عارضههای کشنده نگاه طبقاتی
عباس محمدیان، رئیس بسیج رسانه خراسان رضوی
نظامِ کاستی، قرنهاست برافتاده و دیگر طبقات را نمیتوان کادربندی شده از نسلی به نسل دیگر سپرد. حالا در جهان "روستازادگان دانشمند" به وزیری پادشاه نمیروند تا "پسران ناقص عقل وزیر" برای گدایی به روستا بروند. بلکه نظامهای شاهی را هم برانداختهاند و طرحی نو درانداختند تا افراد بتوانند به وسع دانش و توانشان، در نظامات جدید صاحب جایگاه شوند. در کشور خود ما، ایران عزیز هم با انقلاب اسلامی، ساحتی نو و بستری تازه براساس عدالت برای پیشرفت شکل گرفت تا همگان را فرصت، برابر باشد. با انقلاب، قلم قرمز کشیدیم بر طرحها و قوانینی که راه را برای گروهی از اشرافزادگان به شاهراه میرساند و برای دیگر مردم، به کوچه بن بست! از جمله فلسفههای ایجادی انقلاب همین بن بستشکنی و راهبندی بر شاهراه بود تا همه چیز بر تراز عدالت شکل بگیرد اما....اما.... دلم نمیآید و قلم هم در شرم مینشیند اما باید گفت که طبقاتی جدید و با عناوین دیگر شکل گرفته است و باز کوچه بن بست، سهم افراد مستعد است که دستی در دست اهالی رانت ندارند! دریغا که برخی به شتاب از آرمانهای انقلاب دور میشوند و دریغا که دگر باره میان آحاد جامعه، طبقات گوناگون شکل میگیرد و فاصلهها روز افزون میشود. این وضع را به جرات میتوان ضدانقلابیترین اوضاع نامید که اگر چاره نشود، راه را برای بیچاره کردنمان باز خواهد کرد به اندازه همان "شاهراههای منحوس" که ذکرش رفت. این فاصله و شکاف بستر ساز آسیبهای متعدد اجتماعی میشود که اساس جامعه را هدف قرار میدهد. افزایش نزاعهای اجتماعی که از سال 96 - پس از چهار سال کاهش- دوباره افزایشی شده است. آمارهای طلاق که دارد خود را از یک سوم ازدواج بالا میکشد، آمار پروندههای قضایی که دارد رکورد هندوستان 1 میلیارد و360میلیونی را رد میکند و... از همین شکافهای طبقاتی نشات میگیرد. در هندوستان، افراد شرایط را برای خود هموار میکنند با پذیرش وضعی که در آن قرار دارند اما این جا ایران است. کسی به شرایط رضا نمیدهد و نباید هم بدهد. فرصت برابر، حق همه است و همه باید از امکانات یکسان برخوردار باشند. حالا این که هر کس چه بهرهای از امکانات یکسان میبرد و ممتاز میشود، به قاعده عدالت است. کسی را هم حرفی نمیرسد اما این که گروهی در شرایط از ما بهتران باشند و بیشمار مردم از ما بدتران، را با روح انقلاب و فلسفه ایجادی نهضت، منافاتی آشکار است. روحی که به عدالت و مساوات و قسط، روحی تازه بخشید. اما...اما.... برخیها با طبقهسازی جدید، با ژن خوب، با آقازادگی، با رانت بازی و قبیلهگرایی و گروه سالاری دارند با آن آرمانهای روشن پنجه در پنجه میشود آن هم در برخی مواقع به نام انقلابیگری! حال آنکه به جرات میتوان ضد انقلابی خواند این رفتارها را. میتوان یاس برخاسته از این منش را در میان مردم به وفور حس کرد. میتوان فاسدهای این نگاه طبقاتی را در عرصههای جامعه و فرهنگ و سیاست و به ویژه اقتصاد دید و احصا کرد و نشان داد. فکر میکنم باید این بیماری را به فوریت مداوا کرد و الا این باتلاق، همه چیز را میبلعد. این دهان گشاده را با جامعهای در تراز دینی و انقلاب، با عدالت تمام ساحتی میتوان بست و جز عدالت، جز جراحی در شرایطی، درمان دیگر را نمیشود سراغ گرفت.
منبع: مشهد فوری
196
ارسال نظر