قاچاقچی نیستم اما ...
من نه تنها قاچاق فروش نیستم بلکه از این کار به شدت متنفرم ولی یک اشتباه احساسی عاشقانه زندگی مرا نابود کرد و به اجبار با مواد مخدر سنتی و صنعتی آشنا شدم تا جایی که ...
زن 22 ساله ای که به اتهام همدستی در خرید و فروش مواد مخدر به همراه شوهرش در یکی از پارکهای مشهد دستگیر شدهاست، درحالی که به شدت اشک میریخت، با بیان این که من قاچاق فروش نیستم، درباره ماجرای زندگی اش به کارشناس اجتماعی کلانتری قاسم آباد گفت: فوق دیپلم گرفته بودم که با «امیرعباس» آشنا شدم. او جوانی خوش بیان و خنده رو بود، به همین دلیل من هم با یک لبخند خیابانی به او دل بستم و بدین ترتیب روابط پنهانی ما آغاز شد. آن قدر احساسات و هیجانات عشق و عاشقی های دوران جوانی چشمانم را کور کردهبود که حتی زشتی ها و پلیدی های وجود او را به گل و بلبل تشبیه میکردم و در ذهنم از او یک مرد ایده آل ساخته بودم تا جایی که وقتی فهمیدم «امیرعباس» سابقهدار است و قبلا به جرم حمل و نگهداری مواد مخدر مدتی را در زندان گذرانده، هیچ اهمیتی به آن ندادم و خیلی راحت از کنار این موضوع گذشتم. اگرچه در همین مدت ارتباط پنهانی او را جوانی شراب خوار و رفیق باز یافتم اما همه این ها را زیر پایم گذاشتم و او را بر بلندای قصر آرزوهایم دیدم. یک سال قبل، وقتی امیرعباس به خواستگاریام آمد، پدرم در همان دیدار اول او را لایق من ندانست و با این ازدواج
مخالفت کرد. مادرم نیز معتقد بود خانواده او در شأن ما نیستند ولی من به ازدواج با او اصرار میکردم زیرا با همین ادعاهای پوچ و هیجانی دوران جوانی به خودم ثابت میکردم که من با عشقی آتشین او را به زندگی عادی باز میگردانم و عشقم را به پایش میریزم. اما یک ماه بعد از ازدواج، تازه فهمیدم که همه این ادعاهای بی اساس و هیجانی فقط یک مشت حرف های پوچ و بیهوده است که برای رسیدن به هوس ردیف میشوند. در همان آغاز زندگی مشترک، امیرعباس سراغ دوستان ناباب و کارهای خلاف گذشتهاش رفت. شبها دیر به خانه میآمد و پاسخ اعتراضم را با مشت و لگد میداد. دوست داشتم مانند روزهای اول عاشقی در کنارش باشم و با او حرف بزنم ولی چهره درهم و بی توجهی هایش دلسردم میکرد. امیرعباس مرا مجبور کرده بود برای فروش مواد مخدر همراهیاش کنم تا پلیس به او مشکوک نشود. در حالی که حتی نام مواد مخدر را نمیدانستم، مجبور بودم برای فریب پلیس، در کنار شوهرم قرار بگیرم. تا این که یک روز وقتی با همین شگرد در یکی از پارک های منطقه قاسم آباد مشهد در حال توزیع مواد مخدر بین معتادان پارک بودیم، ناگهان در محاصره نیروهای انتظامی قرار گرفتیم و ...
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی
منبع: روزنامه خراسان
196
ارسال نظر