گلوبال هاوک سند سردرگمی رسانههای ایرانی
یادداشت/مهدی سالاری
به گزارش مشهد فوری ، مهدی سالاری در دیدگاه نخبگانی خود تحت عنوان گلوبال هاوک سند سردرگمی رسانههای ایرانی به نقش رسانه ها در بازتاب خبر انهدام پهپاد فوق پیشرفته آمریکایی پرداخته است.
بیش از چهل و هشت ساعت از انهدام پهپاد فوق پیشرفته آمریکایی توسط فرزندان بی ادعای مردم ایران زمین میگذرد، پهپادی که به گفته رسانه های آمریکایی قابل ردگیری و انهدام نبوده و قیمتی بالاتر از رونالدو و مسی سوپر استارهای جهان فوتبال داشته است. اهمیت این واقعه به اندازه جابجایی مرزهای قلمروی استراتژیک دو کشور ایران و آمریکا دارد، یک خودنمایی جهانی تکنولوژیک که همه جهان ۸ میلیارد نفری نظاره گر جنگ دو ابرقدرت را انگشت به دهان بگذارد، در این بین رسانههای غربی که سالیان سال است به بلوغ لازم برای پوشیدن قبای سلطه بر جهان رسیده اند، سر درگم و گیج شده و لحظه به لحظه تاکتیکهای خود را برای دردست گرفتن اوضاع تغییر می دهند، لحظه ای جریان رسانه ای به سمت جنگ طلب بودن سپاه و غیرقابل کنترل و خطرناک بودن قدرت موشکی آن پیش میرود اما در نتیجه وارونگی اتفاق افتاده و یک تبلیغات خوب برای قدرت نظامی ایران از کار در میآید و البته کیف مردم مستضعف دنیا هم که پیش از این زخم های زیادی از پهبادهای م تجاوز آمریکایی خورده بودند کوک میشود، لحظه ای دیگر جریان رسانهای که پیش از این خطر جنگ را در بوق و کرنا کرده بود برای فرار از پاسخهای
اجتناب ناپذیر نظامی، این حادثه را یک اشتباه فردی تلقی کرده تا جلوی از بین رفتن حیثیت خود را بگیرد جالب اینکه رئیسجمهور آمریکا که بیشتر از هرکسی به قدرت رسانه واقف است شخصا وسط معرکه و در پیشخوان جهت سازی رسانه قرار دارد اما در جبهه خودی که سربازش برگ جدیدی دردفتر حماسه انقلاب رقم زده وراهبرد نظامی کشور که "مذاکره نمیکنیم وجنگ نمیشود" به خوبی نمایان شده نیز جریان رسانه ای دچار سردرگمی است این در حالی است که دست برتر از آن ماست، جامعه جهانی حق را به ما میدهد، به خاک های سرزمینی مان تجاوز شده و به زیباترین شکل حق متجاوز را کف دستش گذاشته ایم و بهترین فرصت برای دفاع از غرور ملی و اعتماد به نفس عمومی و ترساندن دشمن از جنگ و پیامدهای آن پدید آمده ولی رسانه ملی و به دنبال آن رسانههای مکتوب و غیر مکتوب در انفعال و چنددستگی به سر می برند.
شاهد مثال ما تیتر یک روزنامههای اولین روز بعد از حادثه است که نشان دهنده فضای رسانه ای کشور می باشد از روزنامه های وقت نشناسی که سر در برف سکوت و بی توجهی دارند که بگذریم سه دسته عمده باقی می ماند، دستهای مارش پیروزی زده اند واز این دستاورد بزرگ به خوبی حماسه سرایی می کنند، دسته ای به موضوع نگاهی خنثی داشته و با موضع گیری عادی خود فقط به چیستی و چرایی حادثه اشاره می کنند اما دسته ای از روزنامهها هم هستند که واژگان ترس را برای انعکاس واقعه به کار میبرند و در وسط معرکه نظامی حرف از دیپلماسی و مذاکره ،بخوانید عقبنشینی، را پیش می کشند.
بدتر از رویکردهای مختلف رسانهای کشور و نبود خط واحد خبری، عدم وجود پیوست رسانه ای در کلان کشور در خصوص رویدادهای این چنینی است، اتفاقاتی که فارغ از اختلاف سلیقه های سیاسی و رقابت های جناحی یک دستاورد ملی به ارزش ملی شدن صنعت نفت دارد.
اگر رویکرد واحد در مدیریت کلان رسانه کشور بود از فرصت پیش آمده می شد خیلی بهتر اولا در جهت کاهش هیمنه و هجمه رسانهای دشمن و ثانیاً افزایش غرور و اعتماد به نفس ملی برای پیشبرد اهداف کلان و عبور از تحریم و جنگ اقتصاد ی بهره برد، ثالثاً خودباوری مردم جهان در مقابله با استکبار و سلطه جهانی را بالا برد.
گلوبال هاوک نه تنها سند سردرگمی رسانههای کشور و فرصتسوزی دوباره آنهاست، سندی بر اهمیت مدیریت یکپارچه رسانی در دنیای امروز می باشد که در کنار قدرت نظامی نقش شایانی در استیلای یک کشور و ملت ایفا می نماید.
159
ارسال نظر