا درک نمی کرد.

کمی بزرگ تر که شدم اوقات تنهایی ام را با خواندن کتاب یا گوش دادن به موسیقی پر می کردم. تا این که حدود یک سال قبل مرد 46 ساله ای مربی آموزشی من و دوستانم شد.

آن روزها به خاطر شیطنت های دوران نوجوانی سعی می کردیم او را دست بیندازیم یا با سوال های مختلف به چالش بکشیم ولی او همواره با آرامش و اطلاعات علمی زیادش من و دوستانم را غافلگیر می کرد. از سوی دیگر من به مطالعه کتاب علاقه مند بودم و سوالات زیادی از مربی می پرسیدم.

همین موضوع به آشنایی بیشتر من و او منجر شد به طوری که کتاب هایی را برای مطالعه در اختیارم قرار می داد. کم‌کم ارتباط تلفنی بین ما برقرار شد و این احساس را پیدا کردم که مرد رویاهایم را یافته ام. خیلی زود این ارتباط عاطفی به دیدارهای حضوری و خارج از عرف کشید و من به زندگی خصوصی او راه یافتم و متوجه شدم رابطه صمیمانه ای با همسرش ندارد.

این درحالی بود که ارتباط عاطفی بین ما هر روز بیشتر می شد تا این که آبان سال گذشته مادرم با بررسی تلفن همراهم همه ماجرا را فهمید. از آن روز به بعد شرایط زندگی در منزل ما به گونه ای دیگر رقم خورد و همه شیرینی های زندگی به تلخی گرایید.

مادرم گوشی را از من گرفت و به شدت زیر نظر قرار گرفتم و در واقع در منزل خودمان زندانی بودم ولی من از هر فرصتی و به هر بهانه ای برای ارتباط با «الف - ن» استفاده می کردم و با تلفن منزل با او در ارتباط بودم تا این که مربی ام برای پس گرفتن کتابی که دست من امانت بود به در منزل مان آمد و با یکدیگر مشغول گفت وگو شدیم. در همین هنگام بود که فهمیدم پدر و مادرم در حال بازگشت به منزل هستند و فاصله زیادی با ما ندارند.

بلافاصله از «الف- ن» خواستم که داخل خانه و زیر تخت خوابم پنهان شود اما متاسفانه پدر و مادرم متوجه موضوع شدند و او را کتک زنان از زیر تخت بیرون کشیدند و تحویل ماموران کلانتری دادند. اما ای کاش ...

شایان ذکر است این پرونده که به خاطر مسائل اجتماعی و اعتماد مردم به برخی از سازمان های عمومی از اهمیت و حساسیت ویژه ای برخوردار بود، توسط قاضی با تجربه دادگاه کیفری 2 مورد رسیدگی قرار گرفت و متهم روانه زندان شد.

منبع: خراسان

159

  • ممد ارسالی در

    دیوانه چرا رفته تو خونه!!!!!

  • محمدرضا ارسالی در

    اولادعواواختلاف سلیقه درتمام خانواده هاوجودداره و دلیل براین نیست که زندگی همسروبچه هاشونوباازدواج مجدد به چالش بکشند.ثانیاانسان نباید به امانتی که بهشون سپردندخیانت کنند ثالثااون دخترخانم هم سن وسال دختر اون معلم پرورشی بوده.

  • ناشناس ارسالی در

    تقصیر پدرمادره
    انقدر به دختر بیچاره محبت نکردن که رفته از یه مرد سن بالا محبت بگیره
    وگرنه چرا نرفته با یه پسر جوون دوست شه!!!
    چون اون مرد بهش احساس پدرانه میداده

  • تشکری ارسالی در

    اینها پدرمادرنیستن دوتا ادم هست که بچهی را اوردن ولش کردن پدر ب دنبال کیف خودش مادرهم دنبال قرص اعصاب خوردن اون تفلی چکار میکرد

  • عرفانی ارسالی در

    سلام : اولن که کارپدرمادرش اشتباه بوده این موضوع پیش بیاد ولی من این کاراشتباه انهارا توجیح نمیکتم ازان طرف هم مربی این دختررا مقصرمیدانم برفرض میگیم این دختردرگیرمشکل خانوادگی بوده ازان طرف هم مربیش مقصره که ازموقعیت استفاده کرده که باید اونم دردرگاه به این موضوع اعتراف کند که چرا اصالا به خودش اجازه داده بیاد درخانه شان که ای براهده قاضی است که خوب قضاوت کندباتشکر

ارسال نظر