شناسه خبر: ۱۴۱۶۳۴
لینک کوتاه کپی شد

لمس مرگ در ایستگاه آخر؛ مصائب شیرین بانوی غسال سبزواری

غسالان جزو آن دسته گروه‌های اجتماعی هستند که موقعی سروکارمان به آنها می‌خورد که در ایستگاه آخر هستیم و زحمت کارشان را درک نمی‌کنیم اما دیگران این زحمت را می‌بینند و باید برای کارشان ارج بیشتری قائل بود.

لمس مرگ در ایستگاه آخر؛ مصائب شیرین بانوی غسال سبزواری

به گزارش مشهد فوری ،فقط باید یک «غسال» باشی تا طعم تلخ نگاه‌های سرد و ترس آلود اطرافیان را به خود و دست‌هایت را بچشی. فقط باید یک غسال باشی تا ببینی که دیگران طوری نگاهت می‌کنند که انگار از آن دنیا آمده‌ای؛ اما اگر همین غسالان نبودند چه کسی حاضر بود این تکلیف شرعی را انجام دهد؟

غسالان دل دارند،دلی که بتواند یاد مرگ را هر روز ببیند اما برای فراز و نشیب‌های زندگی آماده باشد.غسال بودن شجاعت می‌خواهد؛ شجاعتی از جنس زنان و مردان غسال اما نگاه‌های بعضی از مردم آنها را می‌رنجاند.محبوبه شورابی یکی از غسالان بانوی سبزوار است که از سال 79 به این شغل روی آورده است.

به شغلم افتخار می‌کنم

وی در گفت‌وگو با خبرنگارما در سبزوار گفت: 19 سال است که غسال هستم و به شغلم افتخار می‌کنم و یقین دارم این کار از همه کارها برای من باارزش‌تر است و در تمام طول خدمت بدون هیچ چشم داشتی برای رضای خدا تلاش کردم و می‌دانم آخر همه انسان‌ها این جایگاه است.

وی ادامه داد:صاحب خانه ما غسال بود و آن زمان به دلیل تنگ دستی زیادی که در زندگیمان داشتیم ایشان مرا راهنمایی کرد به شهرداری بروم و درخواست کار بدهم؛ وقتی نزد شهردار رفتم؛ به بنده گفت: دخترم تو جوان هستی نمی‌ترسی از این کار؟ پاسخ دادم: خیر و از فردای آن روز به سرکار رفتم.

شورابی اظهار کرد: هنگامی که در آرامستان هستم آرامشم بیشتراست و اکثر اوقات بیشتر از ساعت کاری‌ام در این محل باقی می‌مانم.

وی با اشاره به تعداد فوتی‌های که وی غسل می‌دهد ادامه داد: روزانه 10 زن و مرد غسل می‌شوند و از کودک چهارماهه به بالا غسل صورت می‌گیرد. زمانی که غسل می‌دهم همیشه ذکر می‌گویم و دعا می‌خوانم و صلوات می‌فرستم.

فرزند آخرم را که باردار بودم و در تمام دوران بارداری‌ام سر کار می‌آمدم و در روز آخر 5 میت را غسل دادم و روانه بیمارستان شدم و بعد از زایمان تمام سروصداها در ذهنم مانده بود و تا 40 روز افسردگی گرفته بودم، اما به لطف خدا این فرزندم بسیار متدین و مومن است.

غسالان ساعت ندارند

علی اصغر رباطی غسال دیگری است که 11 سال است به این حرفه مشغول است و قبل از آن کارمند شهرداری بوده و در ماه‌های آخر خدمت خود به سر می‌برد.

وی نیز می‌گوید: از شغلم بسیار راضی هستم؛ با اینکه شغل ما ساعت ندارد، در هر ساعت از شبانه‌روز تصادفات جاده‌ای صورت می‌گیرد ما جهت تحویل جنازه و انجام فرایض غسل اعزام می‌شویم.

وی در مورد یکی از خاطراتش گفت: چندی پیش نیسانی که راننده آن فوت کرده بود و سرنشین دیگری نداشت، همراه خود مقدار زیادی وجه نقد همراه داشت که بعد از تحویل دادن وسایل این فرد به نیروی انتظامی وجه نقد را نیز تحویل دادم.

محبوبه شورابی؛ بانوی غسال سبزوار اما در مورد سختی‌های کارش گفت: از نگاه مردم به این حرفه بعضا متاثر می‌شویم، مردم بدانند شغل ما یک واجب کفایی است و امیدوارم نگاه مردم نسبت به شغل ما عوض شود؛ اگر به گذشته برگردم باز هم هم غسال می‌ شوم ، هر چند در غم مردم باید شریک شویم اما با تمام تلخی‌ها و اتفاقات ناگواری که در این شغل هست آرامش بیشتری هم وجود دارد.

منبع: تسنیم

159

  • مهدی. بیونقی ارسالی در

    سلام .واقعا خسته نباشی به این خانم وتمام کسانیکه تواین شغل مشغولن میگم وشغلشون واقعا شریفه واحترامشون واجب تشکر بابت زحمات این خانم وهمکارانش

ارسال نظر